بسم الله الرحمن الرحیم

همسرداری

این نوشته را که در آن به  چند بحث محوری؛ محبت و مهرورزی، اعتماد و اطمینان،  قدرشناسی،سازگاری و پرهیز از عیب جویی، مدیریت خانواده، همبستری، فرزندداری و در نهایت طلاق  در ارتباط با همسرداری پرداخته شده است با استفاده از کتاب ارزشمند آئین همسرداری استاد ابراهیم امینی و منابع اینترنتی تنظیم کرده ومشغول برگردان آن به خط سرلیک هستم تا انشاالله تعالی به زودی در تاجیکستان منتشر گردد.

مقدمه:

ازدواج و زندگى مشترک آرزوی هر پسر و دخترو یک خواسته طبیعى و از نعمتهاى بزرگ الهى است وزناشویى رشته‏اى است آسمانى که دلها را بهم پیوند و افکار پراکنده را به یک هدف متوجه مى‏سازد.

یکى از آیات خدا اینست که از خود شما برایتان همسران آفرید تابا آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید،و در میانتان دوستى ومهربانى افکند.و در این موضوع براى اندیشمندان آیات و نشانه‏هایى‏است(سوره روم آیه 21 )

اگر زن و مرد قدر این پیوند را دانسته به وظایف  خود آشنایی داشته وعامل باشند خانه آنها  مانند بهشت‏برین با صفا و نورانى گردیده و در غیر اینصورت به جهنم تبدیل خواهد شد. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:بنائى در اسلام پایه گذارى‏نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد.

ازدواج و زندگى مشترک نیازمند آمادگى و اطلاعات کافى است. که هرچقدر این آمادگی و اطلاعات کمتر باشد مشکلات و تبعات این زندگی هم بیشتر خواهد بود. چنانکه همسردارى بزرگترین وظیفه یک زن بوده در اسلام در ردیف جهاد قرار گرفته است بزرگترین‏و ارزنده‏ترین عمل یک مرد و راز سعادتمندى خانواده  نیز می باشد. همسر‏دارى کار آسانى نیست ‏بلکه رموزى دارد که هر کس کاملا بدانهاآشنا باشد می تواند همسرش را مطابق دلخواه و ایده‏آل‏، بلکه فرشته رحمت درآورد.

مردیکه بخواهد واقعا زن‏دارى کند باید اخلاق و روحیات همسرش‏را کاملا بدست آورد،از خواسته‏هاى درونى و تمایلات او آگاه شودو بر طبق آنها برنامه زندگى را مرتب سازد. به وسیله اخلاق و رفتار خویش‏چنان در او نفوذ کند و دلش را بدست آورد که به خانه و زندگى دلگرم شده‏ از روى عشق و علاقه خانه‏دارى کند. شوهردارى نیز ، کاردانى وذوق و سلیقه و زیرکى مخصوص لازم دارد، باید دل شوی را بدست آورده اسباب رضایت‏خاطرش را فراهم ساخته.مواظب‏اخلاق و رفتارش بود،به کارهاى نیک تشویقش کرد،از کارهاى بد نگهداریش کرد،مواظب بهداشت و تغذیه او بود و...

رسول خدا (ص) فرموده اند:زن نمی تواند حق خدا را ادا کند مگر اینکه‏حق شوهرش را ادا کند .

در این نوشته به  چند مبحث و محور در ارتباط با همسرداری پرداخته شده و تلاش گردیده است با استفاده از آیات قرآن شریف و احادیث‏ پیامبر گرامی اسلام (ص)توصیه هایی به همسران ارائه شود.

* محبت و مهرورزی:


مهر و محبت‏خانوادگى از همه چیز ارزش‏دارتر است‏ و بزرگترین رمز همسر‏دارى و بهترین کلید حل مشکلات زناشویى‏اظهار عشق و علاقه است. همسرمان اگر بداند محبوبمان نیست از خانه و زندگى بیزار خواهد شد،همیشه پژمرده و افسرده خواهد بود. رسول خدا (ص) فرمود:هر چه ایمان انسان کاملتر باشد به‏همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید. گر چه محبت ‏باید از صمیم قلب باشد تا در دل طرف اثر بگذارد،زیرا دلها با هم راه دارند، لیکن به محبت قلبى تنها هم نباید اکتفا کرد،بلکه‏لازم است صریحا آنرا اظهار نمود.در صورتى می توان انتظار نتیجه داشت‏که آثار محبت در زبان و افعال و رفتار شخص نمایان باشد. پیغمبر فرمود:این سخن مرد که به همسرش می گوید:واقعا ترادوست دارم،هرگز از قلبش خارج نخواهد شد. همسرمان قبلا از محبت هاى پدر و مادر برخوردار بوده.اما از هنگامیکه پیمان زناشویى بسته است از دیگران‏بریده و با ما پیوند دوستى بسته است بدان امید که ما نه تنها به ‏اندازه همه آنان بلکه بیشتر او را دوست‏بداریم.انتظار دارد عشق و محبت ما از پدر و مادرش عمیق‏تر و پایدارتر باشد.چون به عشق و محبت ما اعتماد داشته، تمام هستى و موجودیت‏خویش را در اختیار نهاده است.

زن کانون محبت و یک موجود صد در صد عاطفه‏اى است.ازوجودش مهر و محبت می بارد.حیات و زندگى او به عشق و علاقه بستگى دارد.دلش می خواهد محبوب دیگران باشد.هر چه محبوبتر باشد شاداب‏تر خواهد بود.براى‏بدست آوردن محبوبیت تا سر حد فداکارى کوشش میکند.اگر بداندمحبوب کسى واقع نشده خودش را شکست‏خورده و بى‏اثر پنداشته دائماپژمرده و افسرده خواهد بود. زن هم اگر می­خواهد که  عشق شوهرش به او پایدار بماند باید با رشته محبتهاى دائمى آنرا نگهدارى‏کند.اگر مهرورزی به شوهر را بر هرچیز دیگر ترجیح بدهد و از آن غفلت نورزد، همسرش  همیشه شاداب و خرم بوده درکسب و کار دلگرم و به زندگى علاقه‏مند خواهد شد واگر بداند محبوب واقعى همسرش می باشد حاضر است ‏براى تامین سعادت و رفاه خانواده‏اش تا سر حد فداکارى کوشش کند،مردی که کسرى محبت نداشته باشد کمتر اتفاق می افتد به امراض روحى وضعف اعصاب مبتلا گردد.

زن ممکن است‏شوهرش را قلبا دوست‏بدارد ‏لیکن اگر اظهار نکند کافى نیست باید عشق و محبت را به زبان آورد ‏باید از رفتار و گفتار و حرکات آثار عشق و علاقه نمایان باشد. اگرشویش از سفر آمد لباس نو یا دسته گلى تقدیمش کند و بگوید:خوب شد آمدى دلم برایت تنگ شده ‏بود. وقتى در سفر است‏ برایش  تلفن زده و از فراق و جدایى اظهار دلتنگى کند . اگر از موقع معمول دیرتر به‏خانه آمد با خوش رویی اظهار کند:در انتظار مقدمت‏بودم و از دیر آمدنت دلتنگ ‏شدم.

همه به شخصیت‏خویش علاقه‏مند بوده وخودش را دوست‏دارد.دلش می خواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند.هر کس‏شخصیت او را محترم بشمارد محبوبش واقع می شود.از توهین کنندگان‏متنفر است. افراد در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بى‏ادب‏برخورد می کند و بسا اوقات مورد توهین قرار می گیرد.و به شخصیتش لطمه‏وارد می شود. انتظار دارد در خانه‏احترامش کنند. احترام همسر به او نیرو و توانایى مى‏بخشد و براى کوشش‏و فعالیت آماده‏اش می گرداند. این نکته در مورد مردان که عموماً کارشان در خارج خانه بوده و با مردم بیشتر برخورد دارند اهمیت بیشتری دارد فلذا زن  باید به این نکته توجه داشته برای رعایت احترام او همیشه بالفظ شما او را مخاطب قرار داده موقع سخن گفتن کلامش را قطع نکند.جلو پایش برخواسته با ادب حرف زند.اگر با هم به مجلسى می روند او را مقدم داشته در حضور دیگران از او تجلیل و تعریف‏کند. در حضور مهمانها باندازه مهمانها بلکه‏زیادتر از او پذیرایى کند. وقتى درب منزل را میزندزن باید سعى کند خودش درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش‏برود. همین عمل کوچک اثر نیکویى در روح شوهرخواهد گذاشت. در خارج منزل با دهها مشکل مواجه بوده و با روح‏پژمرده وارد منزل می شود.استقبال کردن زن با لب خندان روح تازه‏اى درکالبد خسته او دمیده دلش را آرامش می دهد.ممکن است‏خانمها از این‏سخن تعجب نموده بگویند:چه پیشنهاد عجیبى!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگوید!شخص بیگانه و غریبى نیست تا احتیاجى باستقبال وخوش آمد داشته باشد. البته این طرز تفکر از تربیت غلط ماپیدا شده،کى گفته که دوستان و خویشان لازم نیست ادب و احترام رارعایت کنند.مهمانى بمنزل شما وارد میشود از او استقبال میکنید،خوش آمد میگوئید،احترام میکنید،پذیرائى مینمائید.و این عمل را یک رفتار عقلائى و یکى از اداب و رسوم زندگى‏میشمارید.البته چنین است، مهمان را باید احترام کرد لیکن از شماانصاف میخواهم مردى که از صبح تا شب براى تامین زندگى و رفاه وآسایش شما تلاش میکند،و در این راه با صدها مشکل روبرو شده،آنگاه‏حاصل دسترنج‏خویش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را میکوبد که‏به رایگان در اختیار شما بگذارد،آیا ارزش آنرا ندارد که براى خوشنودى واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرمایید و با لب خندان یک خوش آمد گفته‏دلش را شاد گردانید؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:وظیفه زن این است که تادرب خانه به پیشواز شوهرش برود و به وى خوش آمد بگوید(مستدرک ج 3 ص 551.)

هر یک از زن و مرد باید به اشکال مختلف مهر و محبت خویش را بیان و آشکار سازند. چه این مسئله با گفتن کلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی که زن از آن خوشش می آید. از این رو حتی خریدن تنقلاتی جزئی و چیزهایی که زن بدان علاقه مند است یکی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می رود.پیامبر(ص) در این باره می فرماید: مردی که برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجه البیضاء ج3 ص 7) به این معنا که این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلکه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می آورد و شخص در آخرت از پاداش آن بهره مند می شود.

از مهم‏ترین هدف‏های زندگی مشترک، رسیدن به آرامش و بهره‏مندی از بیشترین لذّت است. اصولاً از مرد انتظار می‏رود آرامشگر زن و از زن نیز انتظار می‏رود آرامشگر شوهر باشد. وقتی مرد اوج لذّت را از همسر خود دریافت می‏کند، زمینه سازگاری بیشتری در خود مشاهده می‏کند. کسیکه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتارى کند،با لب خندان‏سخن بگوید،در مقابل حوادث و مشکلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زیادند،همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد کنند،عزیزو محترم است،به ضعف اعصاب و بیماریهاى روانى مبتلا نمیشود، از زندگى لذت میبرد. اما کسیکه بد اخلاق باشد، در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود، تند خو و بد زبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت،خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند ،خواب و خوراک درستى ندارد ،همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‏اش بلند است.

اگر میخواهیم به خود و اعضای خانواده ‏خوش‏بگذرد ، همیشه شاد و خندان بوده با مهرورزی، برخورد خوش و شیرین زبانی ‏خانه را بصورت بهشت‏برین درآوریم. اکثر مشکلات زناشویى را با هوشیارى و اخلاق خوش میتوان حل‏کرد.اگرهمسرمان کم محبت است،اگر به خانه و زندگى علاقه ندارد،اگردنبال عیاشى میرود،اگر دیر به خانه میآید، اگر بد رفتارى میکند،اگر تندخویى و دعوا میکند، اگر دم از طلاق و جدایى میزند همه اینها و صدها مانند اینها رابوسیله خوشرفتارى و اخلاق خوش میتوان حل کرد. مادامیکه در خانه پدر و مادر زندگى میکنیم باید رضایت آنهارا فراهم سازیم،لیکن وقتى که پیمان زناشویى را امضاء نمود و خانواده جدیدی را شکل می دهیم باید مهرورزی به همسرو رضایت و خشنودى همسر را بر همه چیزمقدم بداریم،حتى در جاییکه بین خواسته‏هاى پدر و مادر و بین خواسته‏هاى‏همسر تزاحم پیدا شد صلاح در اینست که نظر به همسر کرده ‏اسباب رضایت او را فراهم ساخت،گر چه پدر و مادر رنجیده شوند،زیرابا جلب رضایت‏همسر،رشته انس و محبت که بهترین ضامن بقاى عقدزناشویى است محکم میگردد.

زن و شوهر همیشه به مهرورزی و اظهار محبت یکدیگر احتیاج دارند.لیکن‏این احتیاج در بعضى مواقع شدیدتر میشود.انسان در موقع گرفتارى وبیمارى بیشتر از سایر اوقات احتیاج به دلجویى و پرستارى دارد.بیمارهمان مقدار که به دکتر و دوا احتیاج دارد به همان مقدار بلکه زیادتر به‏مراقبت و پرستارى احتیاج دارد.پرستار خوب با دلجویى و نوازش‏اعصاب بیمار را آرامش میدهد و به زندگى امیدوارش میگرداند. اگر در یک چنین موقعى از همسرت کاملا پذیرایى و دلجویى‏نمودى به زندگى دلگرم میگردد،به وفادارى و صمیمیت تو اطمینان پیدامیکند،محبت و علاقه‏اش زیادتر میشود. وقتى از بستر بیمارى برخاست‏بیشتر از سابق زحمت‏میکشد.محبتها و نوازشهاى ترا هرگز فراموش نمى‏کند و اگر بیمار شدى‏کاملا از تو پرستارى و دلجویى خواهد کرد. باید بدانیم دنیا در مسیر معین و بر طبق نقشه منظمى مى‏چرخد.حوادث‏روزگار با نظم و ترتیب یکى پس از دیگرى خودنمایى میکند.وجودناچیز ما در این جهان پهناور به منزله ذره کوچکى است که هر لحظه به‏سویى حرکت و با ذرات دیگر در تصادم است.اداره جهان دست ما نیست و حوادث گیتى بر طبق میل ما واقع نمى‏شوند.مرد بامداد که از منزل خارج‏میشود تا دوباره برگردد ممکن است‏با دهها ناملایم-کوچک یا بزرگ-برخورد نمایید.و در میدان زندگى و صحنه کسب و کار،که به میدان نبردبى‏شباهت نیست،با مشکلات فراوانى مواجه شود. به چرخ گردون ومردم متجاوز که زورش نمى‏رسد،اما وقتى به خانه وارد میشود میخواهیدقدرت نمایى کند و انتقام چرخ و فلک و مردم کج رفتار را از زن و فرزندبیگناه گرفته بدینوسیله دق دلى خالى کند.

گویا عزرائیل وارد خانه شده است.بچه‏ها مانند موش فرار میکنند،خدا نکند کوچکترین بهانه‏اى بدستش بیفتند.غذا شور یا بى‏نمک باشد،چاى آماده و حاضر نباشد،یکى از بچه‏ها سر و صدا کند،وضع منزل نامرتب‏باشد،حرف ناپسندى از دهان همسرش بیرون بیاید،وا مصیبتا آقا همانندبمبى منفجر خواهد شد.به سر این داد میزند،به آن یکى دشنام میدهد، آن‏یکى را میزند،با این اوقات تلخى میکند.بدینوسیله محیط با صفاى خانه راکه به منظور استراحت‏بدانجا پناه آورده بود به صورت جهنم سوزانى تبدیل خواهد ساخت.در آن دوزخ خود ساخته،هم خودش خواهد سوخت‏هم زن و فرزند بیگناهش.اگر بچه‏ها بتوانند از آن محیط رعب و وحشت‏فرار نموده در کوچه و خیابان سرگردان میشوند.و الا خدا خدا میکنند که‏مالک دوزخ زودتر از منزل خارج گردد تا از شرش خلاص شوند.وضع رقت‏بار و سرنوشت‏شوم یک چنین خانواده‏اى بخوبى‏روشن است.همیشه دعوا و اوقات تلخى برپاست.آب خوش از گلویشان‏پایین نخواهد رفت.وضع منزل رضایت‏بخش نخواهد بود. زن از محیط منزل و دیدن صورت عبوس شوهر بیزار خواهد بود.زنیکه همواره بابد اخلاقیهاى شوهر مواجه باشد چگونه میتواند به زندگى دلگرم باشد و ازروى عشق و علاقه خانه‏دارى و شوهردارى کند؟

بدانیم که اداره جهان در اختیار ما نیست.تزاحمات،ناملایمات،مصیبات از لوازم لا ینفک این جهان هستند.هر کسى در مسیر زندگى باآنها خواه ناخواه برخورد خواهد نمود.باید براى پذیرش آنها آماده شد.انسان موجود نیرومند و توانایى است که با بردبارى و کوشش وتدبیر میتواند بر مشکلات بزرگ پیروز گردد.آیا حیف نیست که در مقابل‏حوادث کوچک خود را باخته داد و فریاد و اوقات تلخى راه بیندازیم؟! از همه اینها گذشته،حوادث و ناملایمات روزگار و رفتار ناپسندمردم اسباب ناراحتى فراهم ساخته‏اند زن و فرزند چه تقصیرى‏دارند؟ زن و فرزند‏با صدها امید و آرزو در انتظار ما و مهرورزیهایمان بوده‏اند ، آیاسزاوار است‏با چهره عبوس و اخلاق تند و صورت در هم کشیده ما مواجه‏گردند؟!  آیا بهتر نیست وقتى میخواهیم براى استراحت و تجدید نیرو به‏آسایشگاه خانه قدم بگذاریم پیش خودت بیندیشیم که تندخویى و بداخلاقى‏مشکل مرا حل نمیکند بلکه اعصابم را خسته‏تر خواهد نمود و چه بسا مشکلات تازه‏اى بوجود خواهد آورد.فعلا باید استراحت و تجدید نیرو کنم‏تا بتوانم با اعصاب راحت و فکر آزاد در صدد چاره بر آیم.آنگاه حوادث وگرفتاریهاى زندگى را موقتا بدست فراموشى بسپارى و با چهره باز و لب‏خندان وارد منزل شوى.با سخنان گرم و محبتهاى بى‏شائبه دل اهل خانه راشادمان گردانى.بگویید و بخندید.و تفریح و استراحت کنید.با خوشى ولذت غذا بخورید.و با اعصاب آسوده خواب و استراحت کنید.بدین‏وسیله هم زن و فرزندت به خانه و زندگى دلگرم شده براى کار و کوشش‏آماده میگردند هم خودت میتوانى با اعصاب سالم به کسب و کار ادامه دهى‏و بر مشکلات زندگى پیروز گردى.

زن و شوی باید با نام های خوشایند همدیگر را مخاطب ساخته ، کلام همدیگر راقطع نسازند وقتى از خانه بیرون میروند همدیگر را به خداسپرده با هم خیرو خوش کنند. زادروز و سایر مناسبت های مرتبط به هم را  گرامی داشته ‏، دسته گل یا تحفه دیگرى به هم هدیه نمایند،در مجالس و در حضوردیگران به هم احترام بگذارند.از توهین و تحقیر جدا بپرهیزند واز دشنام وناسزا گفتن اجتناب کنند.از مسخره کردن و دست انداختن هم دیگر و لو به طورشوخى جدا خوددارى کنند.تا مهرشان در دل هم دیگر بیشتر شده و از زندگی با همدیگر بیشتر لذت ببرند.

 *اعتماد و اطمینان

وقتى میان زن و مرد پیمان زناشویى بسته شد زندگى انفرادى آنان‏به یک زندگانى مشترک اجتماعى تبدیل مى‏شود.آن پیمان مقدس بدان‏معنا است که زن و شوهر قول میدهند که تا آخر عمر با هم باشند.در اداره‏زندگى تشریک مساعى کنند.براى رفاه و آسایش همدیگر کوشش نمایند.یار و مونس و غمخوار هم باشند.در جوانى و پیرى،در توانایى و ناتوانى،در موقع سلامت و بیمارى،در سختیها و خوشیها،در حال فقر و غنا،در همه‏حال با هم باشند. و لازمه این مهم اعتماد و اطمینان به یکدیگر و مراقبت از مخدوش نشدن و از دست نرفتن این اعتماد و اطمینان است.  دخترو پسری  که دست رد به سینه همه ‏زده و با اعتماد و اطمینان به یکدیگر تمامی هستى خویش را در اختیار هم قرار میدهند بدان امید که تا آخر عمر در پناه هم زندگى کنند. ‏نباید با اعمال و رفتار ناپسند این اعتماد و اطمینان را مخدوش ساخته و امیدشان را بر باد دهند. انسانیت و شرافت اقتضا دارد که زن و شوهر با اعتماد و اطمینان به یکدیگر تا آخر عمر به ‏پیمان مقدس زناشویی که با هم بسته اند  وفادار بوده و در مشکلات زندگى و حوادث روزگار عهدخویش را فراموش نکنند.

آقا وخانم محترم،ممکن است قبل از ازدواج افرادى را در نظر داشته در انتظار ازدواج با آنها بوده‏اید...  آرزو داشته‏اید که همسرتان ثروتمند باشد،داراى فلان‏شغل باشد،تحصیل کرده باشد،زیبا و خوشگل باشد و.... این قبیل آرزوها قبل از ازدواج مانعى نداشت لیکن اکنون که‏ همسرى برگزیده‏اى و پیمان مقدس زناشویى را امضاکرده‏اید که تا آخر عمر با هم باشید،یار و مونس و غمخوار هم باشید بایدگذشته را یکسره فراموش کنید،بر افکار و آرزوهاى گذشته خط بطلان‏بکشید و از غیر همسرتان بطور کلى چشم بپوشید،دلتان را از اضطراب وپریشانى نجات داده،غیر همسرتان را از دل بیرون کرده و ششدانگ آنرا دراختیار او قرار دهید،نامزد سابقت را فراموش کن،به او نگاه نکن،بفکرش نباش،چکار دارى ناراحت‏شده یا نه؟اصلا چرا از احوالش جویامى‏شوى؟ وقتى با نظر خریدارى به دیگران نگاه کردى و همسرت را با آنهامقایسه نمودى ناچار به آدمهایى برخورد میکنى که عیب احتمالی همسرت را ندارند خیال میکنى افراد برگزیده و بى‏عیبى هستند که از آسمان نازل شده‏اند بااینکه به احتمال زیاد آنها داراى عیب های بیشتری هستند.اما چون از عیوب مخفى آنهااطلاع ندارى و فقط خوبیهایشان را مشاهده مینمایى خودت را شکست‏خورده و مغبون در ازدواج مى‏پندارى و اسباب بدبختى خویشتن را فراهم‏مى‏سازى.چرا مهر و صفا را از بین مى‏برى و بنیاد ازدواج را متزلزل مى‏سازى؟ازکجا میدانى اگر با فلان فرد ازدواج کرده بودى صد در صد راضى بودى؟تو از ظاهر او بیش از این خبر ندارى شاید داراى عیوبى باشد که اگر مطلع‏بودى همسر خودت را بر او ترجیح میدادى.

خانم محترم،اگر شوهرت احساس کند که به مردهاى دیگر نظردارى بدبین میشود،اطمینان و اعتمادش را از دست می دهد ، مهر و علاقه‏اش کم میشود به زندگى و خانواده‏بى‏علاقه میگردد،مواظب باش از مردهاى دیگر تعریف نکنى با آنها گرم‏نگیرى،خنده و شوخى نکنى،مرد نمیتواند تحمل‏کند که همسرش حتى به تصویر مرد بیگانه‏اى اظهار علاقه کند. زن و مرد گر چه در بسیارى از امور اشتراک دارند لیکن امتیازات‏ویژه‏اى نیز دارند.یکى از امتیازات مهم آنان اینست که زن موجودى است‏ظریف و لطیف و زیبا و محبوب.زن دلبر است و مرد دلداده ، زن جاذب‏است و مرد مجذوب،مرد دوستدار است و زن دوست داشتنى. هنگامیکه‏مرد با زنى ازدواج میکند مى‏خواهد تمام خوبیها و زیبائیهاى این موجودظریف را در انحصار خویش ببیند.زنى را دوست دارد که زیبائیها،دلبریهاو طنازیها،شوخیها و خوشمزه‏گیها،و همه چیزش را در انحصار شوهرش‏قرار دهد و از مردان بیگانه جدا اجتناب نماید.مرد بسیار غیور است و نمى‏تواند تحمل کند که مرد بیگانه‏اى به همسرش نگاه کند یا با او درارتباط و آمیزش باشد،بگوید و شوخى کند و بخندد و چنین عملى راتجاوز به حق مشروع خویش میداند.و از همسرش انتظار دارد که بارعایت پوشش و حجاب و قوانین‏اخلاقى و با حفظ متانت و حجب و حیاء شوهرش را در این‏خواسته مشروع کمک و یارى نماید.هر مرد غیورى چنین‏خواسته‏اى را دارد. اگر همسرش به این وظیفه اجتماعى عمل‏کرد او نیز با آرامش خاطر زندگى میکند و براى تامین نیازمندیهاى‏خانواده‏اش تلاش مینماید و بر اعتماد و اطمینان و محبتش اضافه میگردد.و همین ‏سبب میشود که او نیز به زنان بیگانه بى‏توجه باشد.اما اگر مردمشاهده کرد که همسرش تقیدى به حجاب و پوشش ندارد وزیبائیهایش را در معرض دید مردان بیگانه قرار میدهد و با آنها نیز درارتباط و تماس است‏شدیدا ناراحت میشود زیرا حق انحصارى خویش راتضییع شده و در معرض دید دیگران مى‏بیند.و مسؤولیت این امر را برعهده همسرش مى‏داند.چنین مردى همواره پریشان خاطر و بدبین است ،محبت و صفایش نسبت‏به خانواده تدریجا کم میشود. بنابراین صلاح جامعه و بانوان در این است که پوشیده و محجوب‏باشند و متین از منزل خارج شوند و زیبائیهاى خودشان رادر معرض دید همگان قرار ندهند.

رعایت‏حجاب یک وظیفه اسلامى است.خدا در قرآن مى‏فرماید:

به زنان مؤمن بگو:از مردان بیگانه چشم بپوشند.و فروج و اندام خویشتن‏را از نگاه دیگران محفوظ بدارند،و محل زیبائیها و زینتهاى خویش را براى اجانب آشکار نسازند،مگر آنچه را که طبعا آشکار است (مانندصورت و دستها) و روسریهاى خودشان را بر سینه‏ها بیندازند (تا خوب‏پوشیده شود) و زینت و جمالشان را جز براى شوهر و پدر و پدر شوهر وپسران خود و پسران شوهر،و برادران و فرزندان برادر و فرزندان خواهر...آشکار نسازند (سوره نور آیه 31 )

اگر مى‏خواهى رضایت‏خدا را جلب‏کنى و یک مسلمان مؤمن و فداکار باشى، پوشش و حجاب اسلامى راهمواره رعایت کن.و زیبائیها و آرایش خودت را در معرض دید بیگانگان‏قرار نده. اگر حجاب را رعایت نکنى هم مرتکب‏گناه میشوى هم شوهرت را قلبا ناراحت کرده و اعتماد و اطمینان او را ازدست می دهی.ممکن است‏شوهرت برزبان نیاورد ولى یقین داشته باش که ناراحت میشود و به صفا و صمیمیت‏خانوادگى شما لطمه وارد میگردد.نسبت‏به محارم مانند،پدر شوهر و پدر خودت برادر خودت،فرزندان برادر،فرزندان خواهر، رعایت‏حجاب لازم نیست.لیکن تذکراین نکته لازم است که بهتر است نسبت‏باینها هم تا حدى حریم قائل‏شوى.و آرایش کرده و با لباسهائى که براى شوهرت مى‏پوشى،نزد اینهانیز ظاهر نشوى.گر چه شرعا جایز باشد.زیرا اکثر مردها حتى در این‏موارد ناراحت میشوند،و حفظ اعتماد و آرامش قلبى آنها لازم و مفیداست و براى بقاء و ثبات و آرامش خانواده سودمند میباشد.

از آنجا که مردان نسبت به زنان بیشتر از خانه دور بوده و بنا به ماهیت کارشان با دیگران در ارتباط هستند باید در رفتار و ارتباطشان با دیگران به گونه ای رفتار نمایند که تاثیرسوئی در اعتماد و اطمینان همسرشان نداشته باشد. از دیگر سو زنان باید با اعتماد و اطمینان کامل به همسرشان بر رشک و بدگمانی ذاتی خود فائق آمده و رفتاری ننمایند که همسرشان متوجه شود که به او مطمئن نیستند . هرچند بد نیست زن نسبت‏به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد لیکن‏نه به حدى که به بدگمانى و وسواسیگرى منتهى شود،بدبینى یک بیمارى‏خانمانسوز و صعب العلاجى است،متاسفانه بعضى خانمها بلکه بسیارى ازآنها به این مرض مبتلا هستند.یک زن وسواسى خیال مى‏کند شوهرش به طور مشروع یاغیر مشروع به او خیانت مى‏کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى‏خواهد بگیرد،با منشى خود سر و سرى دارد،به فلان دختر دل بسته است،چون دیر به‏منزل مى‏آید لابد دنبال عیاشى مى‏رود،چون با فلان زن صحبت کرد به اونظر دارد،چون فلان خانم به او احترام کرد لابد با هم رابطه دارند،چون‏نسبت‏به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى‏کند مى‏خواهد او را بگیرد،چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى‏شود محبوبه‏اش را به‏گردش برده است،چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى‏شود زن‏اوست ،چون اجازه نمى‏دهد پیامک های تلفنش رابخوانم معلوم مى‏شود پیام‏هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت‏شده‏معلوم مى‏شود معشوقه دیگرى دارد،چون به من دروغ گفت معلوم مى‏شودخیانتکار است، چون دوستم به‏من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت‏حتما در آنجا زنى دارد،چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى‏کند معلوم مى‏شود هووى من است.

خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان‏را باثبات مى‏رسانند،حس بدبینى تدریجا در آنها تقویت‏شده به یقین‏تبدیل مى‏گردد،از بس در این باره فکر مى‏کنند از در و دیوار قرینه‏مى‏تراشند،شبانه‏روز فکر و ذکرشان همین مطلب است،با هر که مى‏نشیننددم از خیانت و بى‏وفایى مى‏زنند،با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان‏مى‏گذراند،آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده‏صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى‏کنند. ایراد و ناسازگارى شروع مى‏شود،اوقات تلخى و بد اخمى‏مى‏کند،به کارهاى خانه و فرزندانش نمى‏رسد،هر روز قهر و دعوا مى‏کند،به خانه پدر و مادرش مى‏رود،به شوهرش بى‏اعتنایى مى‏کند،مثل سایه اورا تعقیب مى‏کند،جیب و بغلش را مى‏گردد، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى‏کند،هر حادثه بى‏ربطى رادلیل محکمى بر خیانت‏شوهرش به حساب مى‏آورد.با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان‏بى‏گناهش تنگ مى‏کند،خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشدبه زندان سخت‏بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى‏کند، در آتشى که روشن کرده‏خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى‏سوزاند، هر چه‏مرد دلیل بیاورد،سوگند یاد کند،التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت‏خویش را اثبات کند ممکن نیست آن زن وسواسى حسود دنده کج قانع‏گردد.

خانم محترم،موضوع خیانت‏شوهر،مثل همه‏موضوعات دیگر،احتیاج به دلیل و برهان دارد،مادامیکه خیانت او با ادله‏قطعیه باثبات نرسیده شرعا و وجدانا حق ندارى وى را متهم سازى،آیاسزاوار است‏به صرف یک احتمال،شخص بیگناهى را مورد تهمت قراردهى؟ اگر کسى بدون دلیل و برهان ترا متهم کند آیا ناراحت نمى‏شوى؟

بعضی از مردها هم به بیمارى بدگمانى و سوءظن‏مبتلا هستند.بى‏جهت نسبت‏به همسرانشان بدبین هستند.درباره آنان‏احتمال خیانت میدهند.هر مردیکه بدین بیمارى خانمانسوز مبتلا شد زندگى را به خودش و خانواده‏اش تلخ میکند. ایراد و بهانه‏جویى میکند.نسبت‏به اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینى نگاه میکند و مانند سایه او را تعقیب‏مینماید.چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا میکند. پیغمبر اسلام (ص) فرمود:هر کس به مرد یا زن مؤمنى بهتان بزند خداوند متعال در قیامت او را بر تلى از آتش نگه میدارد تا به کیفر بهتانش‏برسد . چیزهایى را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکارمیشمارد.مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سرى‏دارند.چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم میشود خیانتکار است.چون جوان همسایه از پشت‏بام باو نگاه کرد معلوم میشود خواهان یکدیگرهستند.چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم میشود دل بسته اوست.چون‏نامه‏اش را از من مخفى نمود لابد از معشوقش بوده است.چون کمتر ازسابق اظهار محبت میکند معلوم میشود زیر سرش بلند است.چون قیافه‏دخترم با همسرم شباهت ندارد معلوم میشود خیانت کرده است. این قبیل امور بلکه کوچکتر از آنها را دلیل قطعى خیانت میشمارد. مرد باید تعصبهاى غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند.نسبت‏خیانت‏به کسى دادن‏موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتى است.تا موضوع خیانت‏با دلیل وشاهد قطعى به اثبات نرسد نمى‏توان کسى را متهم کرد.خداوند متعال درقرآن میفرماید:اى کسانیکه ایمان آورده‏اید از بسیارى از گمانهاى بداجتناب کنید زیرا بعض گمانها گناه است .( سوره حجرات آیه 12)

مادامیکه با ادله و براهین شرعى خیانت همسر به اثبات نرسد حق‏نداریم او را متهم سازیم. تهمت زدن به او گناه بسیار بزرگى است که درشرع مقدس اسلام تازیانه براى آنان مقرر شده است. اگر کمتر از سابق اظهار محبت میکند دلیل آن نیست که نسبت‏به‏دیگرى دلبسته است.شاید از شما دلخورى داشته باشد.شاید غم وغصه‏اى به دل داشته باشد،شاید بیمار باشد.شاید در اثر بى‏توجهى و عدم‏اظهار محبت ،نسبت‏به زندگى دلسرد شده باشد. چرا براى بعضى توهمات بیجا و شواهد پوچ، زندگى را به خودت و خانواده‏ات تنگ میکنى؟اگر کسى باهمین قبیل شواهد خیالى خودت را متهم سازد چه حالى پیدا میکنى؟ چراانصاف و وجدان ندارى؟چرا آبروى خودت و همسرت را میریزى؟چرابر احوال زار و پریشان او ترحم نمیکنى؟هیچ فکر نمیکنى که ممکن است‏در اثر همین بددلیها و تهمتهاى بیجا همسر پاکدامنت از وادى عفاف خارج‏شود و دامنش به فساد آلوده گردد.

اگر نسبت‏به همسرت بدبین هستى مطلب را با هر کسی در میان‏نگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنى یا نادانى یا تظاهر به خیرخواهى،بدون دقت و بررسى،عقیده ترا تایید نمایند بلکه شواهد بى‏اساس دیگرى‏را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدینوسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.مخصوصا با مادر و خواهرت در این باره صحبت‏نکن زیرا اکثر آنها باطنا با همسرت میانه خوبى ندارند.چه بسا در این‏مواقع حسد و کینه‏توزى آنان تحریک شود و بدون عاقبت‏اندیشى بدبینى‏ترا زیادتر گردانند.اگر خواستى از راهنمائیهاى دیگران استفاده کنى بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت‏اندیش مشورت کن. بهتر ازهمه اینکه نسبت‏بهر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستى مطلب را با خودش در میان بگذارى و توضیح بخواهى.لیکن منظورت‏این نباشد که مطلب را باثبات برسانى. حس بدبینى را و لو موقتا کنار بگذار و خودت را خالى الذهن‏بگیر.و مانند یک قاضى با انصاف که بخواهد درباره دیگران داورى کندبه توضیحات همسرت گوش بده.اقلا احتمال صدق درباره‏اش بده،فرض‏کن یکی از بستگانت براى داورى بنزد تو آمده و براى خیانت همسرش یک‏چنین شواهدى را ذکر میکند ببین درباره او چطور قضاوت میکنى درباره‏همسرت نیز همانطور حکم کن؟چرا دلیل و برهانهاى اودر دل سنگ تو اثر نمیکند؟و به عنوان یک مجرم قطعى به سخنانش نگاه‏میکنى؟ دست از نادانى و احساسات خام و عجله بردار،متین‏و عاقل باش، به صرف سوءظن و توهم بى‏دلیل زندگى را به خودت وهمسرت تلخ نکن. در هر جا سوءظن پیدا کردى فورا موضوع را باهمسرت در میان بگذار،به قصد کشف حقیقت،نه به عنوان اعتراض،رسماو بدون پروا بگو:من نسبت‏به فلان کار بد گمان هستم،خواهش میکنم‏واقع مطلب را بیان بفرمایید تا خاطرم آسوده گردد،آنگاه خوب به‏حرفهایش گوش بده،و در اطراف آنها تامل کن،اگر بدگمانى تو بر طرف‏شد که چه بهتر، لیکن اگر قانع نشدى مى‏توانى بعدا در اطراف قضیه‏تحقیق کنى تا حقیقت‏برایت روشن گردد، اگر در ضمن تحقیق به‏موضوعى برخورد کردى که همسرت دروغ گفته و مطلب را بر خلاف واقع‏توضیح داده صرف این دروغ را دلیل خیانت او نگیر،زیرا ممکن است‏شخص بیگناهى باشد لیکن چون از بدگمانى تو اطلاع داشته عمدا مطلب‏را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظن تو زیاده گردد،بهتر است در این‏مورد هم باز به خودش مراجعه کنى و علت‏خلاف گوئیش را بپرسى،البته کار خوبى نکرده که مرتکب دروغ شده و بهتر بود حقیقت را مى‏گفت زیراچیزى از صداقت‏بهتر نیست.لیکن اگر او اشتباه کرد تو نادانى و جهالت‏بخرج نده،بلکه با تصمیم قاطع از او بخواه که دیگر دروغ نگوید،اگرتوضیح خواستى و همسرت نتوانست توضیح قانع کننده‏اى بدهد،عجز ازجواب را یک دلیل مسلم و قطعى خیانت مشمار،زیرا ممکن است مطلب‏را واقعا فراموش نموده باشد،یا اینکه چون از بدگمانى تو اطلاع داشته‏دست و پاى خویش را گم کرده نتوانسته جواب قانع کننده‏اى بدهد.دراینجا سخن را کوتاه کن و در یک موقع مناسب مطلب را در میان بگذار وعلت قضیه را بپرس.و اگر اظهار داشت:واقع را فراموش نموده‏ام از اوبپذیر زیرا انسان محل سهو و نسیان است.موضوع بد گمانى خودت را با هر کس در میان‏نگذار،زیرا ممکن است واقعا دشمن شما یا حسود باشد،بدین جهت گفتارترا تایید و چندین قرینه دروغ نیز بدان بیفزاید تا زندگى شما را از هم‏بپاشد،ممکن است‏شخص نادان و زود باور و بى‏تجربه‏اى باشد و به قصددلسوزى گفته ترا تایید نماید بلکه شواهد پوچ دیگرى بدان اضافه نموده‏ذهن ترا خرابتر گرداند،بنابراین صلاح نیست‏با افراد نادان و بى‏تجربه‏مشورت نمایى،حتى مادر و خواهر و خویشانت،البته مشورت خوب است،اگر در جایى ضرورت پیدا کرد یکى از دوستان عاقل و کاردان و باهوش وخیرخواه را در نظر بگیر و مطلب را با او در میان بگذار و از افکارش‏استفاده کن.

اگر شواهد و دلائل خیانت همسرت قطعى نبود،ودوستان و خویشانت نیز تصدیق کردند که دلائل مزبور قانع کننده نیست وهمسرت بیگناه است،و همسرت نیز با دلیل و برهان عدم خیانت‏خودش را اثبات میکند لیکن با همه اینها بدگمانى ووسواسیگریهاى تو برطرف نمى‏شود یقین بدان که بیمار هستى،وبدبینى‏ات در اثر بیمارى عصبى و روانى پیدا شده است.لازم است‏به یک‏روانپزشک حاذق مراجعه نمایى و از دستوراتش پیروى کنى. اگر بدگمانى تو بر طرف نشد و احتمال میدهى یایقین دارى که همسرت به دیگری نظر دارد باز هم تقصیر تو است،زیرامعلوم مى‏شود آنقدر هوش و کاردانى و عرضه نداشته‏اى که شش دانگ قلب‏همسرت را مسخر گردانى تا جایى براى دیگری نماند،هنوز هم دیرنشده،دست از نادانیگرى و لجبازى بردار و با اخلاق خوش و رفتار نیک واظهار محبت چنان در قلب همسرت جاى باز کن که جز تو کسى را نبیند وجز تو کسى را نخواهد.

هیچکس بى‏عیب نیست،یا کوتاه است‏یا دراز،یا سیاه رنگ است‏یا رنگ پریده،یا چاق است‏یا لاغر اندام ،یا تندخواست‏یا ترسو،یا کم حرف است‏یا پر مدعا، یا ندار است‏یا بخیل،یا آداب زندگى را بلد نیست‏.از این قبیل عیوب در هر مرد و زنى وجود دارد. آرزوى هر مرد و زنى اینست که همسر ایده‏آلى پیدا کند که از تمام‏عیوب و نواقص خالى بوده نقطه ضعفى نداشته باشد.لیکن کمتر اتفاق‏میافتد که به مطلوب خیالى خویش دست‏یابد. آنهاییکه در صدد عیبجویى باشند خواه ناخواه عیب یا عیبهایى را پیدا میکنند،یک عیب کوچک و بى‏اهمیت را که نباید آنراعیب شمرد در نظر خودشان مجسم میسازند و آنقدر درباره‏اش فکر میکنند که کم کم به صورت یک عیب بزرگى که قابل تحمل نیست جلوه‏گر میشود،خوبیها را یکسره نادیده گرفته همیشه به آن عیب کوچک توجه‏دارند،چشمشان به هر کسى که بیفتد دقت میکنند که داراى آن عیب هست‏یانه،آنها جفت باصطلاح ایده‏آلى را در مغز خویش مجسم مینمایند که حتى‏کوچکترین عیبى هم نداشته باشد و چون جفتشان با آن صورت خیالى‏تطابق کامل ندارد،همیشه آه و ناله دارند،از ازدواجشان اظهار پشیمانى‏میکنند،خودشان را شکست‏خورده و بدبخت میشمارند.کم کم مطلب راعلنى کرده گاه و بیگاه عیبجویى مینمایند،ایراد و بهانه‏میگیرند،غرغر میکنند،طعنه مى‏زنند. ممکن است جفتشان عاقل و بردبار باشد و در مقابل بى‏ادبیها سکوت کند لیکن قلبا مکدر میشود،کینه‏اش را در دل میگیرد،بالاخره‏کاسه صبرش لبریز میشود و در صدد انتقام بر مى‏آید،یا به زد و خوردمى‏کشد یا مقابل به مثل میکند،او هم در صدد بر مى‏آید از همسرش که‏به طور حتم بى‏عیب نیست عیبجویى کند،او بگو و این بگو،این بگو و اوبگو،اگر محبت و صفائى در میانشان بود به کلى زائل میگردد.کینه یکدیگررا در دل میگیرند،دائما در صدد عیبجویى هستند،پیوسته جنگ و جدال‏دارند.در نتیجه،اگر با همین وضع به زندگى ادامه بدهند بدترین زندگى راخواهند داشت.

هریک از ما یک بشر عادى است ‏و بشر عادی هم بى‏عیب‏ نیست اما در مقابل، خوبیهاى فراوانى نیز دارد.اگر به زندگى و خانواده‏ ‏علاقه‏مندیم نباید در صدد عیبجوئى بر آئیم. عیبهاى کوچک را نادیده بگیریم ،بلکه‏اصلا عیبشان مشماریم ،زوجمان را با یک انسان خیالى که در خارج وجودندارد مقایسه نکنیم  ،اصولا عینک بدبینى‏را از چشم خویش برداریم  و خوبیها را ببینیم،آنوقت‏خواهیم دیدکه خوبیهاى او بمراتب بیشتر از بدیهایش میباشد،اگر یک عیب دارد و درعوض صدها خوبى دارد.محاسن و خوبیهایش را مورد نظر قرار بدهیم و خرسند باشیم،مگرخودمان بى‏عیب هستیم که انتظار داریم همسرمان بى‏عیب باشد.رسولخدا فرمود:«عیبى بالاتر از این نیست که انسان عیوب‏دیگران را ببیند اما از عیبهاى خودش غافل باشد. اگر همسرمان عیب قابل اصلاحى داشته باشد میتوانیم در صدداصلاحش بر آییم،لیکن در صورتى امکان موفقیت داریم که با نرمى و مداراو صبر و حوصله و بصورت خیرخواهى و خواهش و تمنا رفتار کنیم،نه به‏عنوان عیبجویى و اعتراض،سرزنش و ایراد،قهر و دعوا.

معمولا خانمها میل دارند از اسرار و رموز شوهرشان با اطلاع‏شوند،میخواهند از وضع کسب، مقدار درآمد،موجودى،اسرار کسبى،تصمیمات آینده‏اش با خبر شوند.و بطور خلاصه از شوهرشان انتظار دارندکه تمام اسرارش را در اختیار آنها بگذارد و چیزى را پنهان نکند. مردها هم بى‏میل نیستند که اسرار و رموززندگى‏شان را در اختیار همسرشان قرار دهند.لیکن عذرشان اینست که‏زنها راز نگهدار نیستند، با اندک بهانه‏اى ممکن است اسرار انسان را فاش کنند و اسباب‏دردسر را فراهم سازند. البته عذر مردها تا حدودى موجه است،زنها زودتر از مردها تحت‏تاثیر عواطف و احساسات قرار میگیرند،معمولا احساساتشان بر تعقلشان‏غلبه دارد،وقتى عصبانى شوند خویشتن دارى برایشان دشوار است،درآن مواقع ممکن است از دانستن اسرار سوء استفاده نموده اسباب گرفتارى‏مرد را فراهم سازند. بنابراین اگر زن میل داشته باشد که شوهرش کاملا یک رنگ بوده‏چیزى را از او مخفى نکند باید بقدرى راز نگهدار و با احتیاط باشد که‏بدون اجازه شوهرش براى هیچکس و در هیچ حال چیزى را نقل نکند،حتى براى خویشان و دوستان صمیمى خودش اسرار شوهرش را فاش‏نکند،در راز نگهدارى این مقدار کافى نیست که اسرارش را به دیگرى‏بگوید و سفارش کند به کسى نگو،زیرا او هم به طور حتم دوستانى دارد،ممکن است اسرار شما را در اختیار آنها قرار دهد و سفارش کند به کسى نگویید،یک وقت انسان متوجه میشود که اسرارش فاش شده است.

مخارج منزل را معمولاً مردها تامین میکنند،مرد شبانه روز زحمت‏میکشد و درآمدش را با اعتماد و اطمینانی که به همسرش دارد در طبق اخلاص نهاده تقدیم میکند، براى رفاه و آسایش خانواده هر گونه رنج و ناراحتى راتحمل میکند و از خوشى آنها لذت مى‏برد،اما از بانوى خانه‏دار انتظار داردکه قدر زحمت و درآمد حاصله از آن را دانسته بیهوده خرج نکند،از وى انتظار دارد که در خرج‏خانه نهایت دلسوزى و عاقبت اندیشى را بعمل آورد، ولخرجى و اسراف و تبذیر وبخششهاى بیجا را یک نوع ناسپاسى و قدر نشناسى میشمارد.

رسول خدا (ص) فرمود:«بهترین زنان شما زنى است که خودش‏را خوشبو نماید،غذاى مطبوع تهیه کند،در خرج خانه اقتصاد را رعایت‏کند.چنین بانویى یکى از عمال و کارکنان خدا میباشد.و کسیکه براى خداکار کند هرگز با شکست و پشیمانى روبرو نخواهد شد .مرد اگر به خانه و کدبانوى خانه اعتماد پیدا کرد و فهمید که نتیجه زحماتش بیهوده صرف نمیشود به کسب و کار و ازدیاد ثروت علاقه‏مندشده به فکر تن پرورى و ولخرجى نخواهد افتاد،اما اگر اعتماد و اطمینانش از بین رفت و دید نتیجه‏زحماتش بباد میرود و خانم خانه‏دار لباس غیر ضرورى و اسباب تجمل وزینت‏خودش را بر همه چیز مقدم میدارد از کار و کوشش‏دلسرد میگردد،پیش خود فکر میکند وجهى ندارد اینقدر زحمت‏بکشم وبخور و نخور کنم و در اختیار خانواده قدرنشناس بگذارم که در مصارف‏بیهوده صرف کنند،من براى تامین ضروریات زندگى و حفظ آبرویم‏زحمت میکشم لیکن خانواده‏ام به فکر زندگى نبوده جز ولخرجى منظورى ندارند. رسول خدا (ص) فرمود:«بهترین زنان شما زنى است که کم خرج‏باشد (مستدرک ج 2 ص 532)

خانم محترم،گر چه شوهرت دار و ندار خویش را در خانه آورده دراختیار تو میگذارد لیکن خیال نکن مالک حقیقى آنها هستى بلکه شرعا وقانونا شوهرت مالک است،تو امین خانه هستى.بنابراین جمیع تصرفات‏باید با اجازه و رضایت او باشد،بدون رضایت او حق ندارى چیزى به‏کسى ببخشى یا سوغات و چشم روشنى ببرى حتى براى خویشان خودت‏یا خویشان او،تو امانتدار خانواده هستى و در این باره مسؤولیت دارى،اگر خیانت کنى در روز بازپسین مورد بازخواست قرار خواهى گرفت. پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:«زن نگهبان و امانتدار اموال شوهرش میباشد و در این باره مسؤولیت دارد .

زنان بر این باورند که با اختیار شوهر، توانسته اند به همه چیزهایی که می خواستند دست یابند و ستون استوار بنیاد خانواده را در اختیار گرفته اند و به اهداف خود رسیده اند. در حالی که نگه داشت چیزی سخت تر از به دست آوردن آن است. مردان در دست زنان و یا در کنار ایشان همانند ماهی بسیار لغزنده هستند. از این رو نمی توان از گریزپایی آنها سخن نگفت و امید داشت که همواره پای بند خانه و خانواده باشند مگر آن که انگیزه های قوی و شدید آنان را در محیط خانواده حفظ کند. زنان می بایست به هر شکلی شده اعتماد و اطمینان و در نتیجه رضایت شوهر را به دست آورند. از این رو شوهر در اندیشه و تصویر اسلامی چون پروردگار صاحب حق و مالک شمرده شده است و از جایگاه بلندی برخوردار می باشد. زن برای به دست آوردن رضایت و خشنودی خدا نمی بایست نمازهای بسیار و یا طولانی بخواند و یا روزه های مستحبی بگیرد. همین کار را می تواند با رضایت شوهر به دست آورد و از پاداش آن بهره مندگردد. از این رو در اسلام جز نمازهای واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده و حتی نهی شده است که زنی نمازش را طولانی کند و شوهر را سرکار بگذارد و خود را در کنار شوهر ننشاند و عشوه نکند و روزه های مستحب حتی بی اذن شوهر باطل و گناه است و نمازهای مستحبی از استحباب خارج می شود.

*  قدرشناسی

پول پیدا کردن کار آسانى نیست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را براى رفاه و آسایش خویش میخواهد و ذاتا بدان علاقه‏منداست،اگر به کسى احسان کرد و مالى را که به ریشه جانش بسته است دراختیار او قرار داد انتظار قدردانى دارد ،اگر مورد سپاسگزارى قرارگرفت تشویق میشود، اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را نادیده گرفتند بى‏رغبت میشود، پیش‏خود میگوید:حیف نیست که به این نمک نشناس احسان کنم و اموالم‏را در اختیارش بگذارم؟حق شناسى و شکرگزارى یکى از اخلاق‏پسندیده است،و بزرگترین رمز جلب احسان میباشد،حتى خداوند بزرگ‏هم که نیازى به دیگران ندارد سپاسگزارى از نعمتهایش را شرط ادامه‏نعمت‏شمرده میفرماید:«اگر سپاسگزارى کنید نعمتهایم را افزون میکنم (سوره ابراهیم‏«ع‏»:7)

خانم محترم،شوهر شما نیز یک بشر عادى است،از قدردانى‏خوشش میآید، ازشما انتظار دارد که وجودش را مغتنم شمرده از کارهایش قدردانى کنید،هر گاه اسباب و لوازم زندگى را خریدارى نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالى نمایید،و سپاسگزارى کنید،هر گاه براى تو یا فرزندانت‏کفش و لباس یا چیز دیگرى آورد فورا از دستش بگیر و اظهار خرسندى‏کن، اگر بیمار شدى وبراى معالجه‏ات کوشش کرد تا شفا یافتى تشکر کن،اگر ترا به تفریح ومسافرت برد سپاسگزارى کن مواظب باش کارهایش را کوچک مشمارى،بى‏اعتنائى و مذمت نکنى،نادیده نگیرى،اگر کارهایش را مورد توجه قرار داده تشکر کردى احساس غرور و شخصیت میکند،به زندگى و خرج کردن تشویق میشود،باز هم‏سعى میکند توجه شما را بسوى خویش جلب کند و به وسیله احسان دلتان‏را بدست آورد،اما اگر کارهایش را کوچک شمردى و به نظر بى‏اعتنائى‏نگاه کردى دلسرد میشود،پیش خود میگوید:حیف نیست زحمت‏بکشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمک نشناسى کنم که قدرم را نمیدانند واحسانهایم را کوچک میشمارند.اگر یکى از خویشان یا دوستان یک جفت جوراب بى‏ارزش یادسته گل بى‏قابلیت‏بشما تقدیم نمود صدها مرسى متشکرم را نثارش میکنیدلیکن احسانهاى دائمى شوهرتان را به روى مبارک نیاورده از یک اظهارتشکر بى‏مایه هم دریغ میکنید. مرسوم اکثر خانمها چنین است:وقتى مى‏خواهند به گردش بروندیا در مجلس جشنى شرکت نمایند یا به مجلس شب نشینى و مهمانى بروندآرایش میکنند،بهترین لباسها را مى‏پوشند و به بهترین وجهى که برایشان‏مقدور است از منزل خارج میشوند،لیکن هنگامیکه به منزل برگشتند فورالباسهاى خوب و زیبا را از تن خارج ساخته لباسهاى معمولى و مندرس رامى‏پوشند،در داخل خانه مقید به پاکیزگى و نظافت نیستند،آرایش و زینت‏نمیکنند،با موهاى ژولیده و لباسهاى به اصطلاح،خانه‏دارى در منزل‏میگردند،لباسهاى لکه‏دار و جورابهاى پاره را در خانه مى‏پوشند....زن باید در خانه و براى شوهرش‏آرایش و دلبرى کند،باید براى شوهرش که شریک زندگى و یار و مونس‏دائمى و پدر فرزندانش میباشد زینت و دلربایى کند،باید دلش را بدست‏آورد تا دلبران کوچه و خیابان نتوانند در دلش جا باز کنند،دیگران چه‏ارزشى دارند که برایشان آرایش و زینت کند؟!حیف نیست زن آرایش وزیبایى خویش را در مقابل چشم چرانى بیگانگان قرار دهد ؟ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:«هر زنیکه خودش را خوشبو کند و ازمنزل خارج شود تا به خانه بر نگردد از رحمت‏خدا دور خواهد بود. خانم گرامى،قدردانی و بدست آوردن دل یک مرد آن هم براى همیشه کارساده‏اى نیست.پیش خود نگو: او که مرا دوست دارد پس چه احتیاجى‏دارم به سر و وضع خودم برسم و برایش دلربایى کنم؟ باید عشق او رابراى همیشه نگهدارى کنى. یقین بدان که شوهرت دوست دارد همیشه تمیز و مرتب و زیبا باشى‏و لو به زبان نیاورد،اگر بر طبق خواسته‏هاى باطنى او رفتار نکنى و در منزل‏به خودت نرسى ممکن است در خارج منزل چشمش به زنان تمیز آرایش‏کرده بیفتد و از تو دلسرد شده و از راه منحرف گردد،وقتى خانمهاى تمیزو مرتب را دید و آنها را با سر و وضع کثیف و نامرتب تو مقایسه کرد خیال‏میکند فرشتگانى هستند که از آسمان نازل شده‏اند!تو هم در خانه برایش‏آرایش کن و لباس خوب بپوش و دلبرى و طنازى کن تا بفهمد که تو ازآنها کمتر نیستى بلکه بهتر و زیباتر هستى،در آنصورت مى‏توانى بدوام‏عشق او امیدوار باشى و براى همیشه دلش را مسخر گردانى. رسول خدا فرمود:«بهترین زنان شما زنى است که مطیع شوهرش‏باشد.براى او آرایش کند ولى زینتش را براى بیگانگان ظاهر نسازد.وبدترین زنان شما زنى است که در غیاب شوهرش زینت کند . ممکن است‏بگویید:در منزل زیبا گشتن با شغل خانه‏دارى وآشپزى سازگار نیست،لیکن اگر ارزش این عمل را بدانید به طور حتم‏مى‏توانید این مشکل را حل کنید.چه مانع دارد براى انجام کارهاى خانه‏لباس مخصوصى داشته باشید که در موقع کار از آن استفاده کنید لیکن‏وقتى از کار فارغ شدید و وقت آن رسیده که شوهرتان به منزل بیاید بدنتان‏را تمیز کنید،موها را شانه بزنید،لباسهایتان را تغییر دهید،و مرتب و منظم‏در انتظار او باشید. خانه‏دارى معمولاً بر عهده زنها است لیکن باید توجه داشت که اداره یک منزل کار آسانى نیست و یک بانوى خانه‏دار اگر شبانه‏روز هم در منزل کار کند باز هم‏مقدارى از کارها لنگ میماند. مخصوصا در مواقع غیر عادى مانندمهمان‏دارى کارها روى هم متراکم میگردند و کدبانوى خانه را خسته ووامانده مى‏سازند.و تنها چیزی که می تواند این خستگی و واماندگی را درمان کرده و او را سرپا نگه دارد قدردانی است . اگر او قدردانی همراه با مهرورزی را دید به دوام خدمت رسانی مشتاق می گردد و از کار زیاد و خستگی اظهار گلایه نخواهد کرد. بنابر این وقتى مرد وارد خانه مى‏شود سراغ همسرش رفته دستی بر سر او کشیده منت داری خود را از زحماتی که کشیده ابراز دارد و اگر مى‏بیند کارها از چپ و راست‏همسرش را احاطه نموده‏اند سزاوار نیست‏برود در گوشه‏اى استراحت‏کند و انتظار داشته باشد فورا چاى و غذا هم حاضر شود.بلکه مقتضاى‏محبت و صفاى خانوادگى اینست که در چنین مواقع به یارى همسرش‏بشتابد و هر کارى را که از عهده‏اش ساخته است انجام دهد. چنانکه مرد همیشه به یک حال نیست زن نیز حالات مختلف دارد،گاهى شاد و خندان است، گاهى غمناک و افسرده.گاهى خوش و سر حال‏است گاهى عصبانى و تندخو.ممکن است در اثر کارهاى دشوارخانه‏دارى کاملا خسته شده باشد.ممکن است از داد و قال بچه‏ها اعصابش‏ناراحت‏شده باشد.ممکن است مورد طعن و زخم زبان یکى از بستگان یاهمسایگان قرار گرفته باشد.ممکن است از تجملات زندگى و چشم وهم چشمیهاى غلط متاثر شده باشد.آرى انسان در معرض صدها از این‏قبیل حوادث جزئى و کلى قرار دارد.و ممکن است‏یکى از آنها چنان درروحش اثر بگذارد که از شدت ناراحتى از خود بیخود شده دنبال بهانه‏اى‏باشد تا دق دلش را خالى کند. مخصوصا بانوان که روحى حساس و لطیف دارند زودتر از مردهااز حوادث ناگوار متاثر گشته عکس العمل نشان میدهند.با اندک چیزى‏رنجیده و عصبانى میشوند.چون احساساتى هستند و تاب تحمل دشواریهارا ندارند فورا داد و قال راه مى‏اندازند. در این مواقع غیر عادى احتیاج به قدردانی و دلجویى دارند.باید با نرمى و ملایمت اعصابشان را آرامش داد.و براى این کار کسى بهتر ازشوهر وجود ندارد.زیرا یار و غم خوار و شریک زندگى و محرم ترین افرادنسبت‏ باوست.در این مواقع مرد باید بداد همسر پریشان احوالش برسد واعصاب پژمرده او را آرامش دهد.

آ قاى محترم!هنگامیکه وارد منزل میشوى اگر دیدى همسرت‏عصبانى و ناراحت میباشد. صورتش را درهم کشیده اوقات تلخى میکند غیر عادى بودن حالش را دریاب و بر احوال زارش ترحم کن.اگر از شدت‏ناراحتى سلام نکرد تو سلام کن.سلام کردن مقام ترا پایین نمیآورد.با لب‏خندان و چهره باز صحبت کن.بیش از هر روز گرمى و مهربانى بخرج‏بده.از اوقات تلخى و ترشرویى اجتناب کن.در کارهاى خانه کمک کن. مواظب باش حرف زننده و تندى نزنی.از مسخرگى و دست‏انداختن او بپرهیز. اگر حرف نمیزند سر بسرش نگذار،بگذار به حال خودباشد.اگر خواست‏درد دل کند به حرفهایش خوب گوش بده و اظهار تاسف کن. چنان وانمودکن که از آن پیش آمد ناگوار حتى بیشتر از خود او متاثر گشته‏اى.بگذارخوب درد دل کند و عقده‏هایش را بگشاید.آنگاه که به حال عادى در آمد مانند یک پدر مهربان بلکه شوهردلسوز از روى عقل و تدبیر در رفع نگرانیهایش کوشش کن. با خوشرویى‏و مهربانى تسلیتش بده.و براى صبر و بردبارى تقویتش کن.با زبان خوش‏و دلیل و برهان حوادث ناگوار زندگى را کوچک و غیر قابل اعتنا جلوه ‏بده.و شخصیت او را در مقابل تحمل حوادث تقویت کن.در مقابل‏حوادث قابل علاج وعده مساعدت و یاریش بده.

خانم محترم،اگر شوهرت مریض شد بیش از سابق مهربانى کن،اظهار همدردى و تاسف کن، چنان وانمود کن که از بیمارى او شدیدا ناراحت هستى،دلداریش بده،اسباب استراحت را برایش فراهم ساز،بچه‏ها را ساکت کن تا اعصابش آرام گردد،اگر احتیاج به دکتر و دارو داردوسیله‏اش را فراهم ساز،هر غذایى را که میل دارد و برایش خوبست فوراتهیه کن، از او احوالپرسى و دلجویى کن،سعى کن هر چه بیشتر درکنار بسترش بنشینى،اگر از شدت درد خوابش نمى‏برد سعى کن تا میتوانى‏بیدار بمانی،وقتى بخواب رفتى گاهى که بیدار میشوى سرى باو بزن و اگرخواب نیست احوالپرسى کن،اگر شب را به بیخوابى گذرانده بامداداظهار ناراحتى کن،در روز اتاق را خلوت کن شاید خوابش ببرد،نوازشهاو دلسوزیهاى تو دردهایش را تسکین میدهد و در بهبودیش کمک میکند،به‏علاوه،این قبیل کارها را از علائم  قدرشناسی  و مهرورزی ‏مى‏شمارد،در نتیجه،به زندگى دلگرم میشود،نسبت‏به تو علاقه بیشترى پیدامیکند،اگر مریض شدى همین عمل را نسبت‏به تو انجام میدهد. رسول خدا فرمود: جهاد زن اینست که خوب شوهردارى کند .

*سازگاری و پرهیز از عیب جویی:

کسى در این جهان نیست که کلیه خوبیها در او جمع و از تمام بدیهاو نواقص پاک و منزه باشد.یکى لاغر است‏یکى خیلى چاق. یکى‏بى‏عرضه و خجول است‏یکى پررو و بى‏حیا.یکى کثیف است‏یکى بى‏ادب.و دهها از این قبیل‏عیوب بزرگ و کوچک.هیچ زن و مردى پیدا نمیشود که یک یا چند عدداز این عیبها را نداشته باشد. دختران و پسران معمولاً قبل از ازدواج همسری  را برای خود مجسم میسازندکه داراى کلیه کمالات و از تمام بدیها منزه باشد و در نظر دارند با یک همچو انسان فرشته صفتى‏وصلت نمایند.و از این مطلب غفلت دارند که یک چنین انسانی در جهان‏خارج وجود ندارد.وقتى ازدواج کردند چون وجود خارجى همسرشان باصورت ذهنى همسر ایده‏آل کاملا مطابقت ندارد بناى ایراد و عیبجویى رامیگذارند.خودشان را در ازدواج شکست‏خورده و بدشانس مى‏پندارند. آنقدر در مورد یک عیب کوچک فکر میکنند که آن عیب مانند کوه‏جلوه مى‏کند.گاه گاه آنرا برخ همسرشان کشیده تحقیرشان میکنند.یا پیش‏دیگران از وى انتقاد مینمایند. بدینوسیله کانون مقدس زناشویى رامتزلزل ساخته اسباب ناراحتى خودشان و همسرشان را فراهم میسازند.نتیجه این عیبجوییها این میشود که همسرشان قلباً مکدر خواهد شد،مهر وعلاقه‏اش رفته رفته کم میشود،نسبت‏به زندگى ‏دلسرد میگردد.رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:اى کسانى که به زبان مدعى‏اسلام هستید لیکن ایمان در قلبتان وارد نشده است،از مسلمانان بدگویى‏نکنید و در صدد عیبجویى بر نیایید.هر کس از دیگران عیبجویى کند موردعیبجویى خدا قرار خواهد گرفت.و چنین شخصى و لو در خانه‏اش باشدرسوا خواهد شد .( شافى ج 1 ص 206 )

یکى از صفات زشتى که در بین مردم رواج دارد مذمت وبدگویى از دیگران است.این صفت پلید در بین دوستان و خانواده‏ها کدورت و دشمنى ایجادمیکند.خانواده‏ها را متلاشى میگرداند.کانون گرم خانوادگى را سرد و بى‏رونق مینماید. عیبجویى و بدگویى عوامل و علل مختلفى دارد.گاهى حسد باعث‏بدگویى میشود،گاهى دشمنى و کینه‏توزى،گاهى انتفامجویى.گاهى به‏قصد خودستایى از دیگران بدگویى میکند. گاهى از کسى خرده‏گیرى میکندتا شنونده را نسبت‏باو بدبین نموده محبتش را به سوى خویش جلب نماید. گاهى بدینوسیله تظاهر به دوستى و خیرخواهى میکند،لیکن خیلى کم اتفاق‏میافتد که قصد دلسوزى و خیرخواهى واقعى داشته باشد.از این رهگذراست که انسان عاقل و باهوش نباید به مطلق بدگوییها ترتیب اثر بدهد بلکه‏باید با کمال دقت و احتیاط منظور گوینده را دریابد و مواظب باشد فریب‏ظاهرسازیهاى او را نخورد و تحت تاثیر القاآت شیطانى او قرار نگیرد.

دشواریها و مشکلات زندگى زیاد است.کسى نیست که اوضاع‏دهر بر وفق مرادش بچرخد به طوریکه صد در صد راضى بوده اصلا درد دلى‏نداشته باشد.لیکن بعضی با سعى و جدیت‏براى مشکلات قابل علاج‏چاره‏جویى میکنند اما گروهى دیگر،آنقدر ظرفیت و قدرت نفسانى ندارند به شکایت و آه و ناله عادت کرده‏اند.به هر کس برخورد نمودند بامناسبت‏یا بى‏مناسبت درد دل را شروع میکنند. بهتر نیست که بردبار و متین و بزرگ نفس و عاقل باشیم؟وقتى‏خواستیم به منزل برویم گرفتاریهاى روزگار را بطور موقت هم که شده‏بدست فراموشى بسپاریم و در دل خویش به حوادث روزگار بخندیم و لب به شکایت و درد دل نگشاییم؟و غمى بر دل‏خانواده‏ نگذاریم؟ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:هر کس مصیبتى را که در مال یا بدنش‏وارد شده کتمان کند و نزد مردم شکایت نکند بر خدا لازم است گناهانش‏را بیامرزد.

یکى از نکات قابل توجهى که هرزن و مردی باید بدان توجه داشته باشنداینست که مادر و خواهر و برادر و ... آنها غالباً با همسرش میانه‏خوبى ندارند و لو تظاهر به دوستى داشته باشند.علت قضیه اینست که پدر و مادر سالها برایتان رنج و زحمت کشیده اند، آنها فکرمیکنند که با ورود یک دختریا پسر بیگانه شما را از دست می دهند.هر چه بیشتر براى زندگى اختصاصى‏خویش و جلب رضایت همسرش کوشش کنید آنان بیشتر احساس خطرمینمایند.از آن مى‏ترسند که یک مرتبه رشته خویشاوندى را بریده و به‏طور کلى آنها را فراموش کنید.در این کم مهرى،همسرتان را مجرم‏شناخته تمام گناهان را به گردن او میگذارند.براى حفظ موقعیت‏خویش و نگهدارى مهر و علاقه شما خواسته و ناخواسته ازهمسرتان عیبجویى میکنند. برایش عیب و نقص‏مى‏تراشند.عیبهاى کوچک و غیر قابل اعتنا را بزرگ جلوه میدهند. از او بدگویى میکنند.حتى اگر ضرورت اقتضا کرد از نسبتهاى‏دروغ هم باک ندارند.صدها نقشه میکشند. انسان اگر ساده و زود باور باشد ممکن است از نیرنگها ودلسوزیهاى ظاهرى آنها متاثر گشته آلت دست آنها واقع شود.از بدگوییهاى آنها متاثر گشته نسبت‏به همسرش دلسرد گردد. باید بدین نکته توجه داشت که مذمتها و عیبجوییهاى‏بدگویان-چه مادر و خواهر باشند چه غیر اینها-غالبا از روى‏خیرخواهى و دلسوزى نیست.بلکه عوامل دیگرى از قبیل حسد،کینه‏توزى،انتقام،خودنمایى،قصد سوء استفاده در میان است.چون برخوشى و آسایش او رشک مى‏برند،چون در مقابل خواسته‏هاى‏آنها تسلیم بدون قید و شرط نشده، چون او را رقیب خویش و غاصب‏ فرزندشان میدانند،چون میخواهند فرزندشان را نگهدارند تا از وى استفاده ببرند،چون میخواهند خودشان را خیرخواه جلوه دهند بدین جهت ازاو بدگویى میکنند . اکثر عیوبیکه براى همسرت مى‏تراشند یا اصلا عیب نیستند یاعیوب کوچک و بى‏اهمیتى هستند که آدم عاقل نباید بدانها اعتنا کند.فرضا عیبى هم داشته باشد مگر بشر بى‏عیب سراغ دارى که انتظار دارى‏همسرت به طور کلى بى‏عیب باشد؟ مگر مادر و خواهرت که از همسرت عیبجویى میکنند خودشان‏بى‏عیبند؟!اگر عیبى هم داشته باشد در مقابل،صدها خوبى دارد.چراخوبیهایش را نمى‏بینى؟اگر به حرفشان گوش بدهى هر روز بلیه و غوغایى‏بر پا میسازند.ترا نسبت‏به زندگى و همسرت دلسرد میگردانند. همسرت‏نیز نسبت‏به تو و زندگى بیعلاقه میگردد.پس‏بهتر است از همان ابتدا رسما به آنها بگویى اگر میخواهید خویشاوندى ورفت و آمد ما باقى بماند از همسر من بدگویى نکنید و کارى بما نداشته‏باشید. همسرم عیبى ندارد و من او را دوست دارم.وقتى دیدند سخنانشان‏در تو اثر ندارد ساکت‏خواهند شد و از شر عیبجوییها و فتنه‏انگیزیهاى آنهاخلاص خواهى شد .

در اینجا لازم است‏خاطر نشان سازیم که پدر و مادر براى‏فرزندشان خیلى رنج‏برده‏اند.در تحمل آن همه زحمت صدها امید و آرزوداشته‏اند.امیدوار بوده‏اند که در موقع درماندگى دستشان را بگیرد.شرعا ووجدانا حق دارند.سزاوار نیست انسان وقتى به استقلال رسید و اندک‏توانایى در خویشتن دید حقوق آنها را یکسره فراموش کند و محو همسر وفرزند گردد. سپاس‏گزارى از آنها در هر حال واجب و لازم است.حتى بعداز ازدواج هم باید نسبت‏بآنها احسان و احترام کند.و اگر محتاج و درمانده‏هستند واجب است‏بر آنان انفاق کند.باید همیشه در مقابلشان کوچکى وتواضع کند. بدین وسیله میتواند هم حقوق پدر و مادر و سایر خویشان را ادا کند و آنها را راضى نگهدارد و هم جلو اذیتها و ناسازگاریهاى آنان را بگیرد. بهترین طریق حل این‏مشکل اینست که با خویشان همسر معاشرت وروابط حسنه داشته و سعى کرد محبت آنها را جلب نمود. در کارها با آنها مشورت نمایید.مشکلات زندگى را با آنها در میان‏نهاده از فکر آنها استفاده کنید.به پیشنهادها و راهنماییهاى مفیدشان گوش‏بدهید.از همسرتان انتقاد نکنید. کارى کند که آنها یقین داشته باشند که‏نسبت‏به فرزندشان وفادار هستید و واقعا او را دوست دارید.اگر پیشنهادنادرستى داشتند که انجام دادن آن صلاح نیست‏یا برایتان امکان ندارد سعى کنید با زبان خوش و دلیل و برهان‏مفاسد آنرا برایشان اثبات کنید،در رد پیشنهادشان به تندى و خشونت‏ یا بى‏اعتنائى متوسل نشوید.حتى اگر از همسرتان دلخورى دارید میتوانید به‏عنوان استمداد نه اعتراض مطلب را دوستانه با آنها در میان بگذارید و ازنظریاتشان استفاده کنید. باید همواره این مطلب را در نظر داشت که مدارا و سازش با مادر و پدر وسایر بستگان همسر و جلب دوستى آنها یکى از رموز بزرگ ‏زناشویى و از لوازم همسر‏دارى محسوب میشود.بدینوسیله نسبت‏به شما اعتماد و محبت پیدا میکند و بسیارى از مشکلات زناشویى خود بخود حل‏میشود. البته ممکن است در بین بستگان همسر افراد لجوج و نادان وخودخواهى پیدا شوند که قابلیت تفاهم و اصلاح نداشته باشند و بهیچ وجه‏نتوان جلو دخالتهاى بیجا و پیشنهادهاى سفیهانه آنها را گرفت،لیکن دراینصورت هم صلاح نیست‏با تندى و خشونت و قهر و دعوا با آنها رفتارکرد،بلکه بهتر است‏حتى الامکان با نرمى و مدارا و اخلاق خوش با آنهارفتار کرد.زیرا گرچه قابلیت اصلاح ندارند لیکن بدینوسیله میتوان تاحدودى از لجبازیها و ایرادهاى آنها کاست و از خطرهاى بزرگى که ممکن است کاخ زناشویى را از هم بپاشد جلوگیرى کرد.

بزرگترین مانع حل اختلافات خانوادگى بیمارى اخلاقى خودبینى‏و خودپسندى است. متاسفانه بسیارى افراد به این بیمارى مهلک مبتلاهستند.کسانیکه به این بیمارى مبتلا باشند چشم عقلشان کور است. خوبیهاى خودشان را مى‏بینند و بزرگ میشمارند ولى بدیهایشان را اصلا نمى‏بینند. در صورتیکه زن و شوهر به این بیمارى مبتلا باشند ،به آنها  توصیه میشود که ازخودبینى و خودخواهى دست‏بردارند و حداقل احتمال بدهند که ممکن است در وجود آنها نیز عیب و تقصیرى وجود داشته باشد.در فرصت‏مناسب،بدون تعصب و خودخواهى،همانند دو قاضى با انصاف و امین باهم بنشینند،موارد اختلاف را در میان بگذارند.بدون تعصب و قصد دفاع‏به سخن یکدیگر خوب گوش دهند.هر یک از آنها بقصد اصلاح و بدون‏اغماض،قصور یا تقصیرات خود را یادداشت کند.آنگاه با هم تصمیم‏بگیرند که در اصلاح عیوب خودشان بکوشند.اگر ضرورت وجود تفاهم وحل اختلاف را واقعا احساس نمایند،بدین وسیله میتوانند به تفاهم واقعى‏برسند و صفا و آرامش و محبت از دست داده را دوباره بازیابند. و اگر خودشان را در این باره ناتوان مى‏بینند مى‏توانند در ارجاع‏امر به یک داور آگاه و خیراندیش و با ایمان و مورد اعتماد و با تجربه‏تفاهم نمایند.و اگر این داور یا داوران از خویشان نزدیکشان باشد بهتراست.آن گاه بقصد اصلاح و بدون پرده‏پوشى تمام موارد اختلاف را بدون‏کم و زیاد در اختیار داور قرار دهند،و از او بخواهند که درباره آنان‏داورى کند.آنگاه خوب به سخنانش گوش دهند و اگر اشکالى داشتندتوضیح بخواهند. البته‏ترک لجبازى و خودخواهى و تن دادن به چنین داورى کار آسانى نیست‏ولى انسان اندیشمندى که به بقاء و ثبات و آرامش و انس خانوادگى علاقه‏دارد مى‏تواند چنین امرى را بر خویشتن تحمیل کند و از ثمرات‏ارزشمندش بهره‏مند گردد.خدا در قرآن مى‏فرماید:و چنانچه بیم آن را دارید که جدایى و نزاع‏در بین زن و شوهر پیدا شود یک نفر داور از خویشان مرد و یک نفر ازخویشان زن برگزینید.که اگر قصد اصلاح داشته باشند خدا در میان آنهاتوافق بوجود خواهد آورد.و خدا به همه چیز دانا و بر همه اسرار آگاه‏است .( سوره نساء آیه 35)

هیچکس نیست که ناراحتى و گرفتارى و درد دل نداشته باشد. هر کسى دوست دارد غمخوار و محرم رازى پیدا کند،گرفتاریهاى خویش‏را برایش شرح بدهد.حس ترحمش را تحریک نماید و بدینوسیله غمى از دل خودبرداشته آرامش خاطرى بدست آورد.لیکن هر سخن جایى و هر نکته مقامى دارد.براى درد دل نیز موقعیت مناسب لازم‏است.در هر جا و هر زمان و با هر شرایطى نباید شکایت را شروع کرد.

زنهاییکه از رموز شوهردارى‏بى‏ اطلاع یا کم اطلاعند آنقدر ظرفیت و حوصله ندارند که مشکلات را تحمل نمایند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخیر بیاندازند.هنگامى که شوهر بیچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل میشود تا دمى بیاساید از همان‏ساعت اول با شکایتها و درد دلها مواجه میشود و از خانه وکاشانه بیزار میگردد:

مرا با این بچه‏هاى جوانمرگ شده رها کردى و رفتى،...ازسر و صداى بچه‏ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،دیوانه شدم.تکلیف مرابا این بچه‏هاى شیطان معلوم کن......حیف از من که براى اینها زحمت میکشم.از صبح تا حال بقدرى‏کار کردم که از حال و کار افتادم.کسى بفریادم نمیرسد ...

پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:هر زنیکه به وسیله زبان‏شوهرش را اذیت کند نمازها و سایر اعمالش قبول نمیشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را براى تهجد و عبادت برخیزد،و بنده‏هایى آزاد کند وثروتش را در راه خدا انفاق نماید.زنیکه بد زبان باشد و بدینوسیله‏شوهرش را بیازارد نخستین کسى است که داخل دوزخ میشود .

خانم محترم،این رسم شوهردارى نیست او از صبح با صدها گرفتارى مواجه بوده‏که تو تاب تحمل یکى از آنها را ندارى.از گرفتاریهاى ادارى یا کسبى اواطلاع ندارى.نمیدانى با چه اشخاصی برخوردنموده و چه عقده‏هایى در روحش گذاشته‏اند.از روح پژمرده و اعصاب‏خسته او خبر ندارى.اکنون که از گرفتاریهاى خارج به خانه‏پناه آورده شاید دمى استراحت کند،به جاى آنکه غمى از دلش بر دارى‏هنوز نرسیده در شکایت و نق نق را باز میکنى.آخر این بدبخت چه کند که‏مرد شده،در خارج منزل با آن همه گرفتاریها مواجه است در خانه هم باشکایتها و ایرادها و بهانه‏جوئى‏هاى تو مواجه میشود.انصاف خوب است.  قدرى هم به فکر او باش.در این حال جز این چاره‏اى ندارد که یا داد وفریاد راه بیندازد تا از شکایتهاى بیجا و زخم زبانهاى تو نجات پیدا کند یااز خانه فرار کند و به یک قهوه‏خانه یا مهمانخانه یا سینما یا جاى دیگرپناهنده شود..... اگر به‏شوهر و خانواده‏ات علاقه دارى از ذکر وقایع و حوادث جزئى و غیرضرورى خوددارى کن.و با نق نق‏هاى دائمى اعصاب شوهرت راخسته نکن.بگذار به کار خود برسد.او هم به قدر کافى گرفتارى دارد.رسول خدا فرمود:هر زنیکه شوهرش را در دنیا اذیت کندحور العین به او میگویند:خدا ترا بکشد.شوهرت را اذیت نکن.این مرد ازشما نیست و لیاقت او را ندارید بزودى از شما مفارقت نموده به سوى مامیآید.

امکانات مالى و درآمد همه افراد یکسان نیست.همه نمیتوانند دریک سطح زندگى کنند.هر خانواده‏اى باید حساب دخل و خرج خودشان‏را بکنند و بر طبق درآمدشان خرج کنند.انسان همه طور میتواند زندگى‏کند.عاقلانه نیست که براى تهیه امور غیر ضرورى دست‏به قرض و نسیه‏بزند. خانم محترم،تو کدبانوى خانه هستى،عاقل و فهمیده باش،حساب‏خرج و دخلتان را بکن . ببین چطور میتوانید خرج کنید که آبرویتان محفوظ بماند ، عاقبت‏اندیش باش،چشم و هم چشمیهاى‏بیجا را کنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تن خانمى دیدى و وضع‏اقتصادى شما اقتضاى خرید آنرا ندارد،شوهرت را به تهیه آن وادار نکن، اگر چیز لوکس و قشنگى را در منزل همسایه مشاهده نمودى به شوهرت‏اصرار نکن که باید آنرا تهیه کنى،اگر فلان دوست‏یا خویش و قوم شماخانه‏اش را با فرشهاى زیبا و گرانقیمت و اسباب لوکس زینت کرده لازم‏نیست‏خودتان را بسختى بیندازید تا از او تقلید کنید،تو که میدانى وضع‏اقتصادى و در آمد شما ایجاب نمیکند چرا شوهرت را به وام گرفتن و نسیه‏گرفتن و قسطى خریدن و کارهاى غیر مشروع وادار میکنى؟ پیغمبر اکرم (ص) فرمود:«هر زنیکه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را بر چیزهائیکه فوق توانایى اوست وادار کند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نمیشود و در قیامت مورد غضب پروردگار جهان قرارمیگیرد .

آیا بهتر نیست عاقبت‏اندیش باشى؟حساب دخل و خرجتان رابکنید و به مقدار درآمدتان خرج کنید؟مگر خوشى و آسایش فقط با کفش‏و لباس و تلویزیون و یخچال فراهم میشود؟ با زندگى دیگران کارى نداشته‏باش.بر طبق درآمدتان خرج کنید ، در مخارج روزانه صرفه‏جویى کن،تااوضاع مالى شما بهتر شود و زندگى آبرومندى پیدا کنید، شاید در آینده‏بتوانى به خواسته‏هاى خودت برسى،حتى اگر شوهرت ولخرج است وبیش از توانایى خویش خرج میکند جلوش را بگیر،نگذار براى خریداشیاء غیر ضرورى وام بگیرد یا قسطى بخرد ،به جاى خرید اشیاء تجملى و غیرلازم وسائل ضرورى منزل را تهیه کنید،براى حوادث و پیش‏آمدها که‏خواه ناخواه براى همه کس اتفاق میافتد پس‏انداز داشته باشید.رسول خدا (ص) فرمود:هر زنیکه با شوهرش‏ناسازگارى کند و به آنچه از جانب خدا رسیده قناعت ننماید و بر شوهرش‏سختگیرى کند و بیش از حد توانایى خواهش کند اعمالش قبول نمیشود وخدا بر او خشمناک خواهد بود .

دشوارى زندگى بر دوش مرد است.مخارج خانواده را بهر طورشده باید تامین کند،در خارج منزل با صدها مشکل مواجه میشود، گرفتاریهاى مرد یکى دو تا نیست،در زندگى روزمره باحوادث برخورد میکند،آنهم نه یک مرتبه و دو مرتبه‏بلکه دائما و پیوسته،کمتر اتفاق میافتد روزیکه ناراحتى تازه‏اى نداشته‏باشد، بیخود نیست که عمر مردها غالبا کوتاهتر از زنهاست.آخر اعصاب‏یکنفر چقدر میتواند حوادث و ناراحتى‏ها را تحمل کند!  انسان در اینگونه مواقع احتیاج شدیدى دارد به شخص دلسوزمهربانیکه دلداریش بدهد و روح و اعصابش را تقویت کند. خانم گرامى،شوهر شما دلسوز ندارد،احساس غربت و تنهایى‏میکند،از مشکلات فرار نموده به محیط خانه و شما پناه میآورد،به‏دلجوییهاى تو نیازمند است،اگر با روى درهم کشیده و اوقات تلخ واردمنزل شد و آثار ناراحتى را در چهره‏اش مشاهده نمودى سلام و تعارف تواز همه روزه گرمتر باشد،اسباب استراحت و غذا و چاى او را زود فراهم‏کن،درباره موضوعات دیگر اصلا صحبت نکن،ایراد نگیر،تقاضا نکن،از گرفتاریهاى خودت شکایت و درد دل نکن، بگذار خوب استراحت کند، اگر گرسنه است‏سیر شود،اگر سرما خورده گرم شود،اگر گرما خورده‏خنک شود،آنگاه که از خستگى در آمد و اعصابش راحت‏شد با زبان‏خوش سبب ناراحتى‏اش را بپرس اگر دیدى باز هم میل نداردصحبت کند اصرار نکن،اما اگر شروع به درد دل کرد خوب گوش‏بده،تمام حواست پیش او باشد،از خنده بیجا جدا اجتناب کن،بلکه از شنیدن عوامل ناراحتى او اظهار تاسف کن،طورى وانمودکن که بیش از خودش از عوامل گرفتارى او اندوهگین هستى،با اظهار محبت و دلسوزى زخمهاى دلش را مرهم‏بگذار،با نرمى و ملایمت دلداریش بده،موضوع را در نظرش کوچک وبى‏اهمیت جلوه بده، اگر احتیاجى به راهنمایى دارد و راهى به نظرت‏میرسد پیش پایش بگذار و اگر راه صحیحى به نظرت نرسید پیشنهاد کن‏با یکى از دوستان یا خویشان عاقل و خیر خواه مشورت کند.

به غیر از معصوم همه کس خطا و لغزش دارد.دو نفر که با هم‏زندگى میکنند و از جهتى تشریک مساعى و همکارى دارند باید لغزشهاى‏یکدیگر را ببخشند تا زندگى آنها ادامه پیدا کند.اگر بخواهند در این باره ‏سختگیرى کنند ادامه همکارى غیر ممکن میشود.هیچ زندگى اجتماعى به مقدار زندگى‏خانوادگى احتیاج به گذشت ندارد.اگر اعضاء یک خانواده بخواهند سختگیرى بعمل آورند و خطاهاى یکدیگر را تعقیب کنند یا زندگى آنها ازهم مى‏پاشد یا بدترین زندگى را خواهند داشت.  ممکن است ازهمسر شما خطا یا خطاهایى صادرشود.ممکن است از روى خشم و غضب به شما اهانت کند.ممکن است‏ناسزائى از دهانش بیرون آید.ممکن است از خود بیخود شده شما رابزند،ممکن است‏ به شما دروغ بگوید،ممکن است کارى راانجام دهد که مورد پسند شما نباشد،از این قبیل خطاها براى هر فردى‏امکان دارد،اگر بعدا احساس کردى که از کردار خویش پشیمان شده او راببخش و موضوع را تعقیب نکن.اگر عذرخواهى کرد فورا قبول کن.اگرپشیمان شده لیکن زیر بار عذرخواهى نمى‏رود در صدد نباش مجرمیت وى‏را باثبات رسانى،زیرا به شخصیت او لطمه وارد میشود،ممکن است‏در صدد تلافى برآید،خطاهاى شما را تعقیب کند،ممکن است کارتان به‏نزاع و جدال و حتى جدائى بکشد اما اگر سکوت کردى و خطایش رانادیده گرفتى در شکنجه وجدان قرار مى‏گیرد و به طور مسلم از کردارخویش پشیمان خواهد شد،آنگاه شما را با گذشت فهمیده فداکارعاقل خواهد شناخت،مى‏فهمد که به زندگى و خانواده علاقه‏مندهستى،قدر ترا مى‏شناسد و محبتش چند برابر خواهد شد.رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«زن بد،عذر شوهرش رانمى‏پذیرد و خطاهایش را نمى‏بخشد . دنیا براى هیچکس یکسره نمیرود،و چرخ روزگار همیشه بر طبق‏دلخواه نمى‏چرخد،زندگى هزاران نشیب و فراز دارد،ممکن است انسان‏به بیمارى سختى مبتلا شود،ممکن است‏بیکار و خانه‏نشین گردد،ممکن‏است مال و ثروتش را از دست داده تهیدست‏شود،و صدها از این قبیل‏حوادث که براى همه کس امکان وقوع دارد.

معمول بعضی زنها اینست که وقتى از دست‏شوهرشان ناراحت‏شدند قهر میکنند،صورتشان را در هم کشیده حرف نمیزنند.در گوشه‏اى‏نشسته دست‏به هیچ کارى نمى‏زنند.غذا نمى‏خورند، بچه‏ها را میزنند،یواش یواش غرولند میکنند.به عقیده آنها قهر و دعوا بهترین وسیله‏اى‏است که میتوان بدان متوسل شد و از شوهر انتقام گرفت،لیکن برنامه‏مذکور نه تنها شوهر را تنبیه نمیکند بلکه ممکن است عواقب بسیار بدى رادر برداشته باشد،زیرا ممکن است‏شوهرت نیز مقابله به مثل نموده قهرکند،در اینصورت تا چند روز باید با حالت ناراحتى زندگى کنید،تو غربزنى او غر بزند،تو اوقات تلخى کنى او اوقات تلخى کند،تو حرف نزنى‏او حرف نزند،تا بالاخره خسته شوید و به وساطت‏یکى از خویشان یادوستان یا با یک بهانه دیگر با هم آشتى کنید،اما این آخرین قهر و دعواى‏شما نیست‏بلکه طولى نمیکشد که باز از دست‏شوهرت ناراحت میشوى وقهر و دعوا شروع میشود .ممکن است‏شوهرت در مقابل قهرهاى تو عکس العمل شدیدترى‏نشان داده به ناسزاگوئى و کتک کارى برسد.آنگاه تو ناچار شوى به عنوان‏قهر به خانه پدرت بروى و شکایت او را نزد آنها ببرى.و با دخالت آنهااختلافات شما شدیدتر و عمیق‏تر گردد،ممکن است‏شوهرت از این قهر و دعواهاى متوالى بستوه آید و جدایى را بر این زندگى کثیف ترجیح بدهد. خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب کن،اگر از شوهرت ناراحتى داشتى قدرى صبر کن تا حواست جمع شود،آنگاه با نرمى وملایمت موضوع ناراحتى خودت را با شوهرت در میان بگذار،مثلا با زبان‏خوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهین کردى، یافلان حرف را به من زدى،یا به فلان پیشنهاد من عمل نکردى،آیا سزاواراست نسبت‏به من اینقدر کم لطف باشى؟با این قبیل حرفها هم عقده‏ات‏حل میشود،هم شوهرت تنبیه میگردد. و به طور حتم در صدد تلافى‏بر خواهد آمد.ترا یک خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگى مى‏شناسد وهمین احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبى خواهد گذاشت. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«هر گاه دو نفر مسلمان با هم‏قهر کنند و تا سه روز صلح نکنند از اسلام خارج خواهند شد و در بینشان‏ولایتى باقى نخواهد ماند.پس هر کدام از آنها که در صلح پیش قدم شود درقیامت زودتر به بهشت‏خواهد رفت.

مرد در خارج منزل با صدها مشکل و گرفتارى مواجه میشود،باافراد مختلف سر و کار پیدا میکند،آنگاه با افکار پریشان و اعصاب خسته‏وارد منزل میگردد،چنین شخصى اگر با کوچکترین حادثه ناگوارى‏برخورد کند عصبانى میشود،در آن حال ممکن است از خود بیخود شده به‏زن و فرزندانش توهین کند.خانمى که فهمیده و با هوش باشد گرفتاریها ومشکلات شوهرش را در نظر مجسم نموده به حال زار او ترحم میکند، دندان بر سر جگر گذاشته در مقابل عصبانیتها و داد و فریادهاى او سکوت‏میکند.وقتى مرد عکس العملى ندید به زودى از عصبانیت مى‏افتد.و ازکردار خویش پشیمان میشود.بلکه در صدد عذرخواهى و تلافى برمیآید.  ساعتى بعد کدورتها رفع شده زن و شوهر به حالت اول باز میگردند.باهمان مهر و صفاى سابق بلکه زیادتر به زندگى ادامه میدهند اما اگر خانم موقعیت‏حساس و خطرناک شوهرش را درک نکرد ودر مقابل عصبانیت او عکس العمل نشان داد،جوابش را داد،داد زد،جیغ‏کشید،دشنام داد،نفرین کرد،در اینصورت آتش خشم مرد شعله‏ور میگردد از خود بیخود شده درجه فحش و ناسزاگویى را بالا میبرد.کم کم زن و مردمانند دو گرگ درنده به جان هم مى‏افتند. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«بهترین زنان شما زنى است‏که هر گاه شوهرش را خشمناک دید بگوید:در مقابل خواسته‏هاى تو تسلیم‏هستم.تا از من راضى نشوى خواب به چشمم نخواهد رفت.

آیا سکوت چند دقیقه مشکل‏تر است‏یا تن دادن به این همه نتائج وآثار تلخ؟! اکنون که‏مرد نتوانسته اعصابش را کنترل کند و با جهت‏یا بى‏جهت عصبانى شده‏همسرش باید با عقل و فراست موقعیت‏خطرناک او را درک کند و براى‏حفظ کانون مقدس زناشویى و جلوگیرى از خطرات احتمالى،فداکارى‏نموده دندان بر سر جگر بگذارد و سکوت اختیار کند. معمولا خانمها چنین فکر میکنند:اگر در مقابل خشم شوهرم‏سکوت کنم احترام و وقعیت‏خودم را از دست میدهم و خوار و خفیف‏میشوم.در صورتیکه قضیه کاملا بر عکس است.اگر مرد در حال عصبانیت‏همسرش را مورد توهین و دشنام قرار داد و از او عکس العملى ندید بعدا به‏طور حتم پشیمان خواهد شد.سکوت او را یک نوع فداکارى و ادب‏زندگى میشمارد،و علاقه‏اش چند برابر خواهد شد.در حال عادى فکرمیکند که با اینکه به همسرم توهین کردم و میتوانست پاسخ دهد لیکن‏بردبارى نمود و سکوت اختیار کرد معلوم میشود زن فهمیده و دانایى است،به من و زندگى علاقه‏مند است. در اینصورت یقینا از کردار خویش پشیمان خواهد شد.اگرهمسرش را مقصر بداند عفوش میکند و اگر بیخود عصبانى شده درمحکمه وجدان محکوم میگردد و عذرخواهى مینماید.پس چنین زن‏فداکارى نه تنها کوچک نمیشود بلکه شخصیت و بزرگى او براى شوهرش‏و دیگران باثبات خواهد رسید. رسول خدا فرمود:«عفو و بخشش عزت و بزرگى صاحبش رازیادتر میکند.عفو داشته باشید تا خدا شما را عزیز گرداند.

بشر جائز الخطاست. ممکن است از روى جهالت و نادانى کارهاى ناروایى راانجام دهد. براى زن در زندگى‏زناشویى حتما لغزشها و اشتباهاتى اتفاق خواهد افتاد.ممکن است از باب‏نادانى یا عدم توجه یا شدت عصبانیت،نسبت‏به هم بى‏ادبى کنند. بعضى ها خیال میکنند که در مورد خطاها و لغزشها ولوخیلى کوچک باید کاملا سختگیرى و مؤاخذه کرد تا تکرار نشود. باید از همان اول زندگی ضرب چشم گرفت،و به اصطلاح سرگربه را درب حجله برید تا حواسش را کاملا جمع کند .لیکن به تجربه ثابت‏شده که برنامه مذکور نه تنها نتیجه مطلوب رانمیدهد بلکه غالبا نتیجه معکوس خواهد بخشید.زیرا کسیکه تحت فشار وسختگیریهاى زیاد واقع می شود گر چه ممکن است مدتى کوتاه‏بردبارى کند لیکن بالاخره از این وضع خسته میشود،آنگاه ممکن است‏تصمیم بگیرد که قید و بندها را پاره کند و خودش را آزاد سازد.کم کم به‏ایرادها و عتاب و خطابها عادت کرده نسبت‏به آنها بى‏اعتناخواهد شد.پیش خود فکر میکند که اکنون که همسرم حتى از خطاها و اشتباهات و لغزشهاى غیر عمدى من نمیگذرد و مرا تحت فشار قرار میدهدچه بهتر که گوش به حرفش ندهم تا تعدیل شود و دست از سختگیریهایش‏بردارد. بهتر است خطاهاى کوچک همسررا ندیده بگیرد و درمقابلش سرسختى و مقاومت نشان ندهد و در صدد تنبیه و انتقامجویى‏بر نیاید و حتى اصرار نکند مجرمیت او را باثبات رساند تا عذرخواهى کند.

انسانها در مناقشات  غالبا یک حالت لجبازى و دنده کجى دارند که اگر در مقابلشان‏سر سختى نشان داد ممکن است در اثر لجبازى و ستیزه‏گرى کارشان به‏جاهاى باریک منتهى شود. لذا آدم  عاقل و خردمند باید عواقب امر را بخوبى بسنجد و آثار سختگیرى ومقاومت را با آثار عفو و بخشش مقایسه کند در اینصورت یقینا عفو وبخشش را ترجیح خواهد داد،مگر خطاهاى بزرگى که قابل بخشش‏نباشند،در آن صورت وظیفه دیگرى پیدا مى‏کند. رسول خدا (ص) فرمود:مثل زن مثل استخوان کج است که اگربحال خودش گذاشتى مى‏توانى از آن استفاده کنى لیکن اگر خواستى صافش کنى خواهد شکست.

هر کس شغلى و هر شغل لوازمى دارد:یکى راننده است که اکثرعمرش را در راهها بسر مى‏برد و نمى‏تواند مانند افراد دیگر هر شب به‏منزل بیاید،یکى پاسبان است که بعضى شبها یا همه شب باید پاسدارى کند،یکى طبیب است کمتر وقت فراغت دارد با خانواده‏اش بنشیند یا به تفریح‏برود،یکى استاد یا دانشمند اهل مطالعه است که ناچار است‏شبها مطالعه‏کند، و... بالاخره کمتر شغلى پیدا میشود که کاملا بى‏دردسر باشد.چاره‏اى‏نیست‏باید امور دنیا بچرخد، نان پیدا کردن آسان نیست،مرد چاره‏اى نداردجز اینکه با مشکلات بسازد،لیکن در اینجا مشکل دیگرى تولید میشود،وآن مشکل ناسازگارى و نق نق خانواده است. زنها معمولا شوهرى را دوست دارند که همیشه در وطن باشد،اول‏شب به منزل بیاید.اوقات فراغتى داشته باشد که به شب نشینى و گردش وتفریح بروند،شغل نظیف و آبرومند و پر درآمدى داشته باشد،لیکن‏متاسفانه شغل بسیارى از مردها با خواسته همسرانشان وفق نمى‏دهد.یک سرى اشکالات خانوادگى از همین جا شروع میشود، طبیبى که از صبح تا نیمه‏هاى شب با دهها بیمار مختلف سر و کارداشته و اعصاب و مغزش پیوسته در کار بوده اگر در خانه هم با ایراد و نق‏و نق‏هاى همسرش مواجه شود چه حالى پیدا میکند؟و با چنین اعصاب ومغزى چگونه مى‏تواند طبابت کند؟ کارگرى که تمام شب زحمت کشیده و خواب به چشمش نرفته‏صبح که براى استراحت‏به منزل میآید اگر با ایراد و بهانه‏جوییهاى‏همسرش برخورد کند چگونه مى‏تواند باز دنبال کار برود؟ دانشمندیکه کارش مطالعه و تحقیق است اگر همسر غیر موافقى‏داشته باشد که به کارش ایراد بگیرد چگونه مى‏تواند موفق گردد؟

ما نمى‏توانیم اوضاع جهان را بر طبق میل خودمان‏بچرخانیم لیکن مى‏توانیم خودمان را با وضع موجود وفق دهیم.شوهرتان‏براى تهیه روزى ناچار است‏شغلى داشته باشد و شغل او هم لوازمى دارد،شما مى‏توانید زندگى خودتان را بر طبق شغل او مرتب سازید به طوریکه‏هم آزادانه به شغل خویش ادامه دهد هم شما آسوده زندگى کنید،تنها به‏فکر خودت و آسایش خودت نباش قدرى هم به فکر راحتى شوهرت باش،دانا و فداکار باش،شوهردارى کن، با آغوش باز و لب خندان از وى استقبال‏کن،اظهار مهر و علاقه کن تا خستگیهایش برطرف گردد. آیا بهتر نیست که خودت را با این نوع زندگى سازگار کرده و با کمال‏آسودگى زندگى کنى و هنگامیکه شوهرت به خانه آمد از او استقبال کنى وبا سخنان شیرین به کسب و کار تشویقش کنى و با لب خندان تا درب خانه‏بدرقه‏اش نمایى و با یک خداحافظى گرم تا ملاقات بعد دلشادش سازى؟ اگر چنین کردى به کسب و کار و خانه و زندگى علاقه‏مند میگردد.دنبال خوشگذرانى نمى‏رود.اعصابش سالم مى‏ماند، زودتر به خانه مى‏آید، براى رفاه و آسایش شما بیشتر زحمت مى‏کشد.

