بسم الله الرحمن الرحیم

آب و هوای فرهنگ

 اجازه می­خواهم ابتدا چند وصف زیبا و قابل تامل از مفهوم "فرهنگ" را نقل کرده آنگاه بحث را پی بگیرم.

 1- آنچه که  بالاترین نیازمندی های انسان را پاسخ داده و انسانیت او وابسته بدان است.

 2- اساس و بنیاد پیشرفت و تعالی انسانها

 3- آن بخش از محیط که بشر خود آفریده است و باید خود را با آن سازگار گرداند .

 4- آیینه تمام نمای خصوصیات و ارزش­های یک  جامعه

 5- سرچشمه باورها، بینش ها، اعتقادات و آداب و رسوم

 این که چه کسی این توصیفات و توصیفات مشابه را از فرهنگ ارائه کرده است مهم نیست، نکته اصلی این است که چون همه تلاش هایی که تا کنون در راستای شناسا سازی مفهوم فرهنگ صورت گرفته است  به  تعریفی جامع و مانع از فرهنگ منجر نشده است توصیفات بسیاری از جمله موارد فوق از فرهنگ به عمل آمده است که همگی جالب توجه و تامل برانگیز هستند.

 در این نوشتار نه با این توصیفات کار دارم و نه با تعاریف بسیار و دسته بندیهایی که از تعاریف فرهنگ صورت گرفته است .تنها اشاره می کنم که  بنا به گفته بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران ، عدم ارائه تعریف خاص و مشخصی درباره ی مفهوم وماهیت فرهنگ به این خاطر است که  فرهنگ از یک مقوله ی متجانس نبوده و بریک واقعیت مفرد نیز دلالت نمی­کند، بلکه تعداد زیادی از عناصر را در سطوح مختلف در برمی­گیرد از جمله: عقاید، عواطف، ارزش ها، هدف ها، کردارها، تمایلات و ...

 قبل از ورود به مبحث اصلی اجازه بدهید کمی هم از آب و هوا بگوییم.

 می دانید و کم و بیش می­دانم که؛ آب مایه حیات و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب برروی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات است. بیش از ۷۵٪ جرم یک انسان آب بوده و بیش از ۷۰٪ سطح کره زمین نیز از آب پوشیده شده  ‌است. لیکن کمتر از 10 درصد از آب‌های کره زمین قابل شرب می‌باشد. ...علاوه براین با توسعه تمدن جدید و صنعتی شدن جوامع، همین منابع محدود آب شرب قابل دسترس هم امروزه در معرض انواع آلودگی‌های میکروبی و شیمیائی قرار گرفته است  و آلاینده‌های فراوانی این منبع حیاتی را به طور جدی تهدید می‌نماید.

 همچنین سوخت و ساز سلولی عمدتاً توسط آب صورت می‌پذیرد و آب به طور دائم سلول‌ها و بافت‌ها را با حمل مواد غذائی تغذیه کرده و سپس مواد زائد آن‌ها را به خارج از بدن حمل می‌کند، که در صورت اشباع بودن مولکول‌های آب از عناصر زائد این توانائی کاهش می‌یابد و عوارض آن به‌صورت‌های گوناگون در سلامتی ظاهر می‌گردد ...آب املاح و مواد معدنی مختلفی دارد که بر حسب آن مواد، طعم و مزه اش تفاوت می‌کند. و انسان‌ها ، قادرند که آشامیدنی بودن آب  و طعم گوارا یا ناگوار آن را ارزیابی کنند. فلذا از آب آلوده حتی الامکان استفاده نکرده و آبی می نوشند که سالم و موافق طبعشان بوده و مناسب نیازهایشان باشد.

 علاوه بر آب همه موجودات زنده، برای زندگی به هوا نیاز دارند. هوای بی‏رنگ و بی‏بو ، ترکیبی از گازهای مختلف است... هوا وزن دارد، صدا را انتقال می‏دهد. بدون آن ما قادر به شنیدن نخواهیم بود... واقفیم هوایی که ما را احاطه کرده و بدون آن بیش از چند لحظه حیات نخواهیم داشت نیز در معرض آلودگی های بسیاری است .اما...

