بسم الله الرحمن الرحیم

زَریَد

ترُوبکه پس از برقرای چند علاقه بی زرید شد و از کار ماند...زریدمونک را کافت تا یافت .تروبکه را به  زریدمونک ماند. اما رازیتکه را نیافت... به کابینت دیگر رفت  و رزیدمونک را در رازیتکه ماند  ولی سویت نبود..... نسترینش گریخت و باسرویرانی تروبکه را پرتافت ........

...

زرید= شارژ- انرژی

ترُوبکه = گوشی تلفن

زریدمونک = شارژر

کافت = جستجو کرد

رازیتکه = پریز

کابینت = اطاق

سویت = برق

علاقه = ارتباط

نسترین = اعصاب

سر ویرانی = عصبانیت

پرتافت = پرتاب کردن - دور انداختن