بسم الله الرحمن الرحیم

در باره نوروزنامه

کوتاه نوشته ای که در پی خواهد آمد بنا به ضرورت کوتاه و ساده گردیده است تا همراه با برگردان آن به خط سرلیک در ایام نوروزی در چند نشریه تاجیکستان درج گردد.

نوروز، نماد و رمزی از «فرهنگی کهن» و نشانی از هویت ساکنان در جغرافیای فرهنگی نوروز است که در باره آن کتابها و مقاله های بسیاری نوشته شده است.یکی از ارزشمندترین و ماندگارترین نوشته ها در این باره  نوروز نامه است. اثر و نمونه ای کامل از نثر قرن پنجم در باره این رمزو نماد و نشانه فرهنگی و هویتی و همچنین فلسفۀ نوروز و چیستی و چرایی آن که به سادگی و در نهایت ایجاز  این فلسفه پیچیده و چند لایه در آن شرح داده شده است.

«مجتبی مینوی» پژوهشگر شناخته ادبیات و فرهنگ، نوروزنامه را اثر «خیام»[1] ‌دانسته ، در معرفی آن می‌نویسد: «نوروزنامه، رساله‌ای است در بیان سبب وضع جشن نوروز و کشف حقیقت آن و این که کدام پادشاه آن را نهاده و چرا آن را بزرگ داشته‌اند.» مینوی، سپس دلیلهای خود را اساس بر این که نوروزنامه به خیام تعلق دارد را بیان می‌کند. ادامه می دهد که اگر با وجود همه‌ی دلیلها و شهادت دادن ها، نوروزنامه را از خیام ندانیم، باز هم چیزی از سهم خیام در زمینه نوروز کم نمی‌شود؛ چرا که تقویم جلالی را که اساس نوروز است او پدید آورد.[2]

خیام پیش از آنکه شاعر باشد، عالم، محقق و فیلسوف بوده است. در رسالۀ نوروز نامه از قول کسی که رسالۀ مذکور را تنظیم و ترتیب داده، آمده است که : « چنین گوید خواجۀ فیلسوف الوقت، سید المحققین ملک الحکماء عمر بن ابراهیم الخیام رحمة الله علیه...»[3]

دیگر اثرِ خیام در زمینه نوروزکه به نوعی پیش‌نویسِ “نوروزنامه” شناخته می‌شود، شاملِ یادداشت‌هایی ساده، کوتاه و ابتدایی است با نامِ “رساله در کشفِ حقیقتِ نوروز” که هم‌چون برخی دیگر از رساله هایِ او، بدون مقدّمه است. دلیلی که انتسابِ مستقیمِ “نوروزنامه” به خیّام را مورد شبهه و پرسش قرار داده‌است، مربوط به همین بحثِ مقدّمه است؛ چراکه در آن از خیّام به عنوانِ فیلسوف نام برده شده ‌است که دو فرضیه را شامل می‌شود: نخست این‌که یادداشت‌ها پس از درگذشتِ وی، گردآوری و تنظیم شده‌اند و در فرضِ دوّم، شخصی دیگر با بهره‌گیری از آن رساله‌ی ابتدایی و نوشته های پراکنده، به بازنویسی و انتشارِ آن به شکلِ کتاب پرداخته است.

دو نسخه‎ی تاریخی از “ نوروزنامه” به جای مانده است. یکی نسخه‌ی لندن و دیگری نسخه‌ی برلین که برای نخستین بار با تصحیح مینوی در سال ۱۳۱۴ شمسی منتشر شد. این نسخه، در سال‌های آخر از سوی نشریاتِ اساطیر با زیرعنوانِ “در منشأ و تاریخ و آداب جشنِ نوروز” تجدیدِ چاپ شده است. تصحیحِ دیگر این اثر ، متعلّق به علی حصوری است که در سال  ۱۳۴۳ شمسی از سوی کتابخانه‎ی طهوری منتشر شده است.

همچنانکه در انتساب نوروزنامه به خیام اتفاق نظر نیست در مورد سایر سروده های خیام هم اتفاق نظری نیست و به روشنی مشخص نیست که کدام رباعیات از خود خیام بوده و کدام رباعیات خیامانه است. « در بارۀ اینکه فلان رباعی از خیام است یا از خیام نیست آنقدر محققان ادبیات فارسی و خیام شناسان ایرانی و اروپایی تحقیق کرده اند که اگر تمام آنها جمع آوری شود، یک قفسۀ کامل از یک کتابخانه را پُر خواهد کرد و اگر آدمی در جریان این تحقیقات قرار گیرد احساس می کند در گردابی غوطه ور شده است که رهایی ازآن غیر امکان است. ومجموعۀ ای نیست که تمام رباعی های آن بطور قاطع از خیام باشد. اگر در همین مجموعه بعضی از رباعی ها را در کتاب دیگر و به نام دیگری یافتید شگفت زده نشوید.»[4]

سید محمد محیط طباطبایی در مقاله خیام و خیامی که در شماره شش نشریه علوم انسانی به نام گوهر در سال 1973به چاپ رسیده است  بیان می دارد که باید بین  خیام حکیم منجم و ریاضیدان با خیامی شاعر تفاوت قائل شویم . به اعتقاد ایشان شخصیت و شهرت خیام حکیم باعث گردیده تا در گذر زمان اشعار خیامی شاعر به او منتسب شوند.



[1] - استاد "جلال الدین همایی" خیام را زاده سال های بین 430 تا 440 قمری و مرگ وی را بین سال های 508 تا 530 قمری می داند. (همایی، جلال الدین، خیّامی نامه -ج1- ، انتشارات انجمن آثار ملی، شهریور 1346، ص 3)

[2] - شریفی، علیرضا، «نوروز در شعر و اندیشه خیام»، وب‌گاه روزنامه خراسان، چهارشنبه 19/12/1388.

[3] - مرتضی راوندی،تاریخ اجتماعی ایران، ج10 ،ص 261

[4] - خیام نیشابوری، رباعیات کامل، با مقدمه دکتر احمد محمدی ملایری،با کوشش علی شیر محمدی، چاپ دوم نشریات قیام تهران، ص هفده از مقدمه