 با این حساب انسان سالم و عاقل از هر آب و هوایی استفاده نکرده و به سلامت آب و هوای مصرفی خود توجه کرده و اجازه آلوده کردن آن را نمی دهد و درصورت وجود اشکال و آلودگی در آب و هوای مصرفی خود در صدد تصفیه و رفع آلودگی آن بوده و درصورت کمبودآب یا عدم امکان رفع آلودگی یا به تغییر مکان زندگی خود اندیشیده و یا اینکه آب و هوای مناسب را به محل زیست خود منتقل می نماید. همچنین بسیاری از انسانها برای تفرج و سرزندگی و نشاط بیشتر به مناطقی که آب و هوای تازه و فرح بخش و بدون آلودگی داشته می روند.

 اگر موافق باشید بنا به ضرورت و براساس ریشه لغوی و توصیف هایی که از فرهنگ شده است  عبارت زیر را  به عنوان مفهوم فرهنگ  مطرح ساخته و مباحث بعدی را مبتنی بر این تعریف و مختصر شرحی که پیرامون آن خواهد آمد ادامه دهیم.

 " فرهنگ مجموعه ای است ارگانیک از مولفه های هویت بخش "

 دراین عبارت «فرهنگ» به مجموعه­ای ارگانیک ازچند مولفه هویت­بخش تعریف شده است. خود این تعریف هم هویتش را از مولفه­ها یا کلید واژه­های اساسی؛  مجموعه ارگانیک، مولفه و هویت  گرفته است.   بدون استثناً همه آنها که «فرهنگ»  را تعریف کرده­اند بر «مجموعه»  بودن آن اذعان دارند و اختلاف تعاریف به محتویات این «مجموعه» و چگونگی ارتباط ، تعامل و وزن اجزای این مجموعه  برمی­گردد.  ارگانیک بودن «مجموعه»  نیز نمایان­گر زنده و پویا بودن «مجموعه» است و اشاره به این نکته دارد که مولفه­های تشکیل دهنده این «مجموعه»  و اجزاء و عناصر هرمولفه میرا و  زاینده­اند. 

 «مؤلفه»  سازه، سازنده و تشکیل دهنده معنا شده است و در اصطلاح تعدادی از اجزاء و عناصر مرتبط و متعامل، تحت یک سازه را «مؤلفه» می­گویند.و  معنای مشهور«هویت» هم تشخص است. یعنی آنچه باعث تمایزمی باشد  بنابر این وقتی از فرهنگ  مردم ایران و یا فرهنگ سایر مقولات و موضوعات صحبت بمیان می­آید منظور مولفه­هایی است که این موضوع یا مقوله را از دیگر موضوعات و مقولات جدا می­سازد.

 از این بحث نظری اگر موافق باشید این نتیجه را بگیریم که فرهنگ به دارنده آن هویت می دهد. به عبارت دیگر انسان اگر فرهنگ نداشته باشد فاقد شناخت ، دانش ، باور، هنجار و دستآوردهای مادی و غیر مادی خواهد بود. بنابر این می­شود گفت با این حساب موجودی خواهد بود همچون سایر موجودات. از همین جا می شود برگشت به همانندی آب و هوا با فرهنگ.

 می دانید و کم و بیش می دانم که انسان نه تنها بدون آب و هوا امکان حیات را از دست خواهد داد بلکه برای زندگی سالم و سرگرمی و تفرج و نشاط و سرزندگی هم در جستجوی آب و هوای تازه و  بدون آلودگی است.

 فرهنگ همچون هوا انسان را به گونه ای احاطه کرده است  که گاهی وجود آن را فراموش می کند مثل ماهی که تا از آب بیرون نیفتاده است از آب و ارزش آن بی اطلاع است.  البته اگر بنا بر مقایسه آب و هوا با فرهنگ باشد تشابهات بسیاری را میتوان ذکر کرد که از پرداختن به آنها خودداری می شود.

 انسانی که پا به عرصه وجود می گذارد اگر سلامت جسمی داشته باشد از همان بدو تولد به هوا و آب نیازمند است ، هوا و آبی که او نقشی در بوجود آمدنش نداشته و اختیاری هم در انتخابش ندارد این طفل از همان بدو تولد از  فرهنگ پیرامونیش هویت گرفته ، اسم می یابد، پوشیده می­شود ، آواهایی را می شنود و...هم زمان با رشدش بیشتر و بیشتر از فرهنگش تاثیر می­گیرد، اندیشه و رفتارش شکل می گیرد . فرهنگی که ممکن است همچون آب مصرفیش یا هوای استنشاقیش درصدی از آلودگی ها را داشته باشد . به مرور که بزرگتر می شود با مناطق دیگر جغرافیایی آشنا شده شعاع حرکتش وسیع­تر شده درپی آب و هوای مناسب­تر می رود حتی اگر شده برای ساعتی برای تفریح و تفرج. در عین حال به مدد امکانات ارتباطی با جوامع پیرامونی و انسانهایی که متاثر از فرهنگ های دیگر هستند آشنا می شود ، مقایسه می کند و برخی از عناصر فرهنگی دیگران را خوشایندتر می بیند و...

 در ادامه این بحث توجه مخاطب این نوشته را به این نکته جلب می نمایم که رهبر ایران اسلامی در تاریخ 10/1/1369 یعنی اولین سال آغاز به دست گرفت زمام امور به عنوان رهبر و متولی فرهنگ کشور، در نماز جمعه‏ی تهران یکی از راه­های  اصلی مواجهه غرب با ایران را مقابله و مواجهه فرهنگی دانسته و با تاکید بر این نکته که  استقلال فرهنگی، مهمتر از استقلال سیاسی و اقتصادی است در تعبیری عالمانه و دقیق می­فرمایند که :

 "فرهنگ، مثل آب و هواست."

و حالا می بینیم که علاوه بر دشمنان خارجی که با انواع هجمه های فرهنگی درصدد آلوده سازی فرهنگمان بوده و هستند ما خود نیز متاسفانه آنگونه که باید هوای فرهنگمان را طی این سالها نداشته و برای صیانت و تصفیه آن اقدام شایسته ای نکرده ایم  بلکه  خود بر شدت آلودگی آن نیزافزوده ایم. در این سالها شاهد بوده ایم که پایتخت کشور و نقاطی دیگر از کشورمان چندین بار به خاطر آلودگی هوا به تعطیلی کشیده شد. آلودگی آب هم که چندین بار مساله ساز شد .

 با تعطیلی تهران و یا با برنامه مضحک آب پاشی بر سر شهر تلاش­هایی برای رفع آلودگی صورت گرفت اما برای رفع آلودگی از فرهنگ و باز سازی و نوسازی آن  کاری درخور صورت نگرفت و تنها برنامه­هایی که اجرایی شد به اندازه همان پاشیدن آب بر تهران، مضحک بوده است . هر چه که هست به نظر می­رسد آب و هوای ایران اسلامی در این ایام دچار وارونگی شدید بوده و بسیار مسموم شده است . آب را برخی چنان گل آلود ساخته اند که دیگر رافع عطش نیست .هوا چنان وارونه وغبارآلود شده که استنشاقش عذاب آور گشته است . چون این آلودگی به مرور زمان انجام یافته است کثیری به آن عادت یافته از آن بهره مند شده حتی در باره فضایل آن هم سخن گفته ، ذرات معلق در آب را املاح با ارزش معدنی تلقی می نمایند و.... اما تحمل این آب و هوا برای گروهی سخت شده تلف شده یا شدت آلودگی آنها را خانه نشین کرده و به سرفه واداشته است. گروهی دیگر هم که خود را ناتوان از مددرسانی به این آب و هوای آشفته و بحرانی تشخیص داده اند تلاش کرده اند تا  به بهانه هایی حداقل خود را از این فضا و جو فرهنگی  گرفته و آلوده دور ساخته و به نقاط خوش آب و هواتر رفته خود را بازسازی و تصفیه نمایند. به این امید که پس از رفع وارونگی هوا و نوشاکی شدن آب (فرهنگ) به فضای فرهنگی خود برگشته و در بازسازی و نوسازی فرهنگ اصیل و کهن موطنشان سهیم گردند.