بسم الله الرحمن الرحیم

حوت

 در گذشته ها پیش از فرا رسیدن  نوروز و نزدیک شدن بهار و کارهای دهقانی تاجیکان مراسم متعددی بجا می آورند. "حوت" یکی از این مراسم  است. تاجیکان از قدیم الایام در آخرین ماه سال (حوت) که  برای کشت و کارآماده می شدند مراسم هایی را هم تدارک می دیدند. در این مراسم مردم سه شب اول ماه حوت را در میهمانی ها گرد آمده، آتش افروخته در اطراف آن می نشستند. موسیقی می شنیدند و به رقص و بازی مشغول می گشتند و طنزپردازان و شیرین  کاران  نمایش های  ملی  و مردمی  را  نمایش   می دادند.   مردم  نیز با  هم  سرود  زیر را می خواندند:

حوت گذشت، فصل زمستان به مقام دل ما

لیک در حوث شده است شورش و غوغا برپا

سردی  و گرمی، این  بود  به  فرمان  خدا

نیست کس را سخنی گفته در این چون و چرا

بعضی سال ها هوا در ماه حوت گرم می شد و مردم علف ، خاشاک و خوراک دام و دیگر ذخیره هایی را که برای زمستان تهیه دیده بودند به دامهای خود می دادند. بعضاً پس از گرم شدن ، آب و هوا تغییر یافته، برف می بارید و درختان را سرما می­زد و ضرب المثل حوت اگر حوت کند ، کم پیره در قوطی کند

به همین مناسبت گفته شده است. حوت را از جهت اینکه در این ماه آب و هوا به سرعت تغییر می یابد به سه دوره تقسیم کرده اند که از آن 17 شبانه روز حوت 7 شبانه روز عجوز و 3 شبانه روز آن عکس و نحس نامیده  می شد. بعد از سه روز، نحس سال پایان یافته سال نو یا نوروز وارد می گشت. درباره عجوز این شعر را گفته اند:

هجدهم حوت را عجوز شمار                               که  بود اول  فصل  بهار
در تصور مردم روزهای عجوزی بسیار خطرناک شمرده می شد. در روزها سفر نمی رفتند ، جشن و بویژه عروسی  گرفته نمی شد. زنها ناخن نمی گرفتند  و سر نمی شستند. عجوز نه فقط به انسان بلکه به حیوانهای خانگی نیز زیان می رسانید. این عقیده از رباعی زیر مشخص می گردد:

فصل نوروز آمد و دلهای مردم شاد شد          جانداران از عجوز و عکس و نحس آزاد شد 

مردم از ماه حمل کردند امید خیریت         سال نو آمد به دهقان  وقت کشت و کار شد