بسم الله الرحمن الرحیم

چهل دختران

عدد چهل نزد ایرانیان باستان از قداست خاصی برخوردار بوده تا جائیکه هرماه را به چهل روز تقسیم کرده و سالشان نه ماهه بوده است. پس از فراگیر شدن اسلام  و فرهنگ اسلامی در ایران و تاکید بر برخی از اعداد به ویژه عدد چهل در آموزه های اسلامی،  از جمله چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ کردن چهل حدیث، کمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، این عدد از اعتبار و قداست بیشتری برخوردار گشت. و برخی از بناها ، مکانها و پدیده‌هاى طبیعى (از جمله کوهها) با استفاده از عدد چهل نام گذاری شدند وبه این ترتیب هاله‌اى از تقدس پیرامون این  بناها و مکانها را فراگرفت.از جمله این بناها ، مکانها و پدیده‌هاى طبیعى، چهل دختران است.

هر آنجا که  نام چهل‌دختران را برخود گرفته است رساننده دو مفهومِ تقدّس عددچهل و عفت و لطافت دخترانه است. برای وجه تسمیه این قبیل مکان…ها به چهل دختران روایت های مختلفی وجود دارد. از جمله اینکه در چهل دختران تعدادی از زنان عفیفه مدفون بوده و یا اینکه چهل دختربا خواست خود و اجابت دعای آنها از سوی رب متعال از چشم ناپاکان دور مانده اند. البته در بعضی از روایتها و باورها مرگ خودخواسته و مقدس برای گرفتار نشدن در دست کفار و حرامین نیز وجود دارد. به ندرت چهل‌دختران نامیدن مکانی، پیامی منفى نیز دارد، چنان‌که در دامنه‌هاى جنوبى سبلان، قطعه سنگهاى بزرگى به شکل عمودى در زمین هست که اهالى معتقدند چهل‌دختر گناهکارند که به غضب الهى گرفتار و به سنگ مبدل شده‌اند.

در کشورهای فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان و برخی دیگر از کشورهای پیرامونی اماکنی وجود دارد که شهره به چهل دختران هستند.در تا جیکستان حداقل دو چهل دختران معروف وجود دارد یکی در پنجکنت ولایت سغد در شمال تاجیکستان و دیگری در مومن آباد ولایت ختلان. که در این مطلب قصد دارم به چهل دختران مومن آباد در جنوب تاجیکستان  بپردازم.

برای دیدن چهل دختران مومن آباد از شهر کولاب باید حدود 50 کیلومتر در جاده ای که قابل تحمل است رانندگی کرده تا به شهر مومن آباد رسید سپس بیست و هفت کیلومتر باقی مانده را پیاده و یا با ماشینهای هرجاگرد (شاسی بلند- جیپ)  طی کرد،

 بیست و هفت کیلومتر مسافت که بخشی از آن از بستر رودخانه ها می گذرد و با ماشین هرجا گرد زمانی نزدیک به یک و نیم ساعت را باید به آن اختصاص داد . در نهایت پس از عبور از درون یا حاشیه چند روستا به روستای چهل دختران رسیده و از آنجا با طی مسافتی حدود یک کیلومتر به پای کوه چهل دختران میرسیم.

به گفته شوفر ماشین هرجا گردی که ما را به چهل دختران مومن آباد برده و برگرداند و همچنین تعدادی از اهالی که با آنها همصحبت شدیم راه مومن آباد به چهل دختران و روستاهای بین راه  تنها در نیمی از سال با ماشین های هرجا گرد قابل دسترس است.

روایت عمومی در باره شکل گیری چهل دختران مومن آباد این است که در اعصار گذشته در پی یک شبیخون و کشته شدن قریب به اتفاق تمام مردان و زنان این محل، چهل دختر جوان تیرکش و شمشیر زن برای حفظ ناموس خود و دیارشان جسورانه مقابل لشکر غاصب مبارزه می برند و از کشته لشکر دشمن پشته می سازند و تا واپسین نفس زمانی که مقاومت را در قبال لشکر مور و ملخ مانند از دست می دهند به خود اجازه تسلیم شدن نمی دهند  و به ناچار با شمشیر شکسته و خلته های(کیسه های) خالی از تیر به کوهستان عقب نشینی می کنند.

  وقتی که دشمن نزدیک شده و بیم این می رود که آنها را زنده اسیر بگیرند این جوان دختران پاکدامن و غیور به سوی خداوند دست دعا می بردارند ومی خواهند تا آنها را به سنگ مبدل گرداند تا به دست تجاوزگران نیفتند، دعای آنها مستجاب می گردد و چهل دختر به کوه سنگی مبدل می گردند، لشکر غاصب از این واقعه به وحشت افتاده فوراً محل را ترک می کند.

واقعیت یا عدم واقعیت این رویداد و اینکه این واقعه در چه زمانی رخ داده است را کسی به درستی نمیداند.برخی این واقعه را به زمان هجوم مقدونیه ها ،برخی  به زمان حمله ترک و اعراب و مغول و یا حتی روس ها مربوط می دانند .

ساکنان روستای چهل دختران و روستاهای اطراف هنوز بر این باورند که روح این چهل دختر پاکدامن به خواست خدا به آنها کمک می کنند و برخی نیز بر این باورند که شبها این دختران از قالب سنگی خود خارج شده و به دامنه کوه آمده به رازو نیاز می پردازند.

از دیگر باورهای مردم این است که اگر دختران دم بخت و یا زنانی که در آرزوی فرزند هستند به دامنه چهل دختران آمده و دست به دعا بردارند دعایشان مستجاب خواهد شد.

البته تعداد سنگ واره هایی که از دور بسیار شبیه به انسان بوده و از نزدیک این شباهت کمتر می شود چهل نیست و همه آنها هم هیبت زنانه ندارند ولی به هرحال این کوه چهل دختران نام گرفته است.