گاهى انسان ناچار است در غربت زندگى کندلیکن این موضوع با مذاق بعض خانمها جور نمى‏آید،زیرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خویشان ودوستانشان باشند.با در و دیوار و کوچه‏هاى محل تولدشان مانوس شده‏اند.بدین‏جهت تاب و تحمل دورى را ندارند،به شوهرشان ایراد و بهانه مى‏گیرند،نق نق میکنند:تا کى در غربت زندگى کنم؟تا کى به فراق پدر و مادر مبتلاباشم؟دوست و آشنا ندارم،این چه جایى است مرا آورده‏اى؟ دیگرنمى‏توانم اینجا بمانم هر فکرى دارى بکن. تو که میدانى شوهرت ناچاراست در خارج وطن زندگى کند چرا با ایراد و بهانه‏هاى بیفائده اسباب‏ناراحتى و کدورتش را فراهم مى‏سازى؟وقتى دیدى شغلش ایجاب میکند که به شهر یا ده یا کشور دیگرى منتقل شود اظهار موافقت کن، با دلگرمى وبشاشت طرح زندگى نوین را بریز،وضع خودت را با اوضاع و شرائطمحیط موافق ساز،با زنهاى پاکدامن و خوش اخلاق طرح دوستى و الفت‏بریز لیکن چون تازه وارد هستى و به اخلاق و روحیات اهالى آنجا کاملاآشنا نیستى در انتخاب دوستان تازه احتیاط کن و در این باره حتما باشوهرت مشورت کن،خودت را یک فرد غریب حساب نکن،بلکه سعى‏کن با محیط تازه و ساکنان آنجا مانوس شوى. اگر عاقل و دانا باشى و به وظیفه‏ات عمل کنى مى‏توانى با کمال‏آسایش و راحتى خاطر،در غربت زندگى کنى و به پیشرفت و ترقى‏شوهرت کمک نمایى،در آنصورت یک بانوى شریف شوهردار و یک‏خانم فداکار معرفى مى‏شوى،نزد مردم و شوهرت عزیز و محترم خواهى‏بود و بدینوسیله رضایت‏خدا را نیز فراهم خواهى نمود. اگر شغل مرد در خارج منزل باشد همسرش در غیاب او آزادى‏دارد،لیکن اگر در منزل کار کند همسرش مقید خواهد شد،ممکن است‏شاعر یا نویسنده یا نقاش یا دانشمند اهل مطالعه باشد،این قبیل افرادمعمولا محل کارشان منزل است،ناچارند همیشه یا اکثر اوقات در منزل‏اشتغال داشته باشند،و از همین جهت زندگى آنها با سایرین تفاوت خواهدکرد، کارشان یک کار فکرى و ذوقى است که احتیاج شدیدى به‏محیط آرام و بى‏سر و صدا دارد،یک ساعت کار با حواس جمع بر چندین‏ساعت کار در محیط شلوغ و پر سر و صدا برترى دارد. در اینجا مشکل بزرگى پیدا مى‏شود،از یک طرف مرد به محیط آرام و بى‏سر و صدا احتیاج دارد از طرف دیگر خانم مى‏خواهد در خانه‏آزادانه زندگى کند. اگر زن بتواند امور خانه‏دارى را طورى انجام دهد که با اشتغالات‏فکرى شوهرش مزاحم نباشد کار ارزنده‏اى انجام داده حقا خانم شوهردارو شایسته‏اى خواهد بود،زیرا تهیه یک محیط آرام کار آسانى نیست‏مخصوصا براى افراد بچه‏دار،فداکارى و تدبیر لازم دارد،گر چه دشواراست لیکن براى ترقى و موفقیت مرد ضرورت دارد. این خانم باید توجه داشته باشد که گر چه شوهرش دائما یا اکثراوقات در خانه است لیکن بیکار نیست،نباید انتظار داشته باشد زنگ‏درب خانه را جواب دهد،بچه‏دارى کند،گاهى سرى به آشپزخانه بزند،درکارهاى خانه کمک کند، بچه‏ها را کنترل کند،موقعى که مردمشغول کار است‏باید او را ندیده گرفت و فرض کرد اصلا در خانه نیست. در موقع کار راجع به‏امور زندگى صحبت نکن زیرا رشته افکارش قطع مى‏شود و تا بخواهددوباره حواسش را جمع کند بیکار مى‏ماند،در راه رفتن از کفشهاى‏بى‏صدا استفاده کن،صداى زنگ درب را کوتاه کن که مزاحم او نشود،جواب تلفن را بده و اگر کسى با او کار داشت‏بگو:مشغول کار است اگرممکن است در فلان ساعت تلفن بفرمایید،برنامه رفت و آمد و مهماندارى‏را به ساعتهاى استراحت او بینداز، از دوستان و خویشانت که قصد دیداردارند عذرخواهى نموده بگو:چون سر و صداى ما ممکن است‏بااشتغالات آقا مزاحمت داشته باشد خواهشمندم فلان وقت تشریف بیاورید،آنها هم اگر دوستان شما باشند از این پیشنهاد رنجیده خاطر نخواهند شدبلکه به کاردانى و شوهردارى شما تحسین خواهند کرد،در عین حال که به‏امور خانه‏دارى مشغول هستى مراقب شوهرت نیز باش،اگر چیزى طلب‏کرد فورا حاضر کن و از اتاق خارج شو.

شاید خانمها اینگونه زندگى را غیر ممکن شمرده در دل خویش‏بگویند:مگر براى یک زن امکان دارد که کارهاى دشوار خانه‏دارى راانجام دهد در عین حال به شوهرش رسیدگى کند و خانه را به صورتى‏در آورد که کوچکترین مزاحمتى براى او پیدا نشود؟!البته که‏اینگونه زندگى چون یک برنامه غیر عادى است تا حدودى دشوار به نظرمى‏رسد لیکن اگر به ارزش و اهمیت کارشان واقف باشند و تصمیم بگیرندکوشش و فداکارى کنند با کاردانى و تدبیر مى‏توانند مشکل را حل کنند. مراتب لیاقت و شایستگى زن در اینگونه موارد ظاهر مى‏شود،و الا اداره یک زندگى عادى از همه کس ساخته است.

* مدیریت خانواده

زن و شوهر دو رکن بزرگ خانواده هستند لیکن هر یک بدانجهت که‏آفرینش ویژه‏اى دارند از جنبه ای قوی ترهستند.مرد در تعقلات قوى‏تر است و زن در عواطف.غالبا احساسات زنان بر تعقلشان غلبه دارد.خوش باورتر از مردان هستند و زودتر تحت تاثیر قرار میگیرند. چون روحى حساس و لطیف دارند زود متاثر میشوند.زود شیفته ومجذوب میگردند، زود آزرده خاطر میشوند. هنگامیکه عواطفشان تحریک شد بدون اینکه در عواقب امور خوب‏بیندیشند تصمیم میگیرندو...بدین جهت در آیین مقدس اسلام مرد بعنوان قیم و سرپرست‏خانواده‏تعیین شده، در مقابل آنها مسئولیت دارد. خداوند بزرگ نیز او را به عنوان قیم و سرپرست‏خانواده شناخته‏در قرآن کریم میفرماید: مردها سرپرست زنان میباشند،زیرا خدا بعض‏کسان را بر بعض دیگر برترى داده است .( سوره نساء آیه 34)

مردچون بدین مقام شناخته شده طبعا وظائف سنگین‏تر و دشوارترى‏هم خواهد داشت. اوست که باید با تدبیرات عاقلانه خویش خانواده را به بهترین‏وجه اداره کند و اسباب خوشبختى و سعادت آنان را فراهم سازد و محیط خانه را همانند بهشت‏برین مرتب و منظم گرداند،و همسرش را به صورت‏فرشته‏اى در آورد. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:مرد سرپرست‏خانواده‏است و هر سرپرستى نسبت‏به زیردستانش مسؤولیت دارد .

مرد که مدیر خانواده است‏باید بدین نکته توجه داشته باشد که زن نیز انسانى است مانند مرد.خواسته‏ها و آرزوها و حق حیات و آزادى‏دارد.باید بداند که زن گرفتن به معناى برده گرفتن نیست‏بلکه به معناى‏انتخاب شریک در زندگى و یار و مونس گرفتن است.باید به خواسته‏هاى‏درونى و آرزوهاى او نیز توجه داشته باشد.چنان نیست که مرد مالک‏مطلق زن و مطلق العنان باشد.زن نیز حقوقى بر گردن شوهر دارد. خداوند بزرگ در قرآن مجید میفرماید:همانطور که زنها نسبت‏به‏شوهرانشان وظائفى دارند حقوقى هم بر گردن آنها دارند و مردان را بر آنهابرترى هست .( سوره بقره آیه 228 )

زن و شوهر گر چه یک زندگى مشترک خانوادگى را تشکیل‏میدهند و باید در اداره امور منزل تشریک مساعى نمایند لیکن بهر حال دربعضی موارد اختلاف سلیقه هم دارند.مرد میل دارد تمام امور خانواده‏مطابق خواست‏خودش انجام بگیرد و زن مطیع او باشد،بر عکس زن هم‏همین خواست و تمایل را دارد.در اینجاست که مخالفت‏ها و کشمکش‏ها شروع مى‏گردد. بعضی مردها به بهانه اینکه قیم و سرپرست‏خانواده هستند به خودشان حق‏میدهند که مطابق دلخواهشان امر و نهى کنند.و همسرانشان را موظف‏میدانند که مطیع دستوراتشان باشند و هرگز تخلف نکنند.و در صورت‏تخلف او را مورد عتاب و خطاب و توبیخ و تهدید قرار میدهند.و چنین‏رفتارى را حق خویش مى‏پندارند. حتى گاهى به ضرب و شتم و اذیت اقدام‏مینمایند.در صورتیکه مرد حق اذیت و آزار و کتک زدن به همسرش راندارد. پیامبر اسلام‏ فرمود:هر مردى که‏بصورت همسرش سیلى بزند. خدا بفرشته مامور دوزخ دستورمیدهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند.مردیکه همسرش را کتک بزند بر او ستم کرده و ستمگر،هم در این‏جهان و هم در جهان آخرت بکیفر خواهد رسید.آن هم ظلم به فرد ناتوانیکه‏با صدها امید و آرزو به خانه شوهر آمده.بدان امید آمده که در پناه اوآرامش و آسایش بجوید.به مردى پناه آورده که حامى و غمخوار او باشد ودر مشکلات یاریش کند.

زن امانتى است از جانب خدا که به مرد سپرده‏میشود.آیا کسى با امانت الهى چنین رفتار میکند؟! مردیکه همسرش را مورد ضرب و شتم قرار میدهد بر روح اوضربه‏اى وارد میسازد و عقده‏اى بوجود مى‏آورد که به سادگى قابل رفع‏نخواهد بود.صفا و محبت‏خانوادگى را از بین مى‏برد. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:آیا یکى از شما همسرش رامى‏زند سپس او را در آغوش مى‏گیرد؟!

بنابراین در مواردیکه شوهر حقى بر همسرش ندارد شرعا ، قانونا و اخلاقا مجاز نیست او را بکارى مجبور سازد و در صورت تخلف به تنبیه‏و کتک اقدام نماید.مثلا زن شرعا موظف نیست که امور خانه‏دارى راانجام دهد.مانند نظافت منزل،طبخ غذا،شستن لباس و ظرفها، بچه‏دارى و دیگر کارها،گر چه بانوان با میل ورغبت کارهاى منزل را انجام میدهند و در این باره هم حرفى ندارند،لیکن‏وظیفه آنها نیست.شوهر باید از همسرش در برابر انجام این کارها تشکر وقدردانى نماید.و بدین وسیله او را تشویق نماید.ولى اگر بعض کارها راانجام نداد یا ناقص انجام داد،مرد حق ندارد او را مورد تنبیه و توبیخ وضرب و شتم قرار دهد.اسلام فقط تنبیه را در جائى تجویز میکند که حقى از شوهر تضییع‏میشود.و آن در دو مورد است:

اول- مرد شرعا و قانونا حق دارد از همسرش بهره جنسى بگیردو از انواع تمتعات و لذتها استفاده کند.زن شرعا و قانونا موظف است دربرابر این خواسته مرد تمکین نماید.و خویشتن را در اختیار او قرار دهد.گر زن تمکین نمود مشکلى بوجود نخواهد آمد.اما اگر از انجام‏خواسته‏هاى مرد امتناع ورزید،در اینصورت بهتر است مرد،ابتداء با نرمى و ملایمت و حتى تقدیم هدیه دل همسرش را بدست آورد و بکام‏جوئى نائل‏گردد.ولى اگر احساس کرد که زن قصد اذیت و لجبازى دارد و بهیچ وجه‏تمکین نمیکند،و مرد هم تاب تحمل ندارد،در یک چنین موردى مرد حق‏دارد به تنبیه متوسل شود.آنهم با رعایت احتیاط و حفظ سلسله مراتب درچنین موردى قرآن مى‏گوید:همسرانى را که احساس میکنید از تمکین دربرابر خواسته شما (تمتعات جنسى) امتناع مى‏ورزند،ابتداء آنها را پند وموعظه بدهید،سپس در بستر از آنها جدا شوید سپس آنها را بزنید.پس‏اگر اطاعت نمودند بر آنان ستم روا ندارید.بدرستیکه خدا عالى و بزرگ‏است .( سوره نساء آیه 34 )

مرد بایددر این مورد به چند نکته توجه کند.1-هدف از ضرب باید اصلاح وتربیت‏باشد نه انتقامجوئى.2-با دست‏باشد یا چوب نازک،چنانکه در روایات آمده با چوب مسواک.3-طورى بزند که بدن او سیاه و قرمزنشود و الا باید جریمه (دیه) بپردازد.4-از ضربه زدن به جاهائیکه احتمال‏خطر دارد، مانند چشم و سر و شکم جدا اجتناب نماید.5-ضرب طورى‏باشد که موجب کدورت عمیق و عقده غیر قابل علاج نگردد،و زن را به‏لجبازى و تمرد و طغیان بیشتر وادار ننماید.6-همواره این نکته را درنظر داشته باشد که مى‏خواهد با این زن زندگى کند و از محبتهاى قلبى وصفا و اخلاص او بهره بگیرد.7-توسل به کتک در صورتى تجویز شده،که زن در برابر عدم تمکین، معذور نباشد.مثلا اگر زن به علت‏حائض‏بودن،یا روزه‏دار بودن در ماه رمضان،یا در حال احرام بودن،یا بیماربودن،از تمکین خوددارى نمود مرد حق ندارد او را تنبیه نماید.

دوم- زن اگر خواست از منزل خارج شود باید از شوهرش اجازه‏بگیرد و اگر اجازه نداد شرعا حق ندارد خارج شود.و اگر بدون اجازه‏خارج شد مرتکب گناه شده است.در حدیث آمده که پیغمبر اکرم صلى الله‏علیه و آله نهى کرد که زن بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود و فرمود: هر زنى که بدون اذن شوهر از منزل خارج شود همه فرشتگان آسمانى و هرچیزى که بر او مرور میکند-از جن و انس-او را لعنت میکنند تا اینکه‏به منزل باز گردد . و این موضوع حقى است که شوهر بر گردن زن دارد که‏واجب است آن را ادا کند. لیکن مرد نباید در این باره سختگیرى کند و همسرش را بدین وسیله‏اذیت نماید.بهتر است در هر جا که محذورى نمى‏بیند اجازه بدهد برود. تشریع این حق براى قدرت نمائى و تحت فشار قرار دادن همسر نیست‏بلکه بدان منظور است که مرد بتواند همسرش را از رفتن به جاهاى غیرمناسب باز دارد و در حفظ و صیانت او اقدام نماید.سختگیریهاى بیجا نه‏تنها مفید نیست‏بلکه به انس و محبت و اعتماد خانوادگى نیز لطمه واردمیسازد.و حتى ممکن است گاهى موجب طغیان و تمرد و انحراف او رافراهم سازد.اما اگر رفتن به جائى را غیر مناسب و باعث فساد اخلاق وارتکاب گناه تشخیص داد باید همسرش را از رفتن بآنجا جدا نهى کند.وبر زن هم واجب است اطاعت کند و از رفتن به آن مجلس خوددارى نماید. بهر حال اگر زن از دستورات شوهر سرپیچى و تمرد میکند و بدون‏اجازه بلکه با نهى شوهرش از منزل خارج میشود،مرد حق دارد او را مورد تنبیه قرار دهد.البته زن مى‏تواند در چند مورد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود وشوهر هم حق ندارد او را منع نماید.1-خارج شدن از منزل براى‏یاد گرفتن مسائل ضرورى دین.2-مسافرت براى حج در صورت‏استطاعت.3-خارج شدن از منزل براى پرداخت‏بدهى در صورتیکه‏بدون خروج امکان پرداخت نباشد.

مرد چون به عنوان سرپرست‏خانواده شناخته شده نمیتواند همسرش‏را باختیار خود رها کرده در اعمال و رفتارش نظارتى نداشته باشد.بلکه‏مسؤولیت ویژه‏اش اقتضا میکند که همواره مراقب او باشد و از دورادور براعمال و حرکاتش نظارت کند مبادا در اثر خوشباورى و ساده لوحى‏منحرف گردد. پیغمبر اکرم (ص) فرمود:زنان را به کارهاى نیک دستور دهید قبل‏از اینکه شما را به کارهاى بد وادار کنند .

درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن باید از روى عقل و تدبیر و در نهایت متانت و احتیاط انجام بگیرد.باید حتى المقدور از تندى و خشونت اجتناب کرد.تا ممکن است‏بصورت‏امر و نهى نباشد مبادا زن احساس محدودیت و سلب آزادى کند و در قبال‏آن عکس العمل نشان بدهد و بسا اوقات کار به لجبازى و ستیزه‏گرى منتهى‏شود.بهترین راه موفقیت،حسن تفاهم و جلب اعتماد و اظهار محبت وخوش اخلاقى است.باید همانند یک مربى دلسوز و مهربان با زبان خوش‏و بصورت خیرخواهى مصالح و مفاسد امور را براى همسرش تشریح کندتا خودش با میل و رغبت کارهاى خوب را انجام دهد و از کارهاى مضراجتناب نماید. علاوه بر این مرد باید حد اعتدال و میانه‏روى را حفظ کند.

چنانکه بى‏قیدى مطلق و لاابالیگرى صلاح نیست همچنین سختگیرى ووسواسیگرى نیز عواقب خوبى ندارد.زن نیز مانند مرد آزاد آفریده شده‏احتیاج به آزادى دارد.باید در معاشرتها و رفت و آمدهاى بى‏خطر آزادى‏داشته باشد. باید به او آزادى داد که به خانه پدر و مادر و برادر و خواهر و سایر خویشانش رفت و آمد کند و با دوستان شناخته شده و مورد اعتمادمعاشرت نماید.مگر در موردى که مفسده‏اى در بر داشته باشد.بهر حال‏ممنوعیت‏باید حالت استثنائى و محدودیت داشته باشد،اگر از حد خودگذشت و بصورت سختگیرى و سلب آزادى در آمد غالبا عواقب خوبى‏ندارد.ایجاد کدورت و عقده میکند،صفا و صمیمیت‏خانوادگى را بر هم‏میزند.ممکن است زن در اثر فشارها و سختگیریهاى زیاد جانش بستوه‏آمده تصمیم بگیرد بهر طور شده قید و بندها را پاره کند و خودش را آزادسازد.

  نفقه زن بر شوهر واجب است‏یعنى قانونا و شرعا مرد موظف است کلیه مخارج خانواده را از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و حتى پول‏دکتر و دوا را تامین کند.و در صورت امتناع یا کوتاهى شرعا و قانونا موردبازخواست قرار خواهد گرفت.زن و بچه،نیست و ندارم سرشان نمى‏شود،به هر حال میخواهند.وخواسته‏هایشان حد و انتها ندارد.حس رقابت و چشم و همچشمى در آنان‏بسیار قوى است.بدین جهت مرد نمى‏تواند و صلاح هم نیست که بدون قیدو شرط مطیع خواسته‏هایشان باشد.مرد خردمند و با تدبیر حساب خرج و دخل خانواده را به طور دقیق‏میکند. حوائج ضرورى زندگى مانند خوراک و پوشاک را بر سایر چیزها مقدم‏میدارد.مقدارى از درآمدش را براى حوادث روزگار از قبیل بیمارى وبیکارى و کسادى کنار میگذارد. سعى میکند پایش را از گلیم خویش درازتر نکند.هر خانواده‏اى که‏دخل و خرجشان حساب داشته باشد.و با عقل و تدبیر و رعایت اقتصادخرج کنند نه تنها دچار قرض و ورشکستگی نخواهند شد بلکه به زودى‏زندگى آبرومند و نسبتا خوبى پیدا خواهند کرد.

خداوند کریم در قرآن‏مجید ( فرقان آیه 67) اقتصاد و میانه‏روى را از علائم ایمان شمرده است .

درست است که پول پیدا کردن خیلى در زندگى انسان تاثیر داردلیکن علم معاش و راه خرج کردن خیلى از آن مهمتر میباشد.بسیارندخانواده‏هایى که با وجود درآمد خوب همیشه گرفتار و مقروضند و به‏اصطلاح همیشه هشتشان گرو نهشان مى‏باشد.بر عکس،بسیارى ازخانواده‏ها با اینکه درآمد فوق العاده‏اى ندارند اما وضعشان از هر جهت‏خوب و آبرومند است و در کمال رفاه و آسایش زندگى میکنند.تفاوت این‏دو دسته در تدبیر زندگى و علم معاش مى‏باشد. بنابراین صلاح خانواده در اینست که مرد با عقل و احتیاط یاشخصا امور اقتصادى منزل را بر عهده بگیرد و گر چه رعایت اقتصاد کارى‏خوب و به صلاح خانواده است لیکن سختگیرى هم خوب نیست.اگروضع مالى مرد خوب است‏باید در مخارج اهل و عیالش توسعه بدهد.به‏مقدار توانائى خویش لباس و خوراک خوب و منزل راحت‏برایش تهیه‏کند.مال و ثروت براى خرج کردن و تامین مخارج زندگى است نه براى‏جمع کردن و باقى گذاشتن.باید آثار و علائم مال و ثروت در زندگى انسان‏و خوراک و پوشاک خانواده‏اش نمایان باشد.آخر چه فائده‏اى دارد که‏مرد شبانه‏روز زحمت‏بکشد و به خودش و خانواده‏اش سختى بدهد واموالى را روى هم بگذارد و از این دنیا برود؟!مادامیکه زنده است زن و فرزندش آرزوى یک لباس زیبا و یک خوراک خوب داشته باشند و ازکمبود مواد غذایى همیشه بیمار و رنجور باشند لیکن بعد از مرگش درتقسیم اموال به سر و کله یکدیگر بزنند؟!اگر خدا به انسان نعمت داده بایدبه همان نسبت در مخارج خانواده‏اش توسعه بدهد. پیغمبر اسلام (ص) فرمود:از ما نیست کسى که از جهت مال وثروت در وسعت‏باشد لیکن بر اهل و عیالش سخت‏بگیرد .

مرد مادامیکه زن نگرفته آزاد است.مى‏تواند دیر به خانه بیاید یازود.اطلاع بدهد کجا مى‏روم یا نه.اما هنگامى که ازدواج کرد خواه ناخواه‏باید برنامه‏اش را تغییر دهد و زودتر به منزل بیاید.باید توجه داشته باشد که همسرش از صبح تا غروب در منزل‏زحمت کشیده خانه را مرتب نموده،غذا پخته،لباس شسته،منزل را تمیزکرده اکنون چشم براه است که شوهرش به منزل بیاید،با هم بنشینندصحبت کنند و از هم لذت ببرند.بچه‏هایش نیز همین انتظار رادارند.دور از انسانیت و انصاف است که مرد دنبال خوشگذرانى وشب‏نشینى برود و همسر بیچاره و کودکانش را در انتظار بگذارد!!

