بسم الله الرحمن الرحیم

بود و نبود

تاجیکان افسانه ها و قصه های خود را با عبارت بود و نبود سرمی کنند . در واقع می خواهند از همان ابتدا تکلیف خود با مخاطب را روشن کرده و واقعیت داشتن یا نداشتن افسانه یا قصه خود را زیر سوال برند. به تعبیری به مخاطب القاء می نمایند که نباید امیدوار بود که شخصیتها و رخدادهای قصه و افسانه امکان وقوع مجدد دارند از دیگر سو نباید کاملاً هم نا امید شد چرا که ممکن است رخدادهای خوشایند داستان برای آنها هم رخ دهد.البته روایتی دیگر هم هست و آن اینکه همیشه "بوده" است آنی که "نبوده" تلقی شده است و این روایت با عبارتی که درآغاز قصه های ایرانی می آید هم سنخ تر است (یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود).