بسم الله الرحمن الرحیم

دیگ دان گرفته

چند روزی بود که "کسل" (بیمار) شده و حالم مساعد نبود . امروز که برای دیدن یکی از استاد به آکادمی رفتم . استاد با دیدنم گفت: چه "خیلی"(چطوری) ؟ چند روز است که "کم نما شده ای" (پیدات نیست)؟ نکنه "دیگ دانت گرفته باشد"؟

پرسیدم استاد دیگ دان چیست ؟

خنده ای کرد و گفت : تو از جمله دانشجویانی بودی که همیشه به آکادمی می آمدی حالا که چند روز است نیامده ای گفتم حتماً چشم به تو رسیده ( چشم زخم زدن) و دیگدانت گرفته است.  

پرسیدم برای باز شدن دیگدان چه باید کرد؟

گفت : یک قوطی چه گوگرد(قوطی کبریت) بیار تا دیگدانت را نیست کنم.

قوطی کبریتی آوردم ایشان هفت چوب کبریت را گرفت یک به یک با گفتن بسم اللهی آتش زده درون پیاله چای که نزدش بود افکند . آنگاه وادارم کرد که آن پیاله چای را به نیت باز شدن دیگدان و رفع زخم چشم بنوشم.