شورای عالی انقلاب فرهنگی، قرارگاه کدام فرهنگ ؟

ستاد انقلاب فرهنگی که در سال 1359 با فرمان حضرت امام خمینی « ره » شکل گرفته و پس از دوبار ترمیم توسط ایشان در سال 1363 ، عنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی یافت. این شورا از ابتدا طبق فرمان حضرت امام خمینی « ره » و بنا به ضرورت، به حوزه تعلیم و تربیت پرداخته و تمامی هم خود را بر محورهای: 1- تربیت استاد 2- گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏­ها 3- گزینش دانشجو 4- اسلامی کردن جو دانشگاه­ها 5- تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه­ها بر اساس فرهنگ اسلامی و 6- رسیدگی به دبیرستانها و دیگر مراکز آموزشی، متمرکز می­کند.

هر چند که شورای عالی انقلاب فرهنگی  از سال 64 «شورای فرهنگ عمومی»  را به عنوان متولی امورمهمی  همچون بسط فرهنگ اسلامی و مقابله با مظاهر منحط فرهنگ­های بیگانه، تدوین طرح­هایی برای هماهنگی کوشش­های فرهنگی و هنری و تبلیغی، معرفی فرهنگ اسلامی در سطح جهانی، مطالعه و ارزیابی وضع فرهنگ عمومی کشور، تدوین سیاست­های رشد و شکوفایی استعدادها، تصویب اساسنامۀ انجمن­ها، گروه­ها، مؤسسات و مراکز فرهنگی و هنری غیر آموزشی ، تصویب ضوابط اعطای جوایز و نشان­های فرهنگی و هنری و ...،  تشکیل داده است؛ اما توجه بیشتر شورای عالی انقلاب فرهنگی به مباحث حوزه تعلیم و تربیت به گونه­ای بوده است که این تصور شکل گرفته است که گویا این شورا فرهنگ را معادل آموزش یا تعلیم و تربیت گرفته است.


حال که چند سال پیاپی است مقام معظم رهبری شورای عالی انقلاب فرهنگی را قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشورو اتاق فرمان فرهنگی کشوردانسته و پیگیر تحول در تمامی عرصه های فرهنگی هستند، ضروری است شورا با تغییر رویکرد و محور و با درک صحیح از کار فرهنگی و کار قرارگاهی این انتظار را برآورده سازد.

بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی « ره » که اقدامات فرهنگ ساز خود را از سال­های دور و به ویژه از خرداد ماه سال 1342 آغاز نموده بودند با صدور پیام نوروزی سال 1359  بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‏ های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکیدمی نمایند.پس از صدور این پیام ، اعضای شورای انقلاب با حضرت امام خمینی « ره » ملاقات  و به دنبال آن در بیانیه مورخ 29/1/59 خود مقرر می دارندکه؛ دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه‏ های گوناگون خارج شود. به دنبال آن دانشگاهها تعطیل می شوند.پس از تعطیل رسمی دانشگاه ها، امام خمینی«ره» در تاریخ 23/9/1359 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادرمی­نمایند .

ستاد انقلاب فرهنگی طبق این فرمان حضرت امام خمینی « ره » ملزم بود که در برخورد با مسایل دانشگاهی فعالیت‏های خود را بر چند محور متمرکز کند: 1- تربیت استاد 2- گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ ها 3- گزینش دانشجو 4- اسلامی کردن جو دانشگاه‏ ها 5- تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه‏ ها بر اساس فرهنگ اسلامی و 6- رسیدگی به دبیرستانها و دیگر مراکز آموزشی، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.

در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستادانقلاب فرهنگی و مخصوصاً حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ‏ای)، امام امت در تاریخ 8/6/62 طی نامه‏ ای به پیشنهاد رئیس جمهور مبنی بر ترمیم و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی پاسخ دادند و نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین را به عنوان اعضای ستاد انقلاب فرهنگی تعیین فرمودند.با بازگشایی دانشگاه­ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد و در 19 آذر 1363 دومین ترمیم عمده ستاد انقلاب فرهنگی توسط حضرت امام خمینی (ره) انجام گرفت.

سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی توسط مقام معظم رهبری انجام می شود. حضرت ‏آیت ‏الله ‏خامنه ‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخی 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید می­فرمایند.

در بخشی از این پیام، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:

«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده تر فرا می خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‏سوادی و عقب ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت گماری برمی‏ انگیزد».

 بدین ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات تشکیلاتی ‏می شود. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیت­های خود به «مدیریت فرهنگی» جامعه در عرصه های مختلف بپردازد و با سیاست­گذاری‏های اصولی خود زمینه را برای پیدایش جامعه‏ای بهره­‏مند از حیات طیبه الهی فراهم سازد.

