بسم الله الرحمن الرحیم

خالهَ جان

در تاجیکستان دختربچه ها و دختران نوجوان "دخترک " خطاب می شوند وبه دختران جوان و خانم ها "اَپَه جان" و خانم های پابه سن گذشته "خالهَ جان" می گویند و خاله جان­ها با وقار و متانت و حوصله شان آرام بخش هستند و نگاهشان مملو از مهرو محبت.

انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل دردانشگاههای تاجیکستان اولین اردوی سال تحصیلی خود را روز یک شنبه 31/10/2010 (9/8/1389)

 


در باغ خاله واقع در منطقه خوش آب و هوا و ییلاقی ورزاب شهر دوشنبه که تداعی کننده مناطق تفریحی اوشان فشم و جاده چالوس است را برگزارکرد. هر چند که کسالت داشتم اما از آنجا که آش کشک خاله را چه بخوری چه نخوری به پایت حساب می کنند طبق قرارقبلی ساعت 9.30 صبح در محل انجمن واقع در ابتدای خیابان تهران شهر دوشنبه حاضرشدم . به مرور افراد جمع شده که حدود یکصدنفر می شدند سوار بردودستگاه مینی بوس و چند دستگاه سواری شده و به سمت محل اردو (باغ خاله) که گویا در دوره اتحاد جماهیر شوروی یکی از اردوگاههای فعال و با رونق دانش آموزی بوده است حرکت کردیم. علیرغم اینکه به نظر می رسد که در سالهای اخیر به ابنیه و تاسیسات این اردوگاه توجهی نشده است اما طبیعت بسیار زیبا و دل انگیز و رویایی آن همه کمبودها را مرتفع می سازد.

پس از استقرار از آنجا که در تاجیکستان آواز و موسیقی جزء لاینفک و ضروری زندگی مردم است . مسئولین اردو برنامه مرفه و آرام بخش خود را با اجرای موسیقی زنده آغاز ساختند . البته برگزاری مسابقه شطرنج هم همزمان برگزار گردید.

 

دانشجویان و خانواده­ها که بیش از یک ماه پرتنش آغاز سال تحصیلی را پشت سر گذاشته بودند از این فضای مفرح بهره ها گرفته و روحیه ای تازه کردند تا اینکه ناهار یا بقول تاجیکان "اَبید " همیشه متاخر فرارسید و افراد مشغول شکم گردیدند. بعداز صرف ناهارباز هم گروه موسیقی به هنر نمایی پرداخته و چند قطعه موسیقی دیگر اجرا کردند و آنگاه  معاون محترم سفیر در جمع دانشجویان و خانواده های آنها حاضر شده و مستمع دردل ها ، گلایه ها ، پیشنهادات و... آنان شده و به چند سوال پاسخ فرمودند.

 در نهایت اردو ساعت 5 عصر با خوبی و خوشی و کلی خاطرات خوش و رفاقت های جدید و تبادل اطلاعات تازه به پایان رسید . جای همه دانشجویان و اعضای خانواده شان که در دوشنبه بوده و به هرملاحظه ای در این برنامه حاضر نشدند خالی .

در پایان ضمن تقدیر و تشکر از همه دست اندرکاران برگزاری این اردو به ویژه برادران محمد نژاد، شعردوست و حسینی رئیس و مسئولین انجمن که زحمات طاقت فرسایی را برای برگزاری این اردو متحمل شده اند لازم می دانم که به چند حاشیه نامطلوب هم اشاره کنم.

خانواده محترمی که سگ خود را هم به هواخوری یا به قول تاجیکان دم گیری آورده بودند ایکاش ملاحظه بقیه را هم می کردند و حداقل غذای سگشان را بموقع می دادند تا به هنگام توزیع غذا این سگ ریزه میزه دورو بر دیگ غذا پرسه نمی زد!

ایکاش بعضی از ما جوانان ایرانی به جای بزرگ کردن نواقص و معایب تاجیکستان و تاجیکان اینقدر معرفت داشتیم تا محاسن آنها را فراگرفته و حداقل در مینی بوسی به تاسی از سنت نکو و پسندیده تاجیکان صندلی را در اختیار خانمها می گذاشتیم. ....

به امید آنکه در اردوهای آتی تامل و تدبیری هم برای اقامه نماز جماعت هم بشود ....