بسم الله الرحمن الرحیم

مدرک

توی راسته خیابان انقلاب همه او را می شناسند. از هر کس که بپرسی آدرسش را می دهد. کافی است بگویی استاد! البته استاد نام مستعارش است. به قول دلال ها به گردن خیلی ها حق دارد ... با همه جا در ارتباط است. دوست و پارتی آن چنانی به اندازه موهای سرش دارد. با یک شماره تلفن و یک زد و بند و گرفتن یک انعام چاق و چله، سه سوته از مدارک دانشگاهی، سوال کنکور، سوال امتحانی و...گرفته تا بیمه نامه اتومبیل و گواهینامه و خلاصه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد را برایت با مهر و امضا آماده می کند؛ فقط شرط اول این است که اعتمادش را جلب کنی و شرط دوم این که خوب پول بدهی.... 
....
کنار یکی از همان راهروهای معروف کتاب خیابان انقلاب که حتما بارها از کنار آن رد شده اید، دست در جیب شلوار جینش کرده و ایستاده. از استادی فقط یک عینک ته استکانی دارد و موهای سفید و مشکی که با کش سیاه رنگ آنها را پشت سرش جمع کرده. کنارش می روم و آهسته زیر گوشش می گویم:استاد، آقا امید سلام رساندند!(امید نام دلالی بود که استاد را به من معرفی کرد)

سرش را به اطراف می چرخاند و در حالی که خوب همه جا را می پاید، می گوید: خب فرمایش؟ 

من هم جو گیر می شوم و به تبعیت از او نگاهی به اطرافم می اندازم و می گویم: راستش قصد دارم بروم خارج. دنبال کارهای ویزا و... حرفم را قطع می کند و با عجله می گوید: میشه از آخرش بگی؟

-... مدرک دانشگاهی ام ناقص است. دنبال یک نفر می گردم تا... 
دوباره حرفم را قطع می کند و می پرسد: خیلی خوب بگو چی می خوای؟ لیسانس، فوق لیسانس، دکترا.... 

چشمانم برق می زند و می پرسم: یعنی شما همه این ها را دارید؟ 
پک عمیقی به سیگارش می زند و می گوید: داریم ،خوبشم داریم. اما...! 

-اما چی؟ 

- ببین بهتره بدونی من یه واسطه ام بین تو و اون کسی که مدرک رو می گیره.اما اون آدم؟ اگه بهش اعتماد کنی کارت پیش می ره. اگرم می خوای نق و نوق راه بندازی، همین الان بگو نه خودتو خسته کن نه مارو! اون آدم یه آدم حسابیه. یک کله گنده که آشناهای زیادی داره و برای جور کردن مدرک از بند پ استفاده می کنه؛ هر جا و توی هر وزارت خونه ای که بخوای پارتی داره. از رئیس دانشگاه گرفته تا کارمند آموزش و پرورش همه رفیقای جیک تو جیکشن ! مدرکی هم که می ده معتبره معتبره. قبل از پرداخت کل مبلغ هم می تونی استعلامش رو بگیری که یه وقت فکر نکنی ما حروم خوری کردیم! 

-آخرش چند؟! 

-اول و آخر نداره.هندونه که نمی خوای بخری چونه می زنی. قیمتش ثابت بازاره. برو پرس و جوهاتو بکن.اما بهتره بدونی ،هر جا بری دست آخر میای پیش خودم. فکر کن، تصمیم با خودت. خبرم از تو.. . شماره منو یادداشت کن. اگه خریدار بودی، تماس بگیر تا ترتیب کارو بدم. یه دویست، سیصد تومن هم برای بیعانه، پای معامله همراهت باشه بد نیست! 

دیپلم 800 ،لیسانس 2.5 ،فوق لیسانس 3.5 ،دکترا 5 میلیون! مدرک اصل اصل با مهر و امضای واقعی. در یک کلام به شرط چاقو! 

طوری حرف میزد که یک آن احساس کردم برای خرید چیپس آمده ام سوپر مارکت سر کوچه و فروشنده انواع و اقسام موسیری، سرکه نمکی و فلفلی اش را برایم قطار می کند. خیلی چیزها در یک لحظه از جلوی چشمانم رد شد. خیلی چیزها که خیلی هم درد داشت. اضطراب شب های امتحان دانش آموزان، تلاش بی وقفه بعضی از دانشجویان، رفت و آمد های سخت و طاقت فرسایشان و... 

ناخودآگاه یاد آن ضرب المثل قدیمی افتادم که بزرگ ترها معمولا برای اثبات این که فلانی چقدر اهل علم بوده به کار می بردند:"اینقدر دود چراغ خورده تا به اینجا رسیده!" 

دیدار با این مرد و گفتگوی کوتاه و چند دقیقه ای که بینمان ردو بدل شد، داشت خط بطلانی روی همه این تصورات می کشید. با این تفاسیر در یک کلام ،پول تضمین تحصیل وشغل نان و آب دار است .چیزی در حد فاجعه ! موضوعی که جدیت مسئولین و متولیان امر را می طلبد.کارخانه ای که دارد وسیله غیر استاندارد تولید می کند.نیرویی که وقتی درخدمت من و شما قرار می گیرد نه تنها خواسته مان را بر آورده نمی کند که ما را به اشتباه ،بیراهه و گاهی حتی تا ورطه نابودی می کشاند؛پزشکی می شود که به جای بند ناف جنین، پای کودک را می برد و یک زخم ساده منجر به از دست دادن یک عضومی شود و یا مهندسی نا کارآمد که با ساختن یک سازه غیر استاندارد علاوه بر هدر دادن وقت ،هزینه و نیروی انسانی، عامل به خطر افتادن جان صدها انسان می شود... 

کد مطلب : 177087

منبع:

http://aftabnews.ir/vdch6qnzq23nqvd.tft2.html