بسم الله الرحمن الرحیم

نبرد شاه سامانی با لنین

 مفاخر تاجیکی جایگزین مظاهر کمونیستی می‌شوند

مجسمه‌ها در درازای تاریخ جایگاه و نقش ویژه‌ای در حیات فرهنگی و اجتماعی ملت‌ها داشته‌اند و عظمت مجسمه‌ها یک نوع نماد قدرت و توان حاکمان محسوب می‌شد.از این جا بوده که هر وقت مردم در اعتراض به حاکمان، موفق به تغییر نظام شده‌اند، در نخستین اقدامات خود در جهت برچیدن آثار نظامی ساقط شده، دست به تخریب مجسمه‌ها زده‌اند.این چنین رویدادهایی در اقصی نقاط جهان بارها به وقوع پیوسته است. در دهه 90 قرن 20 میلادی، به موازات اضمحلال امپراطوری شوروی، برچیدن مجسمه‌ها بالشویکی - به عنوان نماد رژیم کمونیستی، به روال متداول در اردوگاه سوسیالیستی تبدیل شد.

در آن دوران تاجیکستان نخستین کشوری در آسیای مرکزی بود که مجسمه لنین را ساقط کرد. در سال 1991 با کوشش تعدادی از روشن فکران، که اکثرا ملی گرا بودند، مسجمه لنین در میدان لنین شهر دوشنبه سرنگون شده و این رویداد برای گروهی جشن، برای گروهی دیگر به عزا و ماتم تبدیل شد. اما مجسمه لنین به حیات خود در دیگر مناطق تاجیکستان ادامه می‌داد. در میان مجسمه‌های لنین در قلمرو شوروی سابق، مجسمه شهر خجند با ارتفاع ترین محسوب می‌شد، به طوری که در آسیای مرکزی بزرگترین مجسمه "داهی کارگران تمامی جهان" با 24 متر ارتفاع بود. این مجسمه که در ساحل راست رودخانه سیر، رو به شرق، به محل طلوع خورشید می‌ایستد، در حیات روزمره مردم شهر خجند (در آن دوران اسم شهر لنین آباد بود) اهمیت ویژه‌ای داشت. در آن ایام تمامی مراسم مردمی با نثار گل بر پای این مجسمه شروع می‌شد. حتی زوج‌های جوان در روز ازدواج به عنوان تجدید عهد با آرمان‌ها کمونیستی، دسته گل به پای مجسمه لنین می‌گذاشتند و عکس و فیلم برداری می‌کردند. این عمل یک اصل برای خانواده‌هایی محسوب می‌شد که خود را پیرو خط لنین می‌دانستند و از سوی دیگر ملاک به اصطلاح با تمدن بودن خانواده‌ها بود.

فروپاشی شوروی در سال 1991 نخستین ضربه را به بدنه مجسمه‌های لنین وارد کرد و روند برچیدن آثار کمونیسم شروع شد. در تاجیکستان برچیدن مجسمه‌های لنین از شهری دوشنبه شروع شد، روز 23 سپتامبر سال 1991 بعد از تلاش‌های ناموفق برای به اصطلاح صدمه ندیدن مجسمه پیشوای کمونیسم، مجسمه را با جرثقیل هل دادند و لنین مثل دیواری فرسوده به زمین افتاد. رسانه‌های کمونیستی قلمرو شوروی ضمن انقاد شدید از آنچه که "رفتار وحشیانه" در قبال "داهی" عنوان کرده‌اند، دعوت کردند، که عاملان این اقدام معرفی و مجازات شوند...

با گذشت سال‌ها و از قدرت دور کرده شدن کمونیست‌ها، مجسمه لنین نیز با مجسمه‌های ملی و فرهنگی مردمان کشورها عوض شدند.

اگر چه در صدر قدرت همان کمونیستان با تغییر تابعیت خود به احزاب دموکراتی، باقی ماندند، اما در راستای مبارزه با رقبای کمونیستی خود، هرگز راضی نبودند که مجسمه لنین به عنوان اصلی ترین نماد و سمبل حزب کمونیست، همچنان در دید عموم قرار داشته باشد. در این میان، برچیده شدن مجسمه داهی از ساحل رودخانه سیر، اگرچه در ادامه همان روند صورت گرفته، اما رویدادی متفاوت تلقی می‌شود. به بیان دیگر، این اقدام به گونه‌ای صورت گرفته،  که حکایت از امیدواری تعداد یا گروهی از احیای کمونیسم دارد. در اقدام نخست مقامات شهرداری خجند اعلام کردند که طبق طرحی بلندمدت، حکومت تاجیکستان برای سال‌های 2010-2030 نوسازی و بازسازی شهر را در دستور کار داشته، که جابه جایی مجسمه‌ها و آثار فرهنگی و هنری، بخشی از این طرح خواهد بود.

روز 31 می سال 2011 بدون سروصدا مجسمه لنین را کندند و به گوشه‌ای آرام و خلوت در ساحل سیر منتقل نمودند. از همان زمان امور جایگزینی مجسمه شاه اسماعیل سامانی در این مکان سرعت بیشتری پیدا کرد و در آستانه جشن 20 سالگی استقلال تاجیکستان از شوروی، اسماعیل سامانی قد علم کرد و با وقار بر فضای اجتماعی و فرهنگی شهر حاکم شد. اکنون این مکان خیلی زیباتر و گسترده تر از زمان وجود لنین شده، صدها فواره آب‌های رنگارنگ و گلگشت‌ها آن را به یک محل تفریحی و تا حدی زیارتی برای مردم شهر و مهمانان آن تبدیل کرده‌اند. به ویژه بعد از ظهرها این مکان شلوغ است و تا ساعتی از شب مملو از بازدید کنندگان است. در جوار میدان مجسمه سامانی مجتمع ورزشی احداث شده در واقع این محل را مرکز معنوی نموده است. اما دورتر از این مکان در فاصله بیش از یک کیلومتر در جوار چند ساختمان تقریبا متروکه، مجسمه لنین استوار است که نگاهش به اسماعیل سامانی، به صاحب مکان قبلی خود، نشانه رفته است. مجسمه لنین به گونه‌ای جاسازی شده  که گویا به طور موقت عقب نشینی کرده و به این امید است روزی به جایگاه اصلی خود بازگردد.

اکنون دیگر از آن جمعیت پرشور مردم، که برای ادای احترام به "داهی کارگران تمامی جهان" به پای مجسمه لنین  گل نثار می‌کردند، خبری نیست. کسی هم از مجسمه حراست نمی‌کند و از چمن و گلزار، پرچم، پلاکاردهای اقتباس شده از سخنان لنین، عکس‌های رهبران کرملین نشین و ... نام و نشانی نیست. و در نهایت اینکه از گرد و غبار و آثار برجای مانده از پرندگان در بدنه مجسمه استنباط می‌شود که تاریخ مصرف این مجسمه به پایان رسیده است همانگونه که تاریخ مصرف تفکر کمونیستی نیز در جهان پایان یافته است.

 

منبع:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910717000528