بسم الله الرحمن الرحیم

پُدَرکه

ازقپیدن و غم دادن "گئی ها" (مامور راهنمایی و رانندگی) در تاجبکستان کسی نیست که "خفه" (آزرده خاطر) نباشد در این ارتباط شاهد یک نمایش هجوی بودم که بسیار جالب بود.

در این نمایش چند "گئی"  در حال تصمیم گیری خرید "پدرکه" (هدیه) برای همکارشان هستند یک نفرشان پیشنهاد خرید یک ماشین زمانوی را میدهد اما مورد پذیرش قرار نمی گیرد دیگری پیشنهاد خرید یک خانه سه اطاقه در پیش صوم(یکی از بهترین و گرانترین محله های دوشنبه) را می دهد جمع باز هم مخالفت کرده و می گویند این پدرکه برای او کم است در این میان یکی می گوید اگر "شِف" (سردار- رئیس) اجازت دهد یک "پاست" (محل کنترل و استقرارگئی) به او "پدرکه" کنیم

شف گئی ها اعتراض میکند و می گوید این از سرش هم زیاد است در یک روز او پول سه خانه را درمی آورد.!!