بسم الله الرحمن الرحیم

کاربردهای واژه فرهنگ در زبان فارسی

در بررسی زبان و ادبیات فارسی برای واژه فرهنگ چهار حوزه کاربردی می یابیم.

 1- «فرهنگ» در ارتباط با طبیعت  (فرهنگ به معنای مظهرقنات،  یا به معنای شاخه­درختی که آن را بریده و در جای دیگری می­کارند و...)

 2- «فرهنگ» در ار تباط با جامعه  (میراث جامعه، جلوگاه رشد وتعالی وکمال جامعه، مجموعه­ای از نهادها، ساختارها یا الگوهایی که هویت­بخش جامعه می­باشند، اصلی­ترین تجلی حیات­جمعی انسان و...)

3- «فرهنگ» در ارتباط با انسان  (ذهن تکامل یافته، روند تکامل ذهنی، ابزارتکامل ذهنی، جلوه­های تکامل ذهنی و ...)

4- «فرهنگ» به عنوان اسم  (اسم مکان، سازمان، فرد و...)

همچنین در بررسی تعاریف ارائه شده از«فرهنگ» درمی­یابیم که بر سه محور در تعاریف تکیه گردیده است.

1-       محورشناختی («فرهنگ» شناخت لازم برای مواجهه با واقعیات پیرامونی را فراهم  می­سازد.)

2-          محورهنجاری («فرهنگ» مجموعه­ای از بایدها و نبایدها است که هدایت کننده و تنظیم کننده رفتار می­باشد.)

3-     محور مادی («فرهنگ»  مجموعه­ای از پدیده­ها و عوامل مادی زندگی است.)