آن­چنان که از متن پیام های بنیان­گذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری در ارتباط با ایجاد ستاد انقلاب فرهنگی و ترمیم های آن بر می آید مراد از انقلاب فرهنگی، انقلاب آموزشی نبوده است و یا اینکه آن­ها هیچ­گاه  فرهنگ را صرفاٌ معادل آموزش ندانسته­اند بلکه به جهت نقش و تاثیر آموزش و فضای آموزشی بر فرهنگ جامعه ، تاکید اولیه بر اصلاح و تحول آموزش و تعلیم و تربیت بوده است .

مقام معظم رهبری طی دیداری که در تاریخ 26/9/81 با اعضای شورا برگزار می­شود، جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در کشور بی­بدیل و این شورا را «اتاق فرمان فرهنگی کشور» و «مرکز مهندسی فرهنگی کشور» معرفی می­نمایند .

معظم له در مورد اهمیت رسالت شورای عالی انقلاب فرهنگی می­فرمایند:

«فرهنگ کشور کاملاً به یک نظم و جهت­گیری و جهت­یابی و انسجام بخش­های گوناگون دولتی و غیردولتی در باب فرهنگ احتیاج دارد و در این جاست که این مقوله می­تواند تأمین شود، نه در کمیسیون دولت، نه درکمیسیون مجلس و نه در هیچ جای دیگر، این مقصود عملی نیست.»

هم­چنانکه در این مختصر که در باب ضرورت تاسیس و پیشینه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمده است ، هر چند که در ابتدا در مقوله فرهنگ بخش آموزش و به ویژه آموزش عالی مورد عنایت ویژه بوده است اما به این معنا نبوده است که هدف از ایجاد این شورا صرفاَ تحول و یا به عبارت صحیح تر انقلاب در حوزه تعلیم و تربیت چه در سطح عمومی وچه سطح عالی باشد.حال که از شرایط ابتدایی انقلاب فاصله گرفته و مقام معظم رهبری ، شورای عالی انقلاب فرهنگی را متولی مدیریت فرهنگی جامعه ، اتاق فرمان فرهنگی کشور و مرکز مهندسی فرهنگی کشور معرفی نموده و شورا را قرارگاه فرهنگی کشور دانسته­اند ؛ ضروری است  تا شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به تغییرات مفهومی فرهنگ در بستر تاریخ و نگاه عمیق و اصولی مقام معظم رهبری به فرهنگ و همچنین مفهوم قرارگاه و کار قرارگاهی ، تکلیف خود را با مفهوم فرهنگ مشخص کرده و خواسته ایشان را هر چه سریع­تر و با دقت و همه جانبه عملیاتی نمایند.چرا که اگر شورای عالی انقلاب فرهنگی هم­چون ابتدای انقلاب توجه ویژه خودرا کماکان معطوف به نهادهای رسمی متولی نظام تعلیم و تربیت قرار داده و فرهنگ عمومی  با آن گستره وسیع و پیچیده را در اولویت دوم کار خود قرار دهد قطعاٌ اهداف مد نظر تامین نخواهد شد.

مقام معظم رهبری در باره کار فرهنگی و اهمیت آن عبارت های بسیار حکیمانه ای دارند برای مثال به این چند عبارت توجه کنیم:

کار فرهنگی را درست لخت کنیم و بفهمیم یعنی چه. کار فرهنگی، آن چیزی نیست که لباس فرهنگی دارد. لباس فرهنگی، یعنی نوشته و کاغذ و قلم و امثال اینها. این، فرهنگ می‏شود؛ اما کار فرهنگی نیست. (1369)

کار فرهنگی، فقط درس دادن و گفتن نیست. گاهی شما به دست یک نفر قرصی می‏دهید، یا در دهان کسی لقمه‏یی می‏گذارید. این کار، فرهنگی است. (1369)

فرهنگ کشور کلاً به یک نظم و جهت‌گیری و جهت‌یابی و انسجام بخشهای گوناگون دولتی و غیردولتی در باب فرهنگ احتیاج دارد، و در این جاست که این مقوله می‌تواند تأمین شود. نه در کمیسیون دولت، نه در کمیسیون مجلس و نه در هیچ جای دیگر. این مقصود عملی نیست. بنابراین جایگاه شورا کاملاً بی‌بدیل است. (1381)

"مهندسی فرهنگی کشور" به عهده شماست. گفتیم این‌جا "قرارگاه اصلی" است. (1384)

