بسم الله الرحمن الرحیم

افسوس

امروز جمعه20/1/2012 -- 30/10/1390 به مناسبت 60 سالگی مرحوم محمد رحیم سیدر

که دوسال پیش دارفانی را وداع نموده است ، مجلس یادبود این نویسنده شهیر تاجیک با حضور جمع کثیری از مشاهیر تاجیکستان  در اتفاق نویسندگان تاجیکستان برگزار و از کتاب این نویسنده تحت عنوان "گهواره ناز" رونمایی شد. در این مجلس تعدادی از نویسندگان و شعرای تاحیک در باره شخصیت و آثار مرحوم سیدر سخن گفته و یاد او را گرامی داشتند.

افسوس که این نویسنده توانا و عالم فرصت نیافت تا تمامی افکارش را برقلم روان ساخته و جامعه پس از خود را از ایجادیاتش بهره مند سازد.

افسوس دوم بابت بی توجهی مسئولین سیاسی و فرهنگی ایران در تاجیکستان   نسبت به این نویسنده شهیر که عاشق ایران بوده است و دلبستگی خود را به ایران بزرگ به ویژه دوران پس از انقلاب اسلامی به زیبایی تمام در آثار خود منعکس کرده است.و عدم حضور در این مراسم به بهانه ای همچون همکاری رادیو فردا در برگزاری مراسم.

وافسوس سوم بابت اینکه دوسفرنامه این عزیز که به فارسی ترجمه گشته و زیر چاپ است به این مراسم نرسید.

در ادامه  برش هایی از دو کتاب  این نویسنده شهیر که به همت چند دانشجوی علاقه مند به آثار این عزیزدر ایران زیر چاپ است تقدیم حضور می گردد.

 پنج برش از سفرنامه مرحوم محمد رحیم سیدر به ایران تحت عنوان:

"خواستم در ایران گم شوم اما چه چاره به بخت گمراه"

1- ایرانیان فروغ ابدیت الهی را که وسیله قران کریم از دست عرب به دست آنها رسید در جام خرد ایرانی ریختند و با پندارنیک ، گفتارنیک و رفتار نیک از صراط المستقیم الهی در کشف اسرار بود و نبود، رستمانه اقدام کردند

2- تاجیکستان امروزی وطن واقعی ماست و همچنان تمام جغرافیای شاهنامه وطن فرهنگی ما .آنچنان که حکیم فردوسی از قول افراسیاب می گوید:

  " همه ملک ایران سرای من است                که نیک و بدش از برای من است. "

3- ایران امروزی همانا تمثال رستم است که به امر کاووس اطاعت نکرده و به بستن دست خود اجازت نداد.

4- اگر یک تازه وارد از احوال ملک دارا، آگاهی یافتن بخواهد، اگر در پای تلویزیون به ویژه برنامه های شبکه یکم که در شبانه روز بیست و چهار ساعت پخش می شود بنشیند اگر در هیچ دانشگاهی هم تحصیل نکرده باشد دانشمندی خواهد برخاست و این تمنا سراپای وجود، کس را آتش می زند، که چرا تاجیکستان با داشتن همه گونه نهادهای استفاده از این تلویزیون از آن بی بهره است. در حالیکه خود این کشور نه توانایی تاسیس چنین یک دستگاه معرفت اندازی را دارد و نه دورنمای رسیدن به چنین نعمتی را . 

5- هر پاره خاک ایران یک صحیفه تاریخ است که در هر سطر آن چون سیاهی فرو می­باید رفت. اگر در دیار از خاک انبوه شوره و خار روید؛ در خاک ایران همیشه سنبل می­روید. اگر در خاک دیگر دیارها هرزه هایی روئیده باشد از خاک ایران همیشه دانشمند روییده است و هر احدی که در این خاک قدم می­زند میوه همان کشته های پر حاصل است.

 

پنج برش از سفرنامه مرحوم محمد رحیم سیدر به ایران تحت عنوان: 

یک شب در کنار سنگ مزار فردوسی در طوس 

1- شاهنامه، نامه به شاهی نیست بلکه شاه نامه ها است. 

2- فردوسی بدست ایرانیان جام جم داد و تا فردوسی جم بود جامی نبود . 

3- شاهنامه یک داستان طولانی با وزن و قافیه نیست . دکترین ملی ایرانیان است . نظریه ملی ای است که فردوسی برای دفاع از آن به همه قربانی آماده است. فردوسی سهراب و اسفندیار را برای آن مغلوب کرد که به غایه شاهنامه خلاف بودند. سیاوش برای آن قربان شد که به افراسیاب پیوست . سَلم و طور را فردوسی برای ایرج به بدنامی جاودانی کشاند . 

4- فردوسی برای ایرانیان شعار جاودانه ای پرتافت که: 

 "همه سر به سر تن به کشتن دهیم         به از آن که کشور به دشمن دهیم " 

5- روح رستمی فردوسی در نهاد این ملت برای جاویدان زنده است و انشاالله فیروز خواهد بود . چراکه ایرانیان در جهان تندروی کنونی، یگانه دولتی است که زیر اطاعت هیچ سلطه دیگری نیست و همانگونه که رستم بود، با دست گشاده با جهانیان زورآزمایی دارد .