پاکیزه‏گى و زیبایى اختصاص به زن ندارد.البته شاید اکثر مردها به نظافت و شیک پوشى مقیدباشند لیکن آن هم در خارج منزل و براى مردم است.اما در داخل منزل‏اصلا مقید نیستند.وقتى مى‏خواهند به اداره یا بازار و خیابان یا مجلس‏مهمانى بروند سر و صورتشان را اصلاح میکنند،موهایشان را شانه میزنند،بهترین لباسهایشان را پوشیده از منزل خارج‏مى‏شوند اما وقتى به منزل بازگشتند فورا لباسهاى اتو کرده و زیبا را درآورده لباسهاى مندرس و کثیف را مى‏پوشند.کمتر اتفاق مى‏افتد که در منزل موهایشان را شانه بزنند و به آرایش و زیبایى مقید باشند.بامداد که ازخواب برخاستند با همان موهاى ژولیده و چشمهاى قى کرده براى خوردن‏صبحانه سر سفره مى‏نشینند.اگر اتفاقا یک یا چند روز از منزل خارج‏نشوند با همان وضع نامرتب بسر مى‏برند.به طورى در منزل زندگى میکنندکه هیچکس نمى‏خواهد به او نگاه کند نظافت و آرایش و شیک‏پوشى رافقط براى خارج منزل و براى مردم بیگانه گذاشته است.

آقاى محترم!چنانکه تو از زن کثیف و ژولیده بدت مى‏آید و ازهمسرت انتظار دارى که در منزل به سر و وضع خودش برسد و تمیز وقشنگ باشد مطمئن باش او هم همین انتظار را از تو دارد.او هم از شوهرژولیده و بدقیافه بدش مى‏آید دوست دارد همیشه شوهرش را زیبا و مرتب‏ببیند.اگر تو در داخل منزل به وضع خودت نرسى چشم همسرت درخارج منزل به مردان شیک‏پوش و خوش قیافه مى‏افتد و خیال میکند که‏آنان از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند.وقتى آنان را با تو مقایسه میکند از تو ناراضى و دلسرد میگردد.توهم در داخل خانه به سر و وضع خودت برس و تمیز و شیک باش تاهمسرت ببیند که تو هم از مردان دیگر کمتر نیستى. تا محبتش زیاد شود وبه خانه و زندگى بیشتر علاقه‏مند گردد و از فساد و انحراف سالم بماند.  رسول خدا (ص) فرمود:باید شما خودتان را براى همسرتان مرتب‏و آماده گردانید،چنانکه دوست دارید آنان خودشان را براى شما مهیاسازند .

دخترى که وارد خانه شوهر مى‏شود مسؤولیت اداره یک منزل بر عهده‏اش مى‏افتد.و براى اداره یک منزل اطلاعات مختلفى لازم است. باید غذا پختن،لباس شستن،روفت و روب،اتو کردن،دوخت و دوز،مرتب کردن اثاث منزل، آداب مهماندارى،آداب معاشرت و رفت و آمد،شوهردارى،و بالاخره بچه‏دارى،و دهها مانند اینها را بداند.مرد از همسرتازه واردش انتظار دارد همه اینها را بداند و یک زن تربیت‏یافته کامل‏عیار باشد.لیکن متاسفانه این همه انتظار جامه عمل نمى‏پوشد و تازه‏عروس یا اصلا آداب زندگى را بلد نیست‏یا اگر چیزى بلد باشد خیلى‏محدود است.مرد چون مى‏خواهد عمری را با همسرش زندگى کند ناچار است درتعلیم و تربیت او کوشش نماید تا نواقص و عیوبش را برطرف سازد. اگر قدرى صبر و حوصله بخرج بدهد مى‏تواند نواقص او رابرطرف سازد و مطابق دلخواه تربیت کند.کارهایى را که خودش بلد است‏با زبان خوش و نرمى به او یاد بدهد.در این باره مى‏تواند از زنان کاردان وبا تجربه‏اى مانند مادر و خواهر و عمه و خاله، استفاده کندو از راهنماییهاى آنان بهره‏مند گردد.مى‏تواند کتابهایى را که در فن‏طباخى، خانه‏دارى،مهمان‏دارى،شوهردارى،آداب معاشرت،نوشته شده تهیه کند و در دسترسش قرار دهد.کتابهاى اخلاقى را خریده به خواندن تشویقش نماید.آداب‏معاشرت و رفت و آمد را به او یاد بدهد.اگر بد اخلاقى و خلاف ادب دید بازبان خوش و دلسوزى متذکرش سازد.لیکن باید از روى تفاهم و به‏صورت دلسوزى و مهربانى باشد نه به عنوان اعتراض و ایراد و نق نق و الاممکن است عکس العمل خوبى نداشته باشد.مرد اگر در یکى دو سال اول زناشویى صبر و حوصله به خرج بدهدو با عقل و تدبیر به تعلیم و تربیت همسرش همت گمارد مى‏تواند او رامطابق دلخواه تربیت کند اگر هم موفقیت او صد در صد نباشد اما بدون‏شک مى‏تواند تا حدودى او را تکمیل کند. درست است که براى این کار صرف وقت و صبر و حوصله لازم‏است لیکن هر چه در این باره عنایت‏بخرج بدهد ارزش دارد.زیرا شریک‏زندگى و مربى فرزندانش را تکمیل نموده و تا آخر عمر از ثمرات این کاربهره‏مند خواهد شد. خداوند بزرگ در قرآن مجید مى‏فرماید: اى کسانى که ایمان دارید خودتان و خانواده‏تان را از آتشى که‏هیزم آن انسانها و سنگ است محفوظ بدارید.( سوره تحریم آیه 6)

وقتى آیه مذکور نازل شد یکى ازمسلمانان گریه مى‏کرد و مى‏گفت:من عاجزم که نفس خودم را از آتش‏محفوظ بدارم در عین حال مامور شده‏ام که اهل بیتم را نیز از دوزخ نگهدارم!!پیغمبر اکرم (ص) فرمود:همین مقدار کافى است که آنان را امرکنى به کارهایى که خودت ماموریت دارى آنها را انجام دهى و نهى کنى ازکارهایى که خودت باید آنها را ترک کنى. بعضى از مردها ایرادگیر و بهانه‏جو هستند.در خانه مرتبا ایرادمیگیرند و در مقابل هر امر کوچکى نق نق میکنند،چرا فلان چیز را آنجاگذاشته‏اید؟چرا فلان چیز سر جایش نیست؟ چرا جامه اینجا افتاده؟چرااینجا کثیف است؟چرا ناهار دیر حاضر شد؟چرا غذا شور است؟ و صدها از این قبیل‏ایرادهاى کوچک و جزئى.

چون مرد آنقدر فرصت ندارد که در تمام امور منزل دخالت کند واصولا در این جهت تخصص ندارد صلاح است که امور خانه‏دارى را دراختیار همسرش قرار بدهد و در این باره به وى آزادى بدهد که بر طبق ذوق‏و سلیقه خویش خانه را اداره کند.و اگر در این باره نظرهاى خاصى دارد،به عنوان مشورت و صلاح‏اندیشى،نه به عنوان زور و تحکم،آنها را به‏همسرش تذکر دهد و از وى بخواهد که نظر و سلیقه او را نیز رعایت کند. در اینصورت موقعیت و احترام مرد محفوظ میماند و پیشنهاداتش تاحدودى مورد قبول واقع خواهد شد.زیرا اکثر بانوان خانه‏دار حاضرنددخالتهاى مرد را در صورتیکه گاه گاه و بطور استثناء باشد بپذیرند.لیکن‏اگر به صورت ایراد و بهانه‏جوئى و نق نق‏هاى دائمى در آمد نه تنها تاثیرنخواهد داشت‏بلکه ممکن است نتیجه معکوس بدهد.

مرد نباید از این نکته غفلت کند که تنظیم امور منزل و اداره خانه درتخصص زن و از وظائف او میباشد.نباید این حق را از او سلب کرد و اورا به صورت یک آلت‏بى‏اراده تبدیل ساخت.بلکه باید به وى آزادى داد تاذوق و سلیقه خویش را بکار بندد و با شوق و دلگرمى خانه‏دارى کند.صلاح نیست که مرد در این باره سختگیرى و بهانه‏جویى کند.زیرا انس ومودت و صفا و صمیمیت‏خانوادگى بر همه چیز تقدم دارد.

خانه محیط کوچکى بیش نیست لیکن نعمت‏بسیار گرانبهایى‏است.وقتى مرد از کارهاى روزانه و سر و صداهاى خارج خسته شد به‏خانه پناه میبرد،وقتى از کشمکشها و تزاحمات و ناملایمات زندگى بتنگ‏آمد براى استراحت‏به خانه میرود،حتى وقتى از گردش و تفریح هم خسته‏شد بدانجا پناه میبرد،آرى خانه بهترین آسایشگاهى است که انسان‏مى‏تواند بدون هیچ قید و بندى در آنجا استراحت نماید،جاى انس و مودت،صفا و صمیمیت،آرامش و استراحت است.اداره این پایگاه حساس زندگى و کلاس تعلیم و تربیت اجتماعى به‏عهده بانوان است. بنابراین،خانه‏دارى شغل بسیار آبرومند وپر افتخارى است. یک خانم خانه‏دار باید افتخار کند که در یک چنین پست‏حساسى‏قرار گرفته براى پیشرفت و ترقى ملت فداکارى میکند.به هر حال،خانه‏دارى و کدبانوگرى شغل شریف و آبرومندى است‏که مراتب لیاقت و هنرنمایى بانوان را باثبات میرساند.

یکى از وظائف مهم خانه‏دارى تمیز کردن منزل و اسباب و لوازم‏زندگى است.نظافت‏به بهداشت و حفظ سلامتى اهل خانه کمک میکند وجلو بسیارى از بیماریها را میگیرد.زندگى کردن در خانه تمیز مسرت‏بخش‏و دل‏پذیر است،مرد را به سوى منزل متمایل میسازد،اسباب آبرو وسربلندى خانواده است،بدین جهت رسول خدا فرمود:«دین بر نظافت پایه‏گذارى شده است. باز هم رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«اسلام نظیف است،شما هم در پاکیزگى کوشش کنید،زیرا فقط پاکیزگان داخل بهشت‏میشوند. خانه را همیشه تمیز نگهدارید ،در طول شبانه‏روز اگر جایى کثیف شد فورا تمیزش کنید و نظافت‏آنرا براى موقع معین جارو کردن نگذارید،در و دیوار و سقف اتاقها راگردگیرى کنید،تار عنکبوتها را بگیرید،میز و مبل و صندلى و سایر اثاث‏خانه را گردگیرى کنید،شیشه‏هاى در و پنجره را تمیز کنید،زباله وخاکروبه‏ها را در ظرف سرپوشیده‏اى بریزید و از حدود اتاقها و آشپزخانه‏دور گردانید مبادا غذاهاى شما را آلوده گرداند،زود بزود آنرا خالى کنیدمبادا متعفن گردد و تولید میکرب کند، به طور کلى سعى کنید هیچ نقطه‏اى از منزل شما محل‏کثافت و تولید میکرب واقع نشود.لباسهاى خودتان و فرزندانتان همیشه نظیف و پاکیزه باشدمخصوصا لباسهاى زیرپوش که همیشه با بدن تماس دارند.

گوشت و حبوبات و سایر پختنیها را قبل از طبخ خوب بشویید،مخصوصا سبزیجات را چندین مرتبه با دقت‏بشویید،زیرا ممکن است‏به‏میکرب و تخم انگل آلوده باشد و به سلامت‏شما لطمه بزند. قبل از غذا خوردن دستهاى خودتان و اطفالتان را تمیز بشویید،اگر با قاشق و چنگال هم غذا میخورید،باز هم بهتر است دستتان رابشویید،مبادا آلوده باشد و به سلامت‏شما لطمه بزند،بعد از صرف غذادست و دهانتان را بشویید،دندان‏ها را خلال کنید زیرا ممکن است اجزاءغذا گوشه و کنار دهان و لابلاى دندانها بماند و تولید میکرب نماید. شارع مقدس اسلام درباره نظافت‏سفارشهاى زیادى نموده است.رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«آدم کثیف بد بنده‏اى است.

یک منزل مرتب که هر یک از اسباب و لوازم زندگى در جاى‏مخصوص و مناسب قرار گرفته باشد از جهاتى بر یک منزل شوریده ودرهم و برهم مزیت دارد. اولا نظم و ترتیب مخصوص به منزل صفا و رونق و زیبایى‏مى‏بخشد،تماشاى تکرارى خانه نه تنها موجب ملال نمیشود بلکه‏مسرت‏بخش و دلپذیر خواهد بود. ثانیا انجام کارهاى خانه‏دارى را آسان میکند،اوقات کدبانوى خانه‏بیهوده تلف نمیشود، کارها بآسانى انجام مى‏پذیرد و خانم‏را وامانده و خسته نمیگرداند. ثالثا رونق و صفاى محیط مرتب منزل که از ذوق و سلیقه کدبانوى‏خانه حکایت میکند مرد را به خانه و زندگى علاقه‏مند ساخته از خطرات‏ولگردى و وقوع در دامهاى فساد محفوظش میدارد.

با خرید و تهیه اسباب لوکس زندگى زیبا نمیشود بلکه نظم و ترتیب‏خاص زیبایى بوجود میآورد،خود شما حتما خانواده‏هاى مرفه و ثروتمندى‏را دیده‏اید با اینکه از انواع و اقسام گوناگون لوازم لوکس زندگى‏برخوردارند اما زندگى آنها چون درهم و برهم است صفا و رونقى ندارد ودیدن آن ملال‏آور است،به عکس خانواده‏هاى فقیرى را دیده‏اید که در عین‏فقر و ندارى، زندگى زیبا و مسرت‏بخشى دارند،چون همان اسباب و لوازم‏مختصر،مرتب و منظم و تمیز است،اصولا مگر زیبایى جز نظم و ترتیب‏خاص چیز دیگرى است؟ بنابراین،یکى از وظائف مهم خانه‏دارى رعایت نظم و ترتیب‏است،خانمهاى خوش سلیقه و کدبانو خودشان بهتر میدانند اسباب و لوازم‏خانه را چگونه مرتب سازند .

البته نظم و انضباط خوب است لیکن نه ‏بحدیکه از شما و شوهرتان سلب آسایش کند،اگر از حد متعارف و عادى‏گذشت‏به وسواسیگرى و سلب آزادى منجر میشود که خود آن یکى ازمشکلات بعضى خانواده‏ها بشمار میرود و ممکن است‏سبب جدایى وافتراق واقع شود. در هیچ کارى افراط و تفریط خوب نیست‏بلکه میانه‏روى در هرحال اصلح است،نه بقدرى بى‏انضباط باش که اوضاع زندگیتان شوریده‏و بى‏حساب باشد نه آنقدر در حفظ انضباط زیاده‏روى کن که به‏وسواسیگرى منجر شود و راحتى را از شما بگیرد.

یکى از امور مهم خانه‏دارى پخت و پز و تهیه غذاست.مراتب‏کاردانى و سلیقه بانوان را باثبات میرساند. خانمى که بتواند غذاهاى لذیذ و مطبوع تهیه کند.بدین وسیله‏شوهرش را به خانه و زندگى علاقه‏مند میسازد،و کمتر اتفاق میافتد که به‏هوس خوردن غذاهاى لذیذ به مهمانخانه و هتل برود. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«بهترین زنان شما زنى است‏که خودش را خوشبو کند و در طبخ غذا مهارت داشته باشد و اقتصاد را ازدست ندهد.چنین زنى یکى از عمال و کارکنان خدا خواهد بود.و عامل‏خدا هرگز با شکست و پشیمانى مواجه نخواهد شد .

انتخاب غذا معمولا بر عهده بانوان است،پس صحت وسلامت‏خانواده در دست آنهاست، بنابراین یک بانوى خانه‏دار مسؤولیت‏بسیار سنگینى بر دوش دارد که اگر اندکى در این باره سهل انگارى کندممکن است‏خودش و شوهرش و فرزندانش را در معرض بیماریهاى‏سخت قرار بدهد،علاوه بر اینکه یک طباخ ماهرى است‏باید یک‏غذاشناس کامل بلکه یک طبیب حاذق باشد،نباید منظورش فقط پر کردن‏شکم اهل خانه باشد بلکه در وهله اول باید موادیرا که براى حفظ سلامت وتامین حوائج غذائى بدن ضرورت دارد در نظر بگیرد،و تشخیص بدهد که‏مواد لازم در کدام یک از خوردنیها و به چه مقدار وجود دارد،آنگاه بر طبق‏نیازمندیهاى گوناگون بدن از خوردنیها انتخاب کند و جزء برنامه خوراک‏قرار دهد،در عین حال سعى کند غذاهاى لازم و مفید را به صورتى‏خوشمزه و دلپذیر در آورده در اختیار خانواده قرار دهد.

یکى از اموریکه براى هر خانواده‏اى کم یا بیش اتفاق میافتدمهماندارى است،به طوریکه میتوان آنرا از لوازم حتمى زندگى دانست،مهمان نوازى رسم خوبى است،دلها را با هم مربوط میکند،باعث مودت ومحبت میشود،کینه‏ها و کدورتها را برطرف میسازد،همنشینى و رفت و آمدبا دوستان و خویشان یکى از بهترین تفریحات سالم بشمار میرود. پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:«رزق مهمان از آسمان‏نازل میشود.وقتى آنرا خورد، گناهان میزبان آمرزیده مى‏شود . و همنشینى با دوستان ایجاد محبت میکند .

روان انسان در این دریاى متلاطم زندگى به آرامش احتیاج دارد،چه آرامشى بهتر از این سراغ دارید که جمعى از دوستان و خویشان با وفا در انجمنى گرد آیند،مشکلات زندگى را موقتا به دست فراموشى بسپارند،با سخنان شیرین و دلپذیر محفل انسشان را با صفا سازند، هم تفریح وتجدید نیرو کنند هم پیوند دوستى را مستحکم سازند.  آرى مهماندارى رسم بسیار خوبى است و کمتر کسى پیدا میشود که حسنش را انکار کند لیکن دو محذور بزرگ بوجود آمده که اکثرخانواده‏ها تا بتوانند از زیر بارش شانه خالى میکنند و تا ضرورت اقتضانکند تن بدان نمیدهند.  مشکل اول-تجملات زندگى و چشم و همچشمیهاى بیجا زندگى‏را دشوار ساخته است، اسباب و لوازم منزل که براى رفع احتیاج وتحصیل راحتى بوده از صورت حقیقى خارج شده و به صورت تجمل وخودنمائى در آمده است،و همین موضوع مهمانیها و رفت و آمدهاى‏دوستانه را تقلیل داده است،شاید اکثر مردم بى‏میل نباشند که با دوستان وخویشانشان رفت و آمد کنند لیکن چون نتوانسته‏اند بر طبق دلخواه اسباب‏و تجملات زندگى را فراهم سازند و زندگى خویشتن را ناقص مى‏پندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناع دارند. مگر دوستان براى تماشاى اسباب لوکس به منزل شمامیآیند،اگر چنین منظورى دارند بهتر است‏به فروشگاهها و موزه‏ها بروند،مگر نمایشگاه اشیاء لوکس باز کرده‏اید و براى خودنمائى آنها را به منزل‏دعوت مینمایید؟رفت و آمد براى انس و محبت و تفریح است نه براى فخرو مباهات و خودنمائى،...آنان هم از این رقابتها وتجمل پرستیها بتنگ آمده‏اند و سادگى را دوست دارند لیکن این قدر جرئت‏ندارند که این رسم غلط را پایمال سازند و خودشان را از این قید و بنداختیارى آزاد نمایند اگر شما با سادگى از آنان پذیرائى کنید نه تنها بدشان‏نمیآید بلکه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همین روش ساده شما پیروى نموده بدون تکلف و سختى از شما پذیرایى خواهند کرد،در اینصورت‏میتوانید با کمال سادگى رفت و آمد کنید و از نعمت انس و مودت بهره‏مندگردید،بنابراین،این مشکل را به آسانى میتوان حل کرد لیکن قدرى‏جرئت و شجاعت لازم دارد. مشکل دوم-کارهاى سنگین و دشوار مهماندارى است.خانم‏ناچار است در ظرف چند ساعت وسائل پذیرایى چندین نفر را فراهم‏سازد،و به همین علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه از کار در نمى‏آید،در آنصورت مرد از یک طرف ناراحت میشود که پول خرج کردم در عین‏حال آبرویم ریخت،زن از طرف دیگر ناراحت است که زحمت کشیدم درعین حال پیش مهمانها آبرویم ریخت و بدتراز همه جواب نق نق‏هاى شوهرم را چه بگویم؟بدین جهت کمتر مجلسى‏پیدا میشود که بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذیرد،همین امر باعث‏شده‏که خانواده‏ها غالبا از مهمانى کردن گریزانند و از تصور آن بخود میلرزند،...مهماندارى کار آسانى نیست،لیکن عمده‏اشکال از اینجا پیدا شده که خانم مهماندار راه و رسم مهماندارى را خوب‏نمیداند و میخواهد در ظرف دو سه ساعت کارهاى بسیار زیاد و دشوارى‏را انجام دهد،در صورتى که اگر کاردان و با تدبیر باشد میتواند بخوبى وآسانى بهترین مجلس را برگزار کند.

کارهاى خانه‏دارى به قدرى زیاد است که یک بانوى خانه‏دار اگربخواهد بخوبى انجام وظیفه کند اکثر اوقاتش را اشغال خواهد کرد. مخصوصا اگر داراى چندین فرزند قد و نیم قد باشد.لیکن در عین حال اکثربانوان اوقات فراغتى هم دارند.هر کسى مواقع بیکارى خویش را به یک جور میگذراند.دسته‏اى‏از بانوان آنها را بیهوده تلف نموده کار سودمندى انجام نمیدهند.یا بدون‏هدف در خیابانها پرسه میزنند،یا به سخنان مکرر ونغمه‏هایى گوش میدهند که جز تضییع وقت و ضعف اعصاب و فساد اخلاق‏نتیجه‏اى در بر ندارد.این دسته یقینا ضرر میکنند زیرا اولا اوقات فراغت‏نیز از عمر انسان محسوب میشوند،و تلف نمودن آنها پشیمانى دارد.

آدم بیکار به فکر فرو میرود و براى خویشتن غم وغصه پیدا میکند.پشت‏سر غم و غصه هم ضعف اعصاب و پریشانى روح‏خواهد آمد.خوشبخت کسى است که غرق کار باشد و بدبخت کسى است‏که اوقات فراغتى داشته باشد که درباره خوشبختى و بدبختى خویشتن‏فکر کند.اشتغال به کار بسیار لذت بخش میباشد.اشخاص بیکار غالباپژمرده و افسرده‏اند. بر حسب ذوق خودتان و مشورت با شوهرتان یک رشته علمى را انتخاب‏کنید.کتابهاى مربوط به آن رشته را تهیه نموده در ساعتهاى فراغت‏مشغول مطالعه شوید و روز بروز بر فضائل و کمالات خودتان بیفزایید. بدینوسیله بهترین سرگرمى و تفریح را خواهید داشت.و روز بروز بر فضائل و کمالات شما افزوده خواهد شد و اگر پشتکار داشته باشید در همان رشته تخصص پیدا میکنید و میتوانید بدینوسیله خدمات علمى‏ارزنده‏اى از خودتان بیادگار بگذارید. اگر حوصله مطالعه و تحقیق ندارید میتوانید یک رشته از کارهاى‏هنرى و دستى را یاد بگیرید و در اوقات فراغت مشغول باشید مثلا خیاطى،گلدوزى،نقاشى،گلسازى،بافندگى کارهاى خوبى هستند هر یک از آنهارا که دوست میدارید یاد بگیرید و انجام دهید.بدینوسیله هم سرگرمى‏خوبى خواهید داشت هم ذوق و هنر خویش را نمایان مى‏سازید،هم‏درآمدى پیدا میکنید که میتوانید به بودجه خانوادگى کمک نمایید.

درست است که بر مردان واجب است مخارج خانواده را تامین‏کنند و بانوان شرعا در این باره مسؤولیتى ندارند،لیکن خانمها نیز باید شغل و کارى داشته باشند.در اسلام از فراغت و بیکارى مذمت‏شده است.انسان چه نیازمند باشد چه نباشد،باید شغل و کارى داشته باشد وعمر خویش را بیهوده هدر ندهد. بیکارى ملال‏آور و خسته کننده است، و چه‏بسا باعث‏بیماریهاى روانى و جسمانى و فساد اخلاق میشود.

بهترین کار براى بانوان شوهردار کارى است که در داخل منزل‏انجام بگیرد.امور خانه‏دارى و بچه‏دارى و شوهردارى بهترین و آسانترین‏اشتغالات بانوان است. و این کار بسیار بزرگ و ارزنده‏اى‏است. ام سلمه از رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسید:کار کردن زن در خانه چه مقدار فضیلت دارد؟فرمود:هر زنى که بمنظور اصلاح امور خانه‏چیزى را از جائى بردارد و در جاى دیگر بگذارد خدا نظر مرحمت‏باوخواهد کرد و هر کس که مورد نظر خدا واقع شود بعذاب الهى گرفتارنخواهد شد.ام سلمه عرض کرد:یا رسول الله!پدر و مادرم بقربانت،براى‏زنان ثوابهاى بیشترى بفرمائید.رسول خدا فرمود:هنگامیکه زن آبستن‏میشود خدا به او اجر کسى را میدهد که با نفس و مالش در راه خدا جهادمیکند.هنگامیکه بچه‏اش را بر زمین نهاد به او خطاب مى‏رسد گناهانت‏آمرزیده شد.اعمالت را از سر بگیر.و هنگامى که بچه‏اش را شیر میدهدخدا در برابر هر مرتبه شیر دادن ثواب آزاد کردن یک بنده در نامه عملش‏نوشته میشود.

اما بعضی بانوان میل دارند یا احساس ضرورت مى‏کنند که درخارج منزل بکارى مشغول باشند.بهترین و مناسب‏ترین شغلها براى‏بانوان اشتغالات فرهنگى یا پرستارى است.مى‏توانند در دبستان یادبیرستان یا کودکستان به تعلیم و تربیت دختران که هم شغل بسیارارزنده‏اى است و هم با آفرینش لطیف آنها سازگار است مشغول باشند.یاشغل پزشکى بیماریهاى زنان یا پرستارى را انتخاب نمایند.این قبیل‏اشتغالات هم با طبع لطیف و مهربان بانوان تناسب دارد،هم در انجام آنهانیازى به خلطه و معاشرت با مردان بیگانه را ندارند یا کمتر پیدا میکنند.

به بانوانى که مى‏خواهند در خارج منزل به کارى اشتغال داشته‏باشند توصیه میشود به نکات زیر توجه نمایند:

1- در انتخاب شغل با شوهرتان تفاهم کنید و بدون اجازه او شغل‏نگیرید،که این امر آرامش و صفاى خانوادگى را بر هم میزند و زندگى رابر شما و فرزندانتان تلخ میگرداند.و این حق شوهر است که اجازه بدهد یاندهد.

2- -در خارج منزل و در محل کار حجاب را رعایت نمایید.ساده و بى‏آرایش به محل کار بروید از معاشرت با مردان‏بیگانه اجتناب کنید. آرامش و وقار و سنگینى یک زن‏مسلمان را حفظ کنید.هم محترم باشید هم احساسات و عواطف لطیف‏همسرتان را جریحه‏دار نسازید. لباسهاى زیبا و آرایش و زر و زیورتان رادر خانه و براى همسرتان بگذارید.

3- در عین حال که شما در خارج کار میکنید اما شوهر وفرزندانتان انتظار دارند از کار خانه‏دارى و شوهردارى و بچه‏دارى نیزغفلت نکنید. کار کردن خارج منزل مجوز این نیست که بکارهاى منزل نرسید و شوهر وفرزندانتان را ناراحت‏سازید.

4- اگر بچه‏دارهستید،یا او را به کودکستانى بسپارید یا نزد شخص‏امین و دلسوز و مهربانى بگذارید و به محل کار بروید.مبادا او را تنها دراتاق گذاشته و بروید که کار بسیار ناروا و خطرناکى است.علاوه برخطرات احتمالى،موجب ترس و عقده و بیماریهاى روانى خواهد شد.

بشر بالذات قابلیت ترقى دارد،عشق به کمال در نهادش نهفته وبراى تکامل آفریده شده است، هر کس،در هر مقام و با هر شرائط و در هرسنى باشد،مى‏تواند به ترقیات خویش ادامه داده کاملتر گردد،انسان که‏براى هر گونه کمالى آماده است نباید هیچگاه به موجودیت‏خویش قناعت‏نموده هدف آفرینش را از دست‏بدهد،تا زنده است‏باید بکوشد تا کامل وکاملتر گردد.

پس در حدود شرائط و امکاناتى که برایتان موجود است،شخصیت‏بزرگتر و عالیترى را براى همسرتان در نظر بگیرید و براى رسیدن‏به آن تشویقش کنید،اگر میل دارد به تحصیلات خویش ادامه دهد یا به وسیله‏مطالعه و خواندن کتاب به معلوماتش بیفزاید نه تنها مخالفت نکنید بلکه‏تشویق و تحسینش کنید،برنامه زندگى را طورى مرتب کنید که با کارهاى اومنافات نداشته باشد،سعى کنید اسباب آسایش و راحتى او را فراهم سازید ‏تا با فکر آزاد به ترقیات خویش ادامه دهد.اگر سواد ندارد با خواهش و تمنا وادارش کنید به تحصیلات خویش ادامه دهد،اگر تحصیل کرده است‏تشویقش کنید رشته علمى خودش را تعقیب کند،به وسیله مطالعه و خواندن‏کتابهاى مربوط به آن فن به معلومات خویش بیفزاید.

مرد باید در کسب و کار و معاشرتها و رفت و آمدهایش آزادى عمل داشته باشد تا بتواند بر طبق ذوق و سلیقه خویش کوشش و جدیت کند،اگرکسى بخواهد او را محدود و کنترل کند ناراحت‏شده به شخصیتش لطمه‏وارد مى‏شود،زن دانا و با هوش در کارهاى عادى شوهرش دخالت نمى‏کندو در صدد نیست تمام اعمالش را تحت نظر بگیرد،زیرا مى‏داند که سلب‏آزادى از مرد و کنترل کارهایش نتیجه خوبى ندارد،بلکه ممکن است‏باعکس العمل شدید او مواجه شود.

مردان عاقل و با تجربه احتیاجى به مراقبت ندارند،زیرا عواقب‏امور را مى‏سنجند،فکر نکرده در کارى اقدام نمى‏کنند،فریب نمى‏خورند،مى‏توانند مصالح خویش را تشخیص دهند،دوست و دشمن را مى‏شناسند،لیکن همه مردها چنین نیستند،در بین آنها افراد ساده‏لوح و زودباورى پیدامى‏شوند که ممکن است تحت تاثیر دیگران قرار بگیرند،فریب دشمنان‏دوستنما را بخورند.بهترین کسى که مى‏تواند این وظیفه سنگین را بر دوش بگیردهمسر اوست،یک بانوى دانا و با تدبیر مى‏تواند با رفتار خیرخواهانه وعاقلانه‏اش بزرگترین خدمت را نسبت‏به شوهرش انجام دهد،اینگونه‏خانمها باید توجه داشته باشند که صلاح نیست‏به طور رسمى در کارهاى‏شوهرشان دخالت و امر و نهى کنند زیرا کمتر مردى پیدا مى‏شود که حاضرباشد آلت‏بلا اراده دیگرى حتى همسرش واقع شود،بدین جهت کنترل‏شدید او ممکن است عکس العمل نامطلوبى داشته باشد،لیکن اگر دانا وعاقل باشد مى‏تواند به طور غیر رسمى و از دورادور معاشرتها و رفت وآمدهاى شوهرش را تحت نظر بگیرد.اگر دید شوهرش دیرتر از معمول به خانه مى‏آید یک مرتبه یا دومرتبه یا سه مرتبه را عادى بگیرد زیرا معمولا براى مردها کارهایى پیش آمدمى‏کند که ناچارند در مواقع فراغت دنبال آنها بروند،لیکن اگر تکرار شد واز حد متعارف گذشت‏باید در صدد تحقیق برآید،لیکن تحقیق موضوع هم‏کار آسانى نیست،حوصله و کاردانى لازم دارد،باید از تندى و اعتراض‏اجتناب کند، در ضمن صحبت‏با نرمى و مهربانى سئوال کند شما که دیرتراز معمول به منزل تشریف مى‏آورید کجا مى‏روید؟با بردبارى و زیرکى درمواقع مختلف آنقدر مطلب را تعقیب کند تا حقیقت‏برایش روشن گردد،اگر فهمید اضافه کار دارد یا براى رفع گرفتاریهاى مربوط به کسب وکارش کوشش مى‏کند یا در جلسات علمى و دینى و اخلاقى شرکت مى‏نماید مزاحمش نشود بگذارد آزادانه تلاش کند،اگر احساس کرد باافراد تازه‏اى طرح دوستى ریخته کوشش کند از احوال آنها با اطلاع شود،اگر دید با افراد صالح و خوش سابقه و خوش اخلاق رفاقت و رفت و آمدمى‏کند مزاحمش نشود بلکه تشکر کند که با چنین افرادى طرح دوستى‏ریخته است.قدر این توفیق را بداند و وسائل پذیرائى را برایشان فراهم سازد،زیرا انسان به دوست و رفیق احتیاج دارد و رفیق خوب نعمت‏بزرگى‏بشمار مى‏رود،لیکن اگر متوجه شد که به مراکز فساد راه یافته یا با افرادفاسد معاشرت مى‏نماید که ممکن است او را منحرف سازند،باید فورا درصدد جلوگیرى بر آید.زن مسئولیت‏بزرگى پیدا مى‏کند که انجام دادن آن،یک امر ضرورى و حیاتى محسوب مى‏شود،اگر اندکى سهل انگارى یابى‏احتیاطى به عمل آورد ممکن است زندگى آنها از هم بپاشد.در یک‏چنین مواقعى است که مراتب کاردانى و هوش و تدبیر بانوان ظاهرمى‏گردد،باید بردبار و عاقبت اندیش باشد،داد و فریاد و ناسازگارى و قهرو دعوا غالبا نتیجه معکوس دارد.در اینجا زن دو وظیفه دارد:

اولا باید در زندگى داخلى و رفتار و اخلاق خودش و اوضاع‏عمومى منزلش بررسى کامل و دقیقى به عمل آورد،ببیند چه علتى باعث‏شده که شوهرش از خانه که محل آسایش و امن و امان و کانون گرم محبت‏است‏بیزار شده و به مراکز فساد روى آورده است،مانند یک قاضى باانصاف علت قضیه را کشف کند آنگاه در صدد اصلاح بر آید،شایدبد اخلاقى و ستیزه‏جویى یا ایراد و غر غر خانم علت قضیه باشد،شاید اوضاع خانه‏اش درهم و برهم است،شاید خانم در منزل به آرایش و سر ولباس خودش توجه ندارد،شاید به شوهرش اظهار محبت نمى‏کند، شایدغذاى لذیذ و دلخواه برایش تهیه نمى‏کند،شاید قدردانى و سپاسگزارى‏نمى‏کند.این قبیل عیبهاست که مرد را نسبت‏به خانه و زندگى بى‏علاقه‏مى‏کند به طورى که براى فراموش کردن عقده‏هاى روحى خویش دنبال‏ولگردى و سرگرمیهاى ناروا مى‏رود.در صورت لزوم مى‏تواند از خود مردتحقیق کند و عقده‏هاى روحى او را دریابد. اگر زن عیوب خویش را برطرف ساخت و خانه را به صورت‏دلخواه شوهرش در آورد مى‏تواند به موفقیت‏خودش امیدوار باشد،در آن‏صورت مرد کم کم به خانه و زندگى علاقه پیدا مى‏کند و خواه ناخواه‏مجذوب خوش اخلاقى و مهربانیهاى همسرش قرار مى‏گیرد و از مراکزفساد دور مى‏گردد. دومین وظیفه‏اش اینست که تا مى‏تواند نسبت‏به شوهرش اظهارمحبت کند،با نرمى و ملایمت پند و اندرزش دهد،با مهربانى و دلسوزى‏نتیجه معاشرتهایش را تشریح کند،حتى التماس و گریه و زارى کند،بگوید:از صمیم قلب ترا دوست دارم،به وجود شوهرى مثل تو افتخارمى‏کنم،وجود ترا بر همه چیز ترجیح مى‏دهم،تا پاى جان به فداکارى وهمکارى حاضرم، فقط یک غصه در دل دارم که چرا مرد به این خوبى درفلان مجلس فساد شرکت مى‏کند یا با فلان کس رفت و آمد دارد یا به فلان‏عمل بد عادت کرده است،این قبیل اعمال براى شخصى مثل شما زیبنده‏نیست،خواهشمندم دست از این عمل بردارى،آنقدر التماس و اصرار کند تا دل مرد را مسخر گرداند.ممکن است مرد به اخلاق و عادات زشت‏خو گرفته باشد و بزودى‏تحت تاثیر قرار نگیرد لیکن در هر حال زن نباید مایوس شود،باید بردبارى‏و استقامت‏بیشترى به خرج دهد،و با تصمیم قاطع در تعقیب هدف کوشش‏نماید.زن قدرت و نفوذ عجیبى دارد،در هر موضوعى تصمیم بگیرد پیروزمى‏شود،به هر طرف بخواهد شوهرش را مى‏برد،اگر تصمیم بگیردشوهرش را از وادى انحراف نجات دهد حداقل صدى هشتاد شانس‏موفقیت دارد،اما به شرط اینکه عاقل و با تدبیر و کاردان باشد.به هر حال،تا مى‏تواند نباید به تندى و خشونت و قهر و دعوامتوسل شود،مگر اینکه نرمى و ملایمت را بى‏نتیجه بداند،در صورتى که‏چاره‏اى نباشد مى‏تواند به هر طریقى که امید موفقیت دارد،حتى قهر ودعوا متوسل شود،لیکن باز هم مهربانى و دلسوزى را از دست ندهد، حتى‏تندى و خشونتش از روى دلسوزى باشد نه به عنوان انتقام و کینه جویى.آرى نگهدارى و مراقبت از مرد یک نوع شوهردارى است وشوهردارى وظیفه زن است،چون کار مهم و دشوارى بوده رسول خداصلى الله علیه و آله آن را در ردیف جهاد قرار داده است.

بعضى از مردها دوست دارند در خانه اشتغالات و سرگرمیهاى‏مخصوصى داشته باشند،یا انواع تمبرها و یا عکسهاى‏مختلف را جمع‏آورى میکنند،یا نمونه خطها و امضاها را تهیه مینمایند،یاکتابهاى خطى و چاپى را جمع میکنند،یا به پرورش حیوانات از قبیل مرغ‏و بلبل و قنارى ابراز علاقه میکنند،یا به نقاشى و کارهاى هنرى مى‏پردازند،یا به گلکارى علاقه نشان میدهند،یا به خواندن کتاب و مجلات‏مشغول میشوند.این قبیل سرگرمیها را میتوان از بهترین تفریحات سالم شمرد.نه‏تنها ضررى ندارند بلکه منافعى هم در بر دارند.مرد را به خانه مانوس وعلاقه‏مند مى‏سازند،نگرانیهاى روحى و خستگیهاى اعصاب را برطرف‏میسازند. بنابراین،خانمها باید این قبیل اشتغالات را محترم بشمارند،مردرا مورد تحقیر و سرزنش قرار ندهند و کارهایش را احمقانه و بیفائده‏نشمارند،بلکه تشویقش کنند،و در موارد لازم با او همکارى نمایند.

* همبستری

غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است ؛این غریزه ،عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است.انسان در حین کار و زندگی روز مره خستگی روحی و جسمی پیدا می کند و نیازمند به تمدید قوا می باشد ، همان گونه که غذا و آب و خواب موجب تمدید نیرو می شود ؛غریزه جنسی نیز از غرایزی است که خالق برای کسب آرامش در وجود زن و مرد قرار داده است .

پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) : هر مومنی که با همسرش آمیزش نماید ، هفتاد هزار فرشته بال هایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می گردد .

از مهم‌ترین فلسفه‌های تشکیل زندگی مشترک، آرامشگری زن و شوهر نسبت به یکد‌یگر است. این آرامش به عواملی وابسته است که یکی از بارزترین آنها، رابطة جنسی سالم است. آرامش در زندگی زناشویی یا معلول رابطة جنسی سالم است یا میان این‌دو به نحوی تلازم وجود دارد و نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا کرد.خداوند منان این نیاز را در انسان‌ها دیده و مناسب با آن حکم صادر فرموده است. نیاز انسان‌ها به ارضای غریزه جنسی از یک‌سو و تقدس برآوردن آن در دیدگاه اسلام از سوی دیگر، مسئله را حسّاس‌تر می‌کند. خداوند متعال می‏فرماید:زنان شما برایتان کشتگاه هستند. پس هر زمانی که بخواهید می‏توانید با آنها آمیزش کنید و برای خود ذخیره‌ای پیش فرستید؛ تقوای خدا را پیشه کنید و بدانید حتماً او را ملاقات خواهید کرد و مؤمنان را بشارت دهید.(بقره: 223)در این آیه، خداوند متعال زنان را مزرعة آخرت دانسته و از مردان خواسته است برای آخرت از این مزرعه توشه برگیرند؛ زیرا پس از آن فرموده است: «و برای آخرت خویش، ذخیره‌ای برگیرید».

بر پایه آموزه های قرآنی و فرمان الهی یکی از بهترین و نیکوترین روش های همسرداری به طور کلی و شوهرداری به طور خاص آن است که زن و شوهر در شبانه روز سه وعده با یکدیگر تنها باشند: پیش از نماز صبح و سحرگاهان، هنگام چاشت(ظهر) و هم چنین بعد از نماز عشاء.( سوره نورآیه 58) در این زمان هیچ یک از بستگان از کوچک و بزرگ نباید راه یابند و اگر فرزندان به بلوغ جنسی رسیده اند می بایست همانند دیگران هنگام ورود به خلوت، از پدر و مادر اجازه ورود بگیرند.خلوت های سه گانه آن چنان مهم و اساسی است که پیامبر اکرم(ص) می فرماید: نشستن مرد در کنار همسر خود در پیشگاه خداوند دوست داشتنی تر از اعتکاف و شب زنده داری در مسجد خود (مسجدالنبی در مدینه) است. مرد در این خلوت گاه، باید محبت خود را به زن ابراز کند و از پنهان کردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می یابند. از این رو پیامبر بزرگوار(ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش که دوستت دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود. در این سه خلوت زن می بایست خود را به اشکال مختلف بیاراید و از هرگونه آرایش و زینت بهره برد. در روایات و روان شناسی جنسی درباره خلوت گاه و تعامل زن و شوهر در این مدت، گفته شده که آنان در این مدت با یک دیگر درباره مسایل خصوصی سخن بگویند و معاشقه نمایند و هرگز درباره مسایلی سخن نگویند که کدورت زا باشد و مشکلات بیرون از خلوتگاه را به درون خلوتگاه بکشاند و عیش را منقص گرداند و آتش محبت را به آب سرد سخنان درشت خاموش سازد بلکه هر سخنی که مهر و محبت را بیافزاید و عاملی برای جذب و جلب به سوی یک دیگر باشد بر زبان رانند.زن در خلوت گاه باید خود را عرضه کند. و لذا در اسلام پیش قدمی زن در مسایل جنسی و عرضه کردن پیشنهاد از سوی او امری مستحب دانسته شده است. استحباب به این معنا خواهد بود که این عمل وی مانند لقمه گرفتن مردان برای زن، آثار دنیوی و اخروی و پاداش را دربردارد و فقط یک رفتار اجتماعی و هنجاری نیک به شمار نمی رود بلکه امری مورد تایید و تاکید دین و شارع به عنوان یک عمل دینی و حکم شرعی شمرده می شود.

از حقوق مردان بر زنان آن است که زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسی آماده نشان دهد مگر در مواردی که دین از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص و ممنوع نیز به اشکال دیگر خود را درمعرض بهره برداری جنسی قرار دهد و زمینه های استمتاع شوهر را فراهم آورد به گونه ای که مرد هیچ احساس کمبود و نیاز جنسی نکند. این آماده باش هرچند که در آیه 57 سوره نور نیز بیان شده ولی در روایات به شکلی مشخص مطرح شده است. در بسیاری از روایات بر این نکته تاکید شده که زن می بایست همواره درحالت آماده باش دایم جنسی باشد.در روایت است که زنی از پیامبر(ص) درباره حقوق شوهر پرسید: آن حضرت فرمود: بر زن است که خود را از شوهرش بازندارد و بگذارد تا وی از او کام بگیرد حتی اگر بر روی کوهان شتر باشد.این روایت بدترین حالت را تجسم کرده که در جریان سفر و آن هم در روی شتر و بار کجاوه اگر مردی از زن خویش بخواهد که از وی کام گیرد می بایست خود را آماده کند و از آن بازندارد.در حقیقت آماده باش دایمی جنسی برای جلوگیری از هرگونه احساس نیاز، امری است که می بایست زن به عنوان حق شوهر بشناسد و از آن کوتاهی نکند. از این رو گفته اند یافتن شوهر آسان تر از حفظ آن است؛ زیرا مردان با دیدن غرایز جنسی شان تحریک می شوند و احساس نیاز می کنند و اگر این نیاز برآورده نشود، از راههای دیگر ارضا می شوند.

از نکات جالب توجه در توصیه‏های دین مبین اسلام، توصیه به کثرت رابطه جنسی است؛ با اینکه مردم به طور کلّی توجّه به مسائل جنسی، ثروت‌اندوزی و زیاده‌روی در خوردن و خوابیدن را از یک مقوله می‌دانند و از آنها نهی می‌کنند؛ امّا اسلام به کثرت عمل زناشویی توصیه، و از زیاده‌روی در خوردن، خوابیدن و ثروت‏اندوزی نهی کرده است.در ارضای غریزة جنسی، هر مسیری که به زن آسیبی وارد نکند و بهترین لذّت و آرامش را برای مرد ایجاد کند، مجاز و مطلوب شمرده شده است.

رعایت بهداشت جنسی، زدودن موهای زاید، اصلاح موی سر صورت، انتخاب مواد بهداشتی و آرایشی و سایر موارد باید مورد توجه قرار گیرد. زدودن موهای دستگاه تناسلی، به‌ویژه در مردان، میل جنسی را افزایش می‏دهد. هیچ‌یک از همسران نباید این‌گونه به همسرش بنگرد که او منتظر است تا پس از آمیزش جنسی هم غسل کند و هم به نظافت خود برسد؛ بلکه باید چنین بداند که استحمام پس از آمیزش جنسی فقط برای امتثال امر الاهی در انجام غسل واجب است. آمادگی‏ برای رابطة جنسی را باید قبل از آمیزش ایجاد کرد. زنان باید به این رسیدگی به‌طور ویژه توجه کنند؛ زیرا اساساً مردان از طریق حس بینایی و بویایی تحریک می‌شوند.

زمینه‌سازی برای ارضای هر چه بهتر خواسته‏های جنسی برای همسران امری است که مورد ترغیب است و عجله کردن در آن و پی‌گیری خودخواهانه هر یک از همسران در ارضای آن، مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر اعظم(ص) می‏فرمایند: «هرگاه یکی از شما اراده کرد که با همسرش آمیزش کند، خودخواهانه عجله نکند.باید زن و شوهر به گونه‌ای زمینه‌سازی کنند تا آمیزش در وقت خودش انجام شود و قبل از موعد انجام نگیرد؛ این فرآیند با مقدماتی امکان‌پذیر است. ملاعبه با همسر و آماده‌سازی او، در دین اسلام امری لازم و مقدّس به شمار آمده است.

پس از آمیزش جنسی، میل جنسی در مردان به شدّت فروکش می‏کند؛ در حالی که در زنان چنین فرایندی به شدّت، ظهور نمی‏کند و افزون بر این، انتظار نوعی عشق‌بازی و نگاهی فراتر از رابطه‏ٔ جنسی خالص در آنان وجود دارد؛ زیرا فکر بازیچه بودن زن برای مرد و نگاه یک‌سویة مرد به برطرف ساختن نیاز جنسی خود، زنان را آزار می‏دهد. پس مرد باید به وسیلة عشق‌بازی پس از آمیزش، پاسخ‌گوی خواسته‏های همسرش باشد. هیچ‌یک از همسران، به‌ویژه زن نباید احساس کند که فقط طعمة جنسی شریک زندگی خویش است. به دلایل ذیل بهتر است اظهارعشق و علاقه و رضایتمندی  بعد از آمیزش هم ادامه داشته باشد:

الف) اظهار عشق پس از نزدیکی، محبت دو طرف به یکدیگر را ثابت می‏کند و نشان می‏دهد عشق آنها تنها به منظور ارضای جنسی نیست؛ زیرا شدت میل جنسی فروکش کرده و روابط بیشتر به صورت عاطفی خود را نشان می‌دهد.

ب) اظهار عشق پس از آمیزش حسّ مردانگی و زنانگی را در آ‏نها تقویت می‏کند. هر مردی زمانی احساس غرور می‏کند که زن پس از نزدیکی او را ستایش کند و هر زنی مایل است بداند که صلاحیت جواب‌گویی به خواسته‏های شوهرش را دارد.

ج) اظهار عشق پس از نزدیکی احساس نگرانی از یک عمل به ظاهر حیوانی را از بین می‏برد و به ارتباط شما عشق و محبت انسانی می‏افزاید.

د) اگر در رابطة جنسی یکی از همسران یا هر دو ارضا نشده باشند، این حقیقت مورد غفلت واقع نمی‌شود که همسران نسبت به یکدیگر عشق و علاقه دارند و ارضا نشدن موجب از بین رفتن محبّت میان زن و شوهر نمی‌شود.

ه‍ ) اظهار عشق پس از نزدیکی، شروع مجدّد خوبی را نوید می‏دهد. هیچ جمله‏ای نمی‏تواند شور و شوق شما را در زمینه لذّت جنسی درست توصیف کند. عمدتاً علاقة شما و نگاهتان به بستر آمیزش، معیّن می‏سازد چه‌قدر شما از ارتباط جنسی لذّت کسب می‏کنید. پس با به کارگیری عشق‌بازی در هر مرحله، زمینه شور و شوق مراتب بعدی را بهتر فراهم سازید.

هیچ‌گاه نمی‏توان برای مقاربت جنسی زمان تعیین کرد. انسان همانند یک ماشین نیست که براساس دستورالعمل و فرمول خاصّی رفتار کند. زمانی که همه‌چیز از نظر فیزیولوژی آماده باشد، انسان آمادة آمیزش جنسی است.

معیار در موفقیت جنسی مراحل آن نیست، بلکه رسیدن هم‌زمان زن و شوهر و فعالیت هماهنگ آنان برای رسیدن به ارگاسم است.رابطة جنسی میان زن و مرد باید به‌گونه‏ای صریح باشد که آنان بدون تعارف به نهایت لذّت جنسی بیندیشند. اندیشیدن به نهایت لذّت جنسی نه تنها خودخواهی نیست، یک‌نوع فداکاری است. جایی که انسان در سایة اوج لذّت جنسی دیگران خود نیز به ارگاسم می‏رسد، به هیچ‌وجه خودخواه تلقّی نمی‏شود؛ بلکه تنها همانند مادری است که با اوج لذت فرزند خود، خود نیز به اوج لذّت می‏رسد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر زن لازم است که بهترین عطر خود را بکار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه کند.

بهتر است زن و مرد قبل از آمیزش خود را تمیز کنند، مخصوصاً آلات تناسلی را با آب بشویند، بر زن و مرد لازم است که قبل از آمیزش مثانه را از ادرار خالی کنند، مخصوصاً برای زن، و بعد از آمیزش نیز حتماً ادرار کنند، تا گرفتار عفونتهای تناسلی نشوند. عدم رعایت بهداشت ممکن است مرد و زن را به بیماریهای میکروبی و یا انگلی و یا ویروسی دچار کند. اگر ناحیه تناسلی بخاطر ماندن چرک و کثافات و رسوبهای دیگر در شیارهای پوستی یا از باقیمانده‌های قاعدگی و ادرار بوی زننده دارد، می‌بایست قبل از آمیزش با آب ملایم و صابون آن را شستشو داد، مخصوصاً اگر زن استحمام بگیرد بوی خاصی از بدن او بلند می‌‌شود که برای غالب شوهران خوشایند است.

آمیزش کامل وقتی صورت می‌گیرد که زن و مرد در شرائط مناسب از نظر جسمی و روحی، دو مرحله را با موفقیّت انجام دهند. مرحله اول: آماده ساختن تمایل جنسی در دو طرف و مرحله دوم: هیجان و اوج لذّت وانزال منی، که این دو مرحله باید منظم و پشت سر هم انجام پذیرد، آن هم با روش زیبا و مرتّب . هر گاه یکی از ایندو مرحله ناقص انجام گیرد، سرچشمه بعضی ناراحتی‌های جسمی و روحی می‌گردد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی یکی از شما آمیزش می‌کند، همانند پرنده‌ها بطرف زن نرود (یعنی با عجله و شتاب اقدام نکند) صبر کند و خود را نگه دارد. و در حدیث دیگری پیامبر اکرم در ضمن حدیثی فرمود: آمیزش کردن مرد با اهل خود بدون بازی یک نوع جفاست .

بهترین زن مسلمان زنی است که در زمان خلوت با شوهرش خوش‌زبان و شیرین حرکات باشد و هرگونه پرده و حجابی را از میان خود و شوهرش بردارد. آن چیزی که زن را در ردیف بهترین زنان مسلمان می‌گذارد، همین است که بتواند، این دو حالت متناقض را در وجود خود حفظ کند: در حالت خلوت با شوهر، کاملا حیا و خجالت را کنار گذارد و تا از خلوت‌خانه بیرون آمد، لباس حیا برتن کند و مجسمه عفت و وقار باشد، پس اگر همیشه با حیا باشد، بهترین زنان نخواهد بود، چنانکه اگر همیشه طناز و عشوه‌گر باشد. خلاصه آنکه زن باید لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هر یک را در جای خود بپوشد.

*فرزندداری

فرزند میوه درخت زناشویى است. وجودفرزند پیوند زناشویى را استوار میسازد،مرد و زن را به خانه و زندگى‏علاقه‏مند میگرداند محیط خانه را با صفا و طراوت میکند.مرد را به تلاش وکوشش بیشتر وادار و زن را به خانه و کاشانه دلگرم میسازد. پیغمبر اسلام (ص) فرمود:فرزند صالح گیاه خوشبویى است ازگیاهان بهشت.

یکى از امورى که گاهى باعث اختلاف زن و شوهر مى‏شودموضوع فرزنددار شدن است. علاقه بفرزند و تولید مثل آرزوى طبیعى هر انسان بلکه هر حیوانی است.وجود فرزند ثمره دوران ازدواج و بهترین یادگار انسان‏است.اگر انسان فرزند داشته باشد با مردن،دفتر عمرش بسته نمى‏شودبلکه گویا با عمرى بسیار دراز آفریده شده است.شخص بى‏فرزند خویشتن را غریب و تنها و بى‏پناه میداند و این‏احساس غربت در دوران پیرى شدیدتر میگردد.وجود فرزند کانون‏خانوادگى را گرم و با صفا میگرداند.خانه بى‏ فرزند ویرانه‏اى بیش نیست،حرکت و جنب و جوش ندارد.اسباب سرگرمى و صفا ندارد.ازدواج بى‏فرزند پشتوانه ندارد.درست است که نگهدارى و تعلیم و تربیت فرزند بى‏دردسر نیست‏لیکن چون بر وفق ناموس آفرینش است تحمل آن دشوار نیست و در مقابل‏منافعش ارزش دارد. فرزند ثمره مشترک ازدواج زن و مرد است.هر دو نفر در پیدایش‏کودک دخالت داشته‏اند،و در منافع و زیانهایش نیز شریک میباشند. بنابراین فرزند ‏دارى نیز یک وظیفه مشترک زن و شوهر است نه وظیفه زن‏تنها.درست است که مادران با میل و رغبت از فرزند نگهدارى میکنند وامور نظافت و تر و خشک کردن و تغذیه و شیر دادن و دیگر امور مربوط به‏کودک را از جان و دل مى‏پذیرند.و براى پرستارى و نگهدارى او هر گونه‏رنج و زحمتى را تحمل مینمایند. لیکن شوهر هم نباید فداکاریها و زحمات همسرش را نادیده بگیردو بگوید: فرزند دارى وظیفه زن است.و من در این باره مسؤولیتى ندارم.

گاهى زن و شوهردر اصل فرزند ‏دار شدن اختلاف ندارند لیکن در دیر و زود آن‏اختلاف دارند.گاهى اختلاف سلیقه در تعداد فرزندان است.مرد میل دارد زیاد فرزند داشته باشد اما زن مخالفت میکند یا بعکس.‏بهتر است زن و شوهر امکانات مالى و اوضاع شرائط خودشان را در نظر بگیرند و بر طبق آن،درتعداد معینى از فرزند توافق نمایند. گاهى موضوع اختلاف دختر و پسر است.زن و مرد هر دو غالبا فرزند پسر را بر دختر ترجیح میدهند و از دختردار شدن خوششان نمى‏آید.اگر دختر پیدا کردند زن چون چاره‏اى ندارد سکوت میکند لیکن مرد غالبااظهار نارضایتى مى‏نماید. دختر و پسر چه فرقى دارند؟هر دو فرزند و یادگار پدر ومادر هستند.هر دو انسان و قابل ترقى و تکامل هستند.دختر نیز اگر با تعلیم‏و تربیت صحیح پرورش یابد فرد برجسته‏اى خواهد شد که مى‏تواند نسبت‏به اجتماع خدمات ارزنده‏اى انجام دهد و پدر و مادرش را سرافرازگرداند.بلکه دختر از جهاتى بر پسر مزیت دارد.

اولا نسبت‏به پدر و مادر مهربان‏تر و دلسوزتر مى‏باشد.پسر وقتى‏بزرگ شد و استقلال پیدا کرد غالبا به پدر و مادر چندان توجهى ندارد واگر آزارشان نرساند نفعى هم به حالشان نخواهد داشت.لیکن دختر درهمه حال نسبت‏به آنان مهربان و دلسوز خواهد بود.مخصوصا اگر پدر ومادر بین دختر و پسر فرق نگذارند و حقوق دختران را پایمال نسازندهمیشه محبوب و محترم خواهند بود. ثانیا-از نظر اقتصاد دختر کم خرج‏تر از پسر است.زیرا غالبامدت توقفش در خانه پدر کمتر است.مدت کمى در خانه میماند سپس به خانه شوهر مى‏رود. لیکن پسر مدتهاى مدید بلکه تا آخر عمر سربار پدر و مادر است.ناچارندمخارج تحصیلاتش را بپردازند،شغل مناسبى برایش پیدا کنند،مخارج‏دو سال خدمت‏سربازیش را بدهند،آنگاه برایش عروسى کنند.خانه وفرش و خرج عروسى و مهر زن میخواهد.بعدا هم هر وقت محتاج شد بازسربار آنها خواهد بود. ثالثا-اگر پدر و مادر بین دختر و پسر فرق نگذارند و با دامادشان‏خوشرفتارى کنند و ده یک محبتهایى را که نسبت‏به پسرشان دارند به‏دامادشان داشته باشند در گرفتاریها و مشکلات داماد زودتر به یاریشان‏مى‏شتابد و غالبا با صفاتر و با وفاتر از پسر خواهد بود.

اصولا مگر دختردار شدن تقصیر زن است که شوهر به او ایرادمى‏گیرد.زن و مرد هر دو در این باره شریکند.ممکن است زن به شوهرش‏اعتراض کند که چرا دختر درست کردى؟واقع مطلب اینست که هیچکدام‏تقصیر ندارند.بلکه این مطلب به خواست‏خدا بستگى دارد هر کس راخواست دختر میدهد و هر کس را خواست پسر.البته دسته‏اى ازدانشمندان عقیده دارند که دختر و پسر آوردن بستگى دارد به نوع غذاى‏مادر در دو ماهه اول باردارى.و مدعى هستند که با استفاده از برنامه‏مخصوص غذایى مى‏توان مطابق دلخواه فرزند آورد.بنابراین کسانى که خیلى علاقه به پسر دارند بهتر است‏بامتخصصان فن در این باره مشورت نمایند.و بیخود و بى‏جهت اسباب‏ناراحتى خودشان و همسرشان را فراهم نسازند .مردى نزد رسول خدا (ص) بود که اطلاع یافت دخترى پیدا کرده‏است.از این خبر رنگش تغییر کرد.پیغمبر فرمود:چرا رنگت متغیر شد؟ عرض کرد:هنگامى که خارج مى‏شدم همسرم در حال وضع حمل بوداکنون خبر رسید که دخترى به دنیا آورده.رسول اکرم فرمود:زمین جایش‏میدهد و آسمان سایه بر سرش مى‏افکند و خدا روزیش میدهد و گل‏خوشبویى است که از آن استفاده میکنى . زن در زمان باردارى نیاز شدیدى به آرامش‏فکرى و عشق و علاقه به زندگى دارد.زیرا اعصاب راحت و آرامش فکرو شوق و علاقه به زندگى،هم در سلامت‏خودش تاثیر دارد هم در جسم وروان کودکى که در رحم پرورش مى‏یابد تاثیر بسزایى خواهد داشت. و تهیه و تامین چنین محیط امن و با آرامشى نیز بر عهده شوهراست.شوهر همیشه باید با محبتها و نوازشها و دلجوییهایش دل همسرش‏را گرم و آرام نگهدارد لیکن در زمان باردارى باید این برنامه را دو چندان‏کند.رفتار شوهر باید آن چنان باشد که همسرش از حادثه جدید احساس‏غرور و شادمانى کند و بر خویشتن ببالد که مسؤولیت پرورش یک انسان‏خوب و سالم بر عهده‏اش نهاده شده است.و بخوبى دریابد که شوهرش باتمام وجود او را دوست دارد و به فرزندش نیز کاملا علاقه‏مند میباشد.

مهم‏ترین و حساس‏ترین وظیفه پدر و مادر پرورش و تربیت فرزنداست.در این باره پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند لیکن ثقل این کارمعمولا بر دوش مادران میباشد.زیرا آنها هستند که میتوانند مرتبا از کودکان خویش مراقبت وحفاظت نمایند.اگر مادران به وظیفه سنگین و مقدس مادرى آشنا باشند و با برنامه صحیح نونهالان اجتماع را پرورش دهند میتوانند اوضاع عمومى‏یک اجتماع بلکه جهان را به طور کلى دگرگون سازند.بنابراین ترقى وتنزل،پیشرفت و عقب‏ماندگى اجتماع در دست‏بانوان و به اختیار آنهاست. بدین جهت پیغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زیر پاى مادران است.

بسیارى از مردم از معناى‏صحیح تربیت غافل بوده بین تعلیم و تربیت فرق نمیگذارند.تربیت را نیزیک نوع تعلیم مى‏پندارند.خیال میکنند با یاد دادن یک سلسله مفاهیم ومطالب سودمند دینى یا تربیتى و به وسیله پند و اندرزهاى حکما و شعراء ونقل سرگذشت مردان نیک میتوانند فرزندشان را کاملا تحت تاثیر قرار داد ومطابق دلخواه تربیتش نمایند.مثلا گمان میکنند اگر آیات و روایات مربوط به مذمت دروغگویى را به اطفال یاد دادند و وادارشان کردند چندین حدیث‏و داستان درباره فضیلت راستگویى از بر کنند،و حتى در حضور مردم‏بخوانند و جایزه بگیرند،راستگو تربیت‏خواهند شد.در صورتیکه در موردتربیت‏به این مقدار نمیتوان اکتفا نمود.البته از بر کردن آیه و حدیث وداستانهاى آموزنده بى‏اثر نیست.لیکن آثارى را که از تربیت انتظار داریم‏نباید از این قبیل برنامه‏هاى صورى انتظار داشته باشیم.اگر در صدد تربیت‏صحیح و کامل باشیم باید کودک را در شرائط و اوضاع خاصى قرار دهیم‏و محیط صالح و مناسبى برایش بوجود آوریم که طبعا راستگو و صالح ودرستکار پرورش یابد.محیط نشو و نما و پرورش کودک اگر محیطراستى،درستى،امانتدارى، ایمان،پاکیزگى،انضباط،شجاعت،خیرخواهى،مهر،وفا،صمیمیت،عدالت،کار و کوشش،عفت، آزادى،بلند همتى،غیرت،فداکارى باشد،کودک نیز با همین صفات خو گرفته‏تربیت میشود.و همچنین اگر در محیط خیانت،نادرستى،دروغ،حیله بازى،چاپلوسى،کثافت،تعدى و تجاوز، عدم رعایت‏حقوق،عدم آزادى،بغض و کینه توزى،ستیزه‏گرى،لجبازى،کوتاه فکرى،نفاق ودو رویى پرورش یافت‏خواه ناخواه بدین صفات زشت‏خو گرفته فاسد وبد عمل تربیت‏خواهد شد. و در اینصورت پند و اندرزهاى دینى و ادبى‏گر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد کرد. صدها آیه و روایت وشعر و داستان به مقدار یک عمل آموزنده تاثیر نخواهد کرد-دو صد گفته‏چون نیم کردار نیست پدر و مادر دروغگو نمیتوانند بوسیله آیه و حدیث‏کودک را راستگو تربیت نمایند.پدر و مادر کثیف و بى‏انضباط با عمل‏خودشان بچه را کثیف و بى‏انضباط بار میآورند.کودک بیش از آنمقدارکه به سخنان شما توجه دارد در اعمال و رفتارتان دقت میکند.بنابراین پدر و مادرانیکه در صدد اصلاح و تربیت فرزندان خویش‏هستند باید قبلا محیط خانوادگى و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشان‏را اصلاح کنند تا فرزندانشان خواه ناخواه صالح و شایسته تربیت‏شوند.

یکى از کارهاى حساس بانوان تغذیه اطفال است.سلامت وبیمارى،زشتى و زیبایى،حتى خوش اخلاقى و بد اخلاقى،زیرکى و کودنى‏کودکان مربوط به چگونگى تغذیه آنها است. احتیاجات غذائى آنان بابزرگسالان یکسان نیست و در سنین مختلف نیز تغییر پیدا مى‏کند.یک بانوى بچه‏دار باید همه این جهات را رعایت کند.

بهترین و کاملترین غذاها شیر است.تمام موادى که براى تغذیه ورشد بدن ضرورت دارد در شیر هست.به همین جهت‏شیر مادر براى نوزاداز هر غذائى سالم‏تر و بهتر مى‏باشد. زیرا مواد موجود در شیر مادر با دستگاه گوارش طفل مناسب بوده‏براحتى هضم مى‏شود.به علاوه،تقلب بردار نیست. لیکن مادران بچه شیر ده باید بدین موضوع توجه داشته باشند که‏مواد مختلف غذایى اطفال به وسیله شیر خوردن در اختیار آنها گذارده‏مى‏شود. مواد موجود در شیر هم باید به وسیله غذاى مادر تامین شود.یعنى‏چگونگى شیر مادر به نوع و مقدار خوراک او بستگى دارد.به هر نسبت که‏غذاى مادر متنوع و کامل باشد به همان نسبت‏شیرش نیز کامل و غنى‏خواهد بود.بنابراین،بر مادران شیر ده لازم است که در آن ایام از غذاى‏خودشان کاملا مراقبت نمایند.باید غذاى آنها از حیث غذائیت‏به قدرى‏غنى باشد که بتواند احتیاجات غذایى خودشان و نوزادشان را تامین کند. نوزاد را منظم و در ساعتهاى معین شیر بدهید،تا با نظم و ترتیب‏عادت کند و بردبار و صبور بار بیاید،و معده و دستگاه گوارشش سالم‏بماند.اگر نظم و ترتیب را رعایت نکردید و هر وقت گریه کرد پستان دردهانش گذاشتید با همین وضع عادت مى‏کند. گاه و بیگاه گریه را سر مى‏دهد و اسباب مزاحمت‏شما را فراهم‏مى‏سازد.در بزرگى نیز همین بى‏نظمى را از دست نخواهد داد.حریت وآزادى را از دست مى‏دهد.در مشکلات زندگى صبر و حوصله ندارد و بااندک چیزى یا ستیزه‏گرى را آغاز مى‏کند یا به گریه و زارى متوسل‏مى‏شود. خیال نکنید که رعایت نظم و ترتیب درباره نوزاد دشوار است.اگرچند روزى صبر و حوصله به خرج بدهید بزودى با برنامه دلخواه شماعادت خواهد کرد.

کارشناسان تغذیه اطفال اظهار مى‏دارند که هر سه یا چهار ساعت‏یک بار باید نوزاد را از شیر سیر کرد.در موقع شیر دادن طفل را در دامن‏بگذارید.زیرا علاوه بر اینکه شیر خوردن برایش آسان است،از شمااحساس محبت و مهربانى مى‏کند و همین احساس در شخصیت آینده‏اش مؤثر خواهد بود.هنگامى که در رختخواب خوابیده‏اید نوزاد را پهلوى‏خودتان نگذارید و شیر بدهید.زیرا ممکن است در همان حالیکه پستانتان‏در دهان اوست‏خوابتان ببرد و بدین وسیله آن طفل بیگناه که نمى‏تواند ازخویش دفاع کند خفه شود.این امر را خیلى بعید مشمارید زیرا از این قبیل‏حوادث بسیار اتفاق افتاده است. دستهایش را با آب و صابون بشویید،از حمام دادن و شستشوى او غفلت‏نکنید.زیرا کودک در مقابل میکروبها چندان استقامتى ندارد،اگربهداشت را رعایت نکنید ممکن است‏بیمار یا تلف شود.از بیمارى‏هائى که واکسن دارند مانند:آبله،سرخک،سیاه سرفه،آبله مرغان،مخملک،فلج اطفال،به وسیله واکسن قبلا از آنها جلوگیرى‏کنید.علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.اگر قوانین نظافت و بهداشت را کاملا رعایت کنید مى‏توانیدفرزندانى سالم و شاداب و نیرومند پرورش دهید و از خویشتن به یادگاربگذارید.

* طلاق

با اینکه طلاق در نظر اسلام یک امر جائز و مشروعى است اما درعین حال،ازجمله بدترین کارها است.

ازدواج کفش و جوراب خریدن نیست که وقتى آن را دوست‏نداشتی دورش انداخته و کفش دیگرى بخری.زناشویى یک پیمان مقدس‏انسانى و پیوند معنوى است.دو انسان با هم عهد و پیمان مى‏بندند که تا آخر عمر یار و غمخوار و مونس هم باشند.به اعتماد همین پیمان مقدس‏است که دختر پدر و مادر و خویشانش را رها کرده با صدها امید و آرزو به‏خانه شوهر قدم میگذارد و سرمایه عفت‏خویش را در اختیار او قرارمیدهد.به اعتماد همین پیمان ملکوتى است که مرد مبالغ هنگفتى خرج عقدو عروسى و مرتب ساختن اسباب و لوازم زندگى میکند و شبانه‏روز براى‏آسایش خانواده‏اش زحمت میکشد. ازدواج هوسبازى نیست تا مرد و زن به‏اندک بهانه‏اى آنرا بر هم بزنند.درست است که طلاق امر مشروعى است‏لیکن شارع مقدس اسلام جدا از آن نهى کرده است.

پیغمبر اسلام (ص) فرمود:آن قدر جبرئیل درباره زنان به من سفارش کردکه گمان کردم جز در مورد ارتکاب زنا نباید آنان را طلاق داد .

اکثر طلاقهایى که بین ما واقع مى‏شوند منشا درست و قابل توجهى‏ندارند.بلکه با بهانه‏هاى کودکانه و در اثر لجبازى زن یا شوهر انجام مى‏گیرند.یعنى موضوعات کوچک و بى‏اهمیتى باعث طلاق مى‏شوند که‏ارزش آنرا ندارند که به خاطر آنها کانون مقدس زناشویى از هم بپاشدلیکن نادانى و خودخواهى زن یا شوهر یک امر جزئى را چنان مهم جلوه‏میدهد که سازش را غیر ممکن میگرداند. زن و مردى که قصد جدایى دارند نباید عجله کنند.بهتر است قبلاعواقب امر و آینده خویش را بخوبى بسنجند سپس تصمیم بگیرند.مخصوصا در دو مطلب باید کاملا بیندیشند:  مطلب اول- زن و مردى که جدا مى‏شوند لابد در نظر دارند بعداً با دیگرى ازدواج کنند.مرد فکر میکند همسرم را طلاق میدهم و با زن‏دیگرى که مطابق میلم باشد ازدواج میکنم،زن نیز فکر میکند از شوهرم‏طلاق میگیرم و با یک مرد ایده‏آل عروسى میکنم.لیکن این زن و مرد بایدبدانند که در صورت جدایى بد سابقه مى‏شوند.هوسباز و خودخواه وبى‏گذشت و بى‏وفا معرفى مى‏شوند. مطلب دوم- زن و شوهرى که در صدد جدایى هستند اگر داراى‏فرزند هستند باید بفکر آنها نیز باشند.آسایش و خوشى بچه در اینست که‏پدر و مادرش با هم باشند تا او زیر سایه پدر و در دامن عطوفت مادرپرورش یابد.

اگر این زندگى مشترک از هم پاشید کانون امید فرزند واژگون گشته‏دوران خوشى او خاتمه مى‏یابد.اگر پدر از او نگهدارى کند از مهر ومحبتهاى بى‏شائبه مادر محروم میگردد و اگر مادر سرپرستى فرزندش را به عهده بگیرد آن طفل معصوم از سرپرستى و مراقبت پدر محروم میگردد.

با وقوع طلاق کانون گرم خانواده از هم پاشیده میشود و فرزندان‏آن خانواده بى‏سرپرست و بى‏پناه میگردند .آقاى محترم،و خانم گرامى براى رضاى خدا و به خاطر فرزندان‏بیگناهتان فداکارى کنید، گذشت داشته باشید،بهانه‏جویى نکنید،ازهوسبازى دست‏بردارید،عیوب کوچک را نادیده بگیرید،لجاجت وستیزه‏گرى بخرج ندهید،در عواقب کار خودتان و فرزندان بیگناهتان‏خوب بیندیشید،آنها تقصیر ندارند.این افراد بیگناه از شما انتظار دارند آشیانه آنها یعنى کانون گرم‏خانوادگى را از هم نپاشید و آن جوجه‏هاى بى پر و بال را پراکنده وسرگردان نسازید.

 

�ئR����9���� صورت جدایى بد سابقه مى‏شوند.هوسباز و خودخواه وبى‏گذشت و بى‏وفا معرفى مى‏شوند. مطلب دوم- زن و شوهرى که در صدد جدایى هستند اگر داراى‏فرزند هستند باید بفکر آنها نیز باشند.آسایش و خوشى بچه در اینست که‏پدر و مادرش با هم باشند تا او زیر سایه پدر و در دامن عطوفت مادرپرورش یابد.

 

اگر این زندگى مشترک از هم پاشید کانون امید فرزند واژگون گشته‏دوران خوشى او خاتمه مى‏یابد.اگر پدر از او نگهدارى کند از مهر ومحبتهاى بى‏شائبه مادر محروم میگردد و اگر مادر سرپرستى فرزندش را به عهده بگیرد آن طفل معصوم از سرپرستى و مراقبت پدر محروم میگردد.

با وقوع طلاق کانون گرم خانواده از هم پاشیده میشود و فرزندان‏آن خانواده بى‏سرپرست و بى‏پناه میگردند .آقاى محترم،و خانم گرامى براى رضاى خدا و به خاطر فرزندان‏بیگناهتان فداکارى کنید، گذشت داشته باشید،بهانه‏جویى نکنید،ازهوسبازى دست‏بردارید،عیوب کوچک را نادیده بگیرید،لجاجت وستیزه‏گرى بخرج ندهید،در عواقب کار خودتان و فرزندان بیگناهتان‏خوب بیندیشید،آنها تقصیر ندارند.این افراد بیگناه از شما انتظار دارند آشیانه آنها یعنى کانون گرم‏خانوادگى را از هم نپاشید و آن جوجه‏هاى بى پر و بال را پراکنده وسرگردان نسازید.