مرحوم دهخدا گاه را سریر ، تخت آراسته پادشاهان و به عنوان پسوند بیان کننده زمان و قرارگاه مسکن و منزل و خانه وماوا جایی که در آن قرارگیرند- جای استراحت و آرامش - تعریف کرده است. اما در اصطلاح قرارگاه مرکزی  است که باید رده های تحت تابعیت خودش و کلیه مجموعه های وابسته را در هر جایی که هستند، به­صورت متمرکز و تحت نظارت یک شبکه درآورد. قرارگاه یعنی ستادی هدایت کننده، هرگاه در موضوعی و برای تحقق هدفی منظومه ای از افعال و اعمال متنوع مورد نیاز باشد که اجرای آن­ها برعهده دستگاه­های مختلف  باشد معمولاٌ دسترسی به اهداف به آسانی صورت نخواهد گرفت و بالطبع متولی هر بخش از آن مجموعه و منظومه افعال و اعمال مسئولیت عدم توفیق را نپذیرفته و دیگری را مقصر می داند . تشکیل ستاد هدایت کننده و هماهنگ کننده راهکاری است برای مقابله با این دست از آفات  و گامی در جهت تضمین تحقق اهداف . در ادبیات نظامی که وحدت فرماندهی یک اصل بوده و عدم تحقق اهداف ضایعه ای سنگین شمرده شده و بعضاٌ غیر قابل جبران است ، به این ستاد هدایت و هماهنگ کننده قرارگاه اطلاق می شود .بنابر این از منظر نظامیان قرارگاه موقعیت و محلی در منطقه واگذار شده به چند یگان نظامی‌ مثلاًٌَ چندین لشکر است.که فرماندهان آن یگان­ها در آن موقعیت تحت امر فرمانده قرارگاه به طرح­ریزی واجرای طرح­های مصوب پرداخته و هر یگان بنا به صلاحدید اجرای بخشی از ماموریت را عهده دار شده وموظف می­گردد ضمن اینکه  افعال و اعمال لازم را با یگان های همجوار هماهنگ و همسو انجام دهد و در صورت ضعف یا مواجه شدن با رویداد پیش بینی نشده در حد یگان همجوار به کمک آن یگان هم بشتابد.  در عرصه فرهنگ که گستره فعالیت­ها بسیار بوده و از پیچیدگی زیادی هم برخوردار است و مدعیان و متولیان بسپارند یعنی یک طرف صدا و سیما کار فرهنگی می کند، یک طرف سازمان تبلیغات اسلامی و.. از یک طرف هم تشکیلات رسمی فرهنگی کشور ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) برای اینکه این فعالیت ها پریشان و خنثی کننده همدیگر نباشد، نیازمند یک قرارگاه فرهنگی هستیم که هدایت ها و هماهنگی ها در نظر گرفته شود.البته در این قرارگاه باید فرهنگ کشور آرام و قرار گیرد و برای تحقق این قرار اعضای قرارگاه باید قرار را از خود دور کرده لباس کار بر تن کرده و با مد نظر داشتن توصیه های عالمانه مقام معظم رهبری ازجمله موارد زیر به تلاش بی وقفه و ایثارگونه بپردازند.

مسایل فرهنگی حقیقتاً در خور این است که به آن، باسعه‏ی صدر و اهتمام و دلسوزی عمیق و همراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی بشود. 12/10/1368

من از کسانی که الان مسؤولان رسمی امور فرهنگی هستند، توقّع و خواستم این است که به‏طور جدّی تجدید نظر کنند و ببینند عیب کارشان کجاست. 9/7/1378

کار فرهنگى بایستى مدبرانه، عمیق، با حوصله و از سوى آدمهاى باصلاحیت و کارشناسهاى حقیقتاً وارد، در همه‏ى شعبه‏ها و شاخه‏هاى گوناگون فرهنگى مورد توجه قرار بگیرد. 6/6/1385

با این حساب به نظر می رسد ضرورت دارد اکنون وظایف ، شورای فرهنگ عمومی که متولی امورمهمی  مانند تدوین هدف­ها و اصول سیاست­های فرهنگ عمومی کشور به منظور بسط فرهنگ اسلامی و مقابله با مظاهر منحط فرهنگ­های بیگانه است ؛ وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی تلقی شده وریاست آن راهم که اکنون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر عهده دارد رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی (رئیس جمهور) عهده دار گردد؛  ودر کنار آن دو شورای آموزش عمومی  با ریاست وزیر آموزش و پرورش و آموزش عالی  با ریاست وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری ایجاد و پیگیر وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه آموزش گردد.

مجید اسدی

دانشجوی دکترای فلسفه فرهنگ

تیرماه 1389

http://farhangenaghz.persianblog.ir