بسم الله الرحمن الرحیم

صحرا

عبور از میان کوههای آسمان بوس  و حی کردن در راههای عجایب و بی زیب، حاجتمندی را زیاد می نمایند وچه خرسند کننده است که به هنگام فشار حاجت به منطقه خوش آب و هوایی برسید که آشخانه بین راهی بوده و آب هم در دسترس باشد .

سراغ جایگاه رفع حاجت را می گیرم، پاسخ دریافت می کنم که اگر "دشت کلان" در کار نیست به "صحرا" بروم (البته هرچه نگاه به اطراف می اندازم خبری از صحرا نیست!!!) و اگر حاجتم با دشت کلان برطرف می شود آن سوی راه....

از راه عبور کرده خود را به  نشان دریافت شده می رسانم.... اگر چه صدای رود خروشان پنج به گوش می رسد اما .....چاره ای نیست باید پی آب رفته و آبی تهیه کرد و دست به آب شد....در برگشت با صحنه ای عجیب مواجه می شوم . دونفر آدم کلان همزمان در حال رفع حاجت هستند....

فضای آلوده و .... را تحمل کردن .... زیاد سخت نیست ولی تصور اینکه همزمان در این فضای آلوده برای رفع حاجت با دیگری اشتراک داشته باشی بسیار غیرقابل تحمل است. از اهالی می پرسی آخر چرا ؟ مگر می شود که دونفر همزمان و در کنار هم رفع حاجت کنند که  پاسخ می گیری  مگر پرابلمی دارد؟

وقتی به یاد می آوری حضور دیگران را در چشمه های آب گرم و حمام های عمومی به صورت کاملاً برهنه، به بی پایه بودن سوالت و پرابلم نداشتن رفع حاجت دونفره و احتمالاً چند نفره واقف می گردی!!!