بسم الله الرحمن الرحیم

سفید کن،سیاه کن

در معرکه زادروز( جشن تولد)  یکی از جوره ها (دوستان) بر سر دسترخان (سفره) هم کاسه اکه( برادر-آقا) خوش پوشی شده و هردو با دست به جان گوشتهای بریان روی آشهای تاجیکی افتاده و پس از میده کردن ( ریزکردن) آنها با لذت تمام آش چرب و چیلی را نوش جان کردیم بگذریم که او آنچنان با مهارت لقمه می گرفت که نه تنها هر لقمه اش چند برابر من ثمر داشت بلکه قطره ای از روغن بسیار آش هم بر روی لباسش نچکید اما من که تنها چند لقمه ناچیز بیشتر نگرفتم در بازگشت ناچار شدم پیراهن و شلوارم را به جامه شور ( لباسشویی) بسپارم.

بعداز خوردن اوقات و گرفتن دیگر چیزها از دسترخان از او پرسیدم که کیست و به چکار مشغول است؟  خودش را معرفی کردو گفت: که سفید کن است.

 واژه سفید کن برایم اینقدر سوال برانگیز شد که نه نامش و نه نسبتش با جوره ام در ذهنم نماند.

از او سوال کردم که: سفید کن یعنی چه؟

 

 گفت: همان که درکار سود است.

گفتم سودچی؟

.....

گفت وگویمان زیاد به طول انجامید تا به هر طریقی بود فهمایم ساخت که آنکه در دادگاه (سود) بر علیه متهم حرف زده و جرایم اورا برمی شمارد(دادستان) سیاه کن است و آنکه تلاش دارد تا متهم را از اتهاماتش مبرا سازد وکیل ( سفیدکن).