بسم الله الرحمن الرحیم

بیماری

قطعه زیر که عنوان بیماری را برخود دارد اثری است ارزشمند و دلنشین از جناب آقای دکتر محمد حسین امیر اردوش رایزن محترم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری تاجیکستان که در وبلاگ ایشان لگد کوب خیال به آدرس:(http://tayeb1.blogfa.com) درج شده است از آنجا که نشانه های یکی از بیماریهایم با این بیماری آقای دکتر اردوش یکسان است اقدام به بازنشر این قطعه زیبا و پرمغز می نمایم.

 امید آنکه خداوند متعال همه بیماران بویژه آنها را که از بیماری خود مطلع نبوده و باعث بیماری  یا به قول تاجیکان "گریختن مزه" دیگران می شوند را شفا عطا فرماید.

×××××××××

بیمارم؛

بیمارشده‌ام

 بودم بیمار، بیمارتر شده‌ام

 مزمن است

نهراسید ولی، مسری نیست

معذور داریدم  فقط

 از شرفیابی در محفل‌هایتان

 محفل‌های بی‌شمار هماره پر شکوه:

مجلس‌های معنوی  بی معنا

نشست های علمی نامفهوم

همایش‌های فرهنگی واویلا

بزرگداشت های حقارت بار

همایش‌های نمایشی

نمایش‌های فرهنگی

نشست‌های خان پرور  خوان محور

  

بیمارم؛

معفو داریدم از زیارت

رجاله‌های علامه

لفاظ‌های هنگامه

شومن‌های بی پروا

بحرالعلوم های نیم بند انگشت ژرفا

دکتر های نرفته‌ دانشگاه

دکه و دکان‌دارهای فرهنگی

با ویترین‌های آراسته از فضل ‌های صادراتی

در انبار دکانشان فضولات وارداتی

نویسندگان کتاب‌های خود ناخوانده

شاعران سروده‌های  خود نا‌نیوشیده

پژوهشگران طرح‌های بیهوده

عضو های برجسته

 در همه‌ی انجمن ها خجسته

 صدر نشینان هر جایی

 سررشته داران هر کاری

 شناوران هر بادی

 همه کاره های بیکاره

 همه دان‌های پتیاره

 سخن رانی‌های لغو الحدیث طولانی

 مقاله‌های بی دقت و پر سرقت

بدو وادو‌های پادوهای فرهنگی

ملیجک های ارتقاء یافته

 آدم های خانه زاد آدم ‌های فرو مایه

بسیار  ایثار کرده‌ام

 بار بار حاضر آمدم

 زبان به کام کشیده‌ام

 دندان به دندان ساییده‌ام

 شعورم را از هوش برده‌ام

 برای نخندیدن گاه

پای را نیشگون گرفته‌ام

برای نگرییدن گاه

چشم را قسم داده‌ام

برای نخروشیدن گاه

 بر حضرت ایوب سلام داده‌ام

 

بیمارم؛

 ببخشاییدم

 دیگرانی که صبر شان لبریز نیست

 برای ایثار هنوز جا دارند

 کفایت می‌کنند مجلس های پر شکوه فرهنگی را

 « همج الرعاع» نیز

قاب دوربین‌ها را پر می‌کنند

رسانه‌ها نیز تاب می‌دهند باز پر آز سودا گران فرهنگ را

از این همه هنگ و فر

 سوء هاضمه‌ی فرهنگی گرفته‌ام

 روانم رودل کرده است

شعورم دیگر شکیبا نیست

غثیان می‌کند ...

 

بیمارم؛

 بیمارشده‌ام

 بودم بیمار، بیمارتر شده‌ام

 مزمن است 

نهراسید ولی، مسری نیست

فقط معذور داریدم  

معفو داریدم

ببخشاییدم

« لا علی المریض هرج»

در این هرج و مرج .