بسم الله الرحمن الرحیم

پاش خوردن

در سال 1991ثمره انقلاب 1917 روسیه، یعنی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اتحادی که بخش بزرگی از شرق اروپا و شمال آسیا را در برمی‌گرفت و پهناورترین کشور و یکی از دو ابرقدرت جهان شناخته می­‌شد.فروپاشید یا به تعبیر تاجیکان پاش خورد.


در سال 1917 پس از دو انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه، حزب بلشویک به رهبری لنین قدرت را در این کشور به دست گرفت. این دوره ارتش نوین شوروی با نام ارتش سرخ به کوشش تروتسکی و تحت رهبری او شکل گرفت. در سال 1922 حزب بلشویک نام خود را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر داده تأسیس کشور «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» را اعلام کرد. این کشور از اتحاد روسیه و مناطق متعلق به روسیه تزاری تشکیل شده بود.در سال 1924 و پس از مرگ لنین، کشمکش بر سر جانشینی او شدیدتر شد و بالاخره استالین توانست مخالفان خود به ویژه تروتسکی را سرکوب کند و بر جای لنین بنشیند.در سال 1939 در آستانه شروع جنگ جهانی دوم، شوروی پیمان عدم تجاوز با آلمان نازی منعقد کرد ولی در سال 1941 با حمله گسترده آلمان، شوروی نیز وارد جنگ شد. در این جنگ که بطور رسمی "جنگ بزرگ میهنی" نامیده می‌شد، دولت و حزب و مردم شوروی با مقاومت در برابر ارتش آلمان توانستند جریان جنگ را برگردانند وبا شکست آلمان در سال 1945 به ابرقدرت‌ جهانی تبدیل شوند. پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز دوران جنگ سرد کشمکش و تقابل دو ابرقدرت یعنی آمریکا و شوروی، سیاست تمام جهان را طی چهار دهه تحت تأثیر خود داشت. همچنین این تقابل را، تقابل میان سرمایه‌داری و سوسیالیزم نیز دانسته‌اند. شوروی در سال 1949 به قدرت اتمی‌ دست یافته و به انحصار آمریکا در این زمینه پایان داد. در سال 1953 بعد از مرگ استالین، جانشینان او به رهبری دسته‌جمعی پرداختند ولی نهایتاً "نیکیتا خروشچف" توانست قدرت را به دست آورد. در سال 1957 شوروی با فرستادن ماهواره "اسپوتنیک1" به مدار زمین، عصر فضا را آغاز کرد. شوروی برای اولین بار یوری گاگارین را به فضا فرستاد و پس از چندی با سفینهٔ بی سرنشین خاک کرهٔ ماه را به زمین آورد.در اوایل دهه 1960 رهبران حزب، خروشچف را برکنار کردند و پس از دوره‌ای رهبری دسته‌جمعی، لئونید برژنف قدرت را به دست گرفت. در دوره او اصلاحات سیاسی و اجتماعی که در دوره خروشچف آغاز شده بود، به کندی گرایید و تسلط حزب و دولت بر تمام عرصه‌های سیاسی و اجتماعی تقویت شد. در دهه 1980 آثار فروپاشی شوروی ظاهر شد و بالاخره در سال 1991 این کشور رسماً منحل شده و به چند کشور دیگر تجزیه شد.

موج فروپاشی از جمهوری کوچک شوروی لیتوانی آغاز می شود. مجلس این جمهوری در روز 11 مارس سال 1990 میلادی به طور یکجانبه استقلال لیتوانی از اتحاد جماهیر شوروی را اعلام می کند.در ژانویه سال 1991 میلادی ، ارتش شوروی وارد لیتوانی می شود. در روز 19 اوت سال 1991 میلادی ، کمونیست های محافظه کار با یک کودتا تلاش می کنند گورباچف را از قدرت ساقط کنند. آنها در این تلاش توسط بوریس یلتسین رئیس جمهور فدراسیون روسیه شکست می خورند.گورباچف دیگر قادر به جلوگیری از روند تحولات نبود و قدرت واقعی به دست بوریس یلتسین می افتد. دسامبر سال 1991 یلتسین، شوشکویچ و کرافچوک سران جمهوری های روسیه، اوکراین و بلاروس، در یک محفل خصوصی در استراحتگاه «بلوژفسکایا» واقع در بلاروس تصمیم به انحلال شوروی گرفته بودند. از این جمع، یلتسین به کاخ کرملین رفت و به گورباچف (رهبروقت شوروی) گفت که اتحاد جماهیر شوروی منحل شده و او دیگر سمتی ندارد. اندکی بعد گورباچف در نطق کوتاه رادیو- تلویزیونی گفت که با انحلال شوروی به این صورت نمی تواند موافق باشد، ولی چون در برابر عمل انجام شده قرار گرفته چاره­ای جز قبول ندارد. روز هشتم دسامبر سال 1991 رهبران جمهوری‌های روسیه،اوکراین و بلاروس در شهر مینسک گرد هم آمدند تا با اعلام استقلال سرزمین‌هایشان رسماً پایان دوران حیات اتحاد جماهیر شوروی را اعلام کنند. آنها همچنین تشکیل اتحادیه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع(CIS) را نیز بین خود اعلام کردند. اندکی پس از آن هشت جمهوری دیگر تازه‌استقلال یافته از شوروی سابق نیز به این اتحادیه پیوستند ولی دگرگونی‌های سریع سیاسی در برخی از این کشورها سبب شد تا CIS نقشی بسیار کمرنگ‌تر از آنچه پیش‌بینی‌می‌شد‌ در تحولات سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی بازی کند. پس از فروپاشی 15 کشور جدید تاسیس شدند و فدراسیون روسیه وارث حقوقی شوروی شد، این کشورهای جدید در اروپای شرقی عبارتند از: بلاروس، اوکراین، مولداوی، در حاشیه دریای بالتیک: استونی، لتونی، لیتوانی، در قفقاز گرجستان، آذربایجان ارمنستان، در آسیای مرکزی ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان.

از زمان تأسیس شوروی تا زمان فروپاشی آن تنها حزب سیاسی آن کشور حزب کمونیست اتحاد شوروی بود. این حزب تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی شوروی را در کنترل داشت. تمام فعالیت‌های سیاسی و جتماعی در کشور طبق نظر این حزب انجام می‌گرفت و مخالفان این حزب مجازات می‌شدند. مطبوعات و انتشارات و هنرها نیز در کنترل حزب و دولت بود وآنچه که بیش از یکصد گروه قومی اتحادجماهیرشوروی را درکنار هم نگهداشته بود ایدئولوژی جهان وطنی کمونیسم و اقتدار آن بود.

فروپاشی شوروی هنوز یکی از پدیده‌های اصلی مورد مطالعه در روابط بین الملل است. شاید به جرات بتوان گفت همچنان که وقوع انقلاب اکتبر و حوادثی که در پی آن بروز یافت، دنیا را شگفت زده کرد و بسیاری از پژوهشگران را در دنیا به قلم زدن و تحقیق در این زمینه برانگیخت، به همان اندازه یا بیشتر فروپاشی شوروی نیز در میان مردم دنیا به ویژه سیاستمداران و محققان علوم سیاسی و اجتماعی هیجان ایجاد کرد. فروپاشی شوروی در سال‌های واپسین قرن بیستم بی‌تردید یکی از مهم‌ترین و در عین حال عجیب‌ترین رخدادهای سده حاضر به شمار می‌رود.

یکی از گمانه هایی که در ارتