بسم الله الرحمن الرحیم

میمونچه

واژه "میمون" و "میمونچه" در ادبیات شفاهی تاجیکان با لحن های متفاوت ادا شده و هر لحن مفهومی خاص و بعضاً متضاد می یابد. در واقع این کلمه به تنهایی خود گپی دو پوسته و شاید هم چند پوسته است.

گاهی به کسی که از او نفرت و کراهتی وجود دارد میمون گفته شده و برای مثال می گویند که:"او مرا نمیفارد، رنگ میمون است".یا اینکه "او اَفت و بشره اش رنگ میمون است و باز کتگی اش در آسمان" (با این که زیبا نیست ولی بسیار خودش را خوب و بزرگ احساس می کند) همچنین به زنانی که آرایششان از حد اعتدال گذشته است میمون گفته وبا اشاره به او می گویند: "خودشه رنگ میمون کرده"

در مقابل به کسی هم که مورد توجه و محبت آنها هم قرار می گیرد میمون یا میمونچه خطاب می کنند.برای مثال مادری که می خواهد فرزندانش را مورد نوازش قرار دهد و محبت خودش را به آنها منتقل کرده آغوش باز کرده و به فرزندانش می گوید: "بیایید میمونچه های خوش روی من". یا اینکه زنی که خود را برای شویش آرایش می کند شویش را خطاب کرده و می گوید: "امشب برای تو خودم را میمونچه کرده ام باز هوشت نرود."

البته اگر واژه میمون یا میمونچه با کراهت و نفرت بیان شود تلاش می شود که به گونه ای گفته شود تا شخص مورد نظر نشنود چون باعث جنجال  و "خرخشه کلان"(دعواو جنجال) می شود اما در مورد خودیها و آنگاه که از روی مهر و محبت گفته می شود سعی میشود هم بلند گفته شود و هم لحن کلام به گونه ای باشد که مخاطب منظور اصلی را درک نمایدکه مراد دوست داری و ابراز محبت است.

گویا در گذشته های نه چندان دور هم آدمان بسیار زیبا با واژه میمون توصیف می شده اند.