م الله الرحمن الرحیم

 از مورچگان بیاموزیم

 

1- توکل . گاهی اوقات یک مورچه با تحمل سختی‌ها و مشکلات فراوانی از یک ساختمان چند طبقه بالا می‌رود اما به اسباب مختلفی از بالا سقوط می‌کند و تمام زحمت‌هایش به هدر می‌روند اما خسته نمی‌شود ویأس و ناامیدی بر درونش رخنه نمی‌کند بلکه بار دیگر همان راه را در پی گرفته و از صفر شروع می‌کند .


2-  قناعت .  زمانی که مورچه دانه‌ای را یافت آن را به چهار قسمت تقسیم نموده و در انبار ذخیره می‌کند و به هنگام نیاز تنها به مقدار نیازش آنها را از انبار بیرون می‌آورد و بقیه به عنوان ذخیره در همان محل باقی می‌گذارد تا اینکه در روز مبادا نیازهایش را برطرف کند.

3-  صداقت و بد پنداشتن دروغ ودروغگویی. علامه ابن قیم در کتاب مفتاح دار السعاده از یکی از عارفان نقل می‌کند که ایشان می‌گوید: روزی مورچه‌ای را دیدم که خود را به تکه‌ای از یک ملخ نزدیک کرد و خواست آن را بلند کند اما به تنهایی قادر به این کار نبود لذا از آنجا رفت و پس از مدتی مشاهده نمودم که با گروهی به سمت ملخ می‌آیند زمانی که مورچه‌ها را را مشاهده کردم ملخ را از زمین برداشتم و مورچگان هنگامی که به جایگاه ملخ رسیدند چیزی را نیافتند و برگشتند. پس از رفتن آنها بار دیگر ملخ را در همان مکان قرار دادم و باز همان مورچه آمد و نتوانست آن را بلندکند و برگشت و گروهی را همراه خود آورد اما باز هم من ملخ را بلند کردم و مورچه‌ها دست خالی برگشتند بار دیگر ملخ را در همان مکان قرار دادم و باز مورچه آمد و نتوانست آن را بلند کند و برگشت و برای بار سوم مورچه‌ها آمدند و باز من ملخ را برداشتم. برای بار سوم که مورچه‌ها چیزی را نیافتند گرداگرد و حول آن مورچه حلقه زده و او را محاصره کردند همگی به طرف او حمله برده و او را تکه تکه کردند. این داستانی است که علامه ابن قیم به نقل از یکی از عارفین در کتابش مفتاح دار السعاده ذکر می‌کند درست است که مورچه این داستان بی‌گناه کشته شد اما چیزی جای شگفتی دارد و قابل اهمیت است این واقعیت است که مورچگان به صداقت و راستگوی اهمیت می‌دهند و از دروغ و دروغگویی متنفرند

4-  حلم و بردباری. درس دیگری که از داستان می‌گیریم حلم و بردباری مورچه‌ها است که برای بار اول و دوم آن مورچه را مجازات نکردند بلکه به وی مهلت دادند تا بلکه بی‌گناهی‌اش را اثبات کند گرچه خود سخنان مورچه را شنیده و چیزی را نیافته بودند اما از مجازات آن مورچه سرباز زدند زیرا شاید ملخی وجود داشته باشد و آنها اشتباه کرده باشند اما برای مرتبه سوم که چیزی را نیافتند گمان بردند که آن مورچه به آنها دروغ می‌گوید لذا او را تکه تکه کردند

5- تعامل و همکاری. از شگفتی‌های دیگر که در این موجود ضعیف وجود دارد و هر انسانی باید از آن درس بگیرد تعامل و همکاری در مسیر بر طرف کردن مشکلات و نیازهای یکدیگر می‌باشد. هنگامی که مورچه‌ای چوب یا دانه و یا چیزی دیگر را یافت که قادر به حمل آن نبود و جماعت و گروهی از مورچه‌ها را دید که از کنارش می‌گذرند از آنها تقاضای کمک می‌کند و آنان نیز بدون هیچ بهانه‌ای و بدون گریز از این کار با صمیمیت کامل او را در حمل آن شیء و رساندن به خانه‌اش یاری می‌کنند