بسم الله الرحمن الرحیم

پاییز

در پایانی ماه فصل آخر سال ( زمستان) قرار داریم ، فصلی که در ایران با پایان رسیدن فصل پاییز شروع و با آغازفصل بهار پایان می یابد .  و به تعبیری در قطار فصل ها زمستان آخرین فصل سال است. در ایران پاییز که می آیدلابلای درختان کبوتر  از تراوش باران می‌گریزد و خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می‌نشیند...

اما در تاجیکستان هرچند که  زمستان با سر رسیدن بهار به پایان می رسد اما در قطار فصل ها ی سال ، شروع آن پایان "تیرما" است ، چرا که نام سومین فصل سال ایران را بر وسیله ای که بر ریل حرکت کرده  نهاده و درست نیست که دو چیز متفاوت یک نام داشته باشند!!!

به یاد گذشته های نه چندان دور زمزمه می کنم سرود خاطره انگیز پاییز را

پاییز آمدلابلای درختان  لانه کرده کبوتر  از تراوش باران می‌گریزد
خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می‌نشیند
من با قلبی به سپیدی روز به امید بهاران می‌روم به گلستان
همچو عطر اقاقی لابلای درختان می‌نشینم
باشد روزی به ندای بهاران روی دامن صحرا لاله روید
شعر هستی بر زبانم جاری پر توانم آری می‌روم در کوه و دشت و صحرا
ره‌پیمای قله‌ها هستم من راه خود را در توفان در کنار یاران می‌نوردم
در کوهستان یا کویر تشنه یا که در جنگل‌ها رهنوردی شاد و پر امیدم
دارم امید که دهد سختی کوهستان بر روان و جانم پاکی این کوه و دشت و صحرا
باشد روزی که رسد شعر هستی بر لب جان نهاده بر کف راه انسان‌ها در نوردم
شعر هستی بودن و کوشیدن رفتن و پیوستن از کژی بگسستن