بسم الله الرحمن االرحیم

منجی اسلام

آقای احمدی نژاد که سال 90 را با خنده و صفا و مزاح با نمایندگان مجلس شورای اسلامی به پایان بردند، در آغازین روزهای سال 91 در مراسم افتتاح خانه ایران درجمع ایرانیان مقیم تاجیکستان که قریب به اتفاقشان دانشجویان ایرانی  بودند باز بساط شوخی و خنده راه انداخته و وعده کاهش مدت اقامت الزامی برای ارزشیابی مدارک دکترا از بیست و هفت ماه به دوازده ماه را دادند. وعده ای که قطعاً همچون وعده آوردن پول نفت بر سر سفره ایرانیان بلافاصله و به فوریت عملی خواهد شد و ایشان را تبدیل به منجی دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در تاجیکستان خواهد ساخت!!!!

گذشته از این خنده بازار و به سخره گرفتن خواسته منطقی دانشجویان، ایشان دربخشی از سخنان خود در محضر استاد مشائی فرمودند که:

.... فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت و این ملت نیز الحق به خوبی از عهده ایفای این مسئولیت برآمد.

هرچند که دانشجویان ایرانی از کنار توهین و وعده سرخرمنی که داده شد به سادگی گذشته و کریمانه با میهمان خود رفتار کردند اما گویا در ایران سخنان ایشان بازتاب وسیعی داشته و واکنش هایی را هم در پی داشته است. از جمله:

آیت‌الله مکارم شیرازی ادعای رئیس جمهور مبنی براینکه «فردوسی، مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داد» را جمله ای عجیب دانسته و فرموده اند: این جمله از سوی کسانی است که درباره مکتب ایرانی داد سخن می‌دهند، در حالی که  خود فردوسی هم ادعای نجات اسلام را ندارد.

ایشان خطاب به مسئولان فرمودند: خوب است مراقب سخنان خود باشند و بدانند این جملات چه آثار شوم و نامطلوبی دارد.

همچنین رسول جعفریان  (استاد برجسته تاریخ اسلام) سخنان آقای احمدی نژاد در تاجیکستان را سخنانی دانسته است که بدون مشورت  با عالمان و فرهیختگان و فقیهان و فیلسوفان اسلامی، و صرفا از سر تفنن بیان  شده است.
ایشان همچنین اظهار داشته اند که تا امروز می‌دانستیم که شماری از مورخان تاریخ ادبیات گفته اند فردوسی زبان فارسی را احیا کرد، و خود فردوسی هم این را در شعری گفته است که «عجم زنده کردم بدین پارسی»، اما نمی دانستیم روزی خواهد رسید که رئیس جمهوری کشور اسلامی ایران، سی و اندی سال پس از تلاش بی وقفه و دادن هزاران شهید برای اسلام توسط یک ملت آن هم برای احیای اسلام، مدعی شود که فردوسی مکتب پیامبر (ص) را نجات داده است. این عین نژاد گرایی افراطی است، سخنی که نه به نفع فردوسی است، نه به نفع اسلام، نه به نفع ایران و نه به نفع جمهوری اسلامی. این ایدئولوژی به درد اوائل دوره رضاخان می خورد که عاقبت سر از ناسیونالیسم افراطی درآورد و هیچ چاره ای از مشکلات ملی و بین المللی و تمدنی ما را حل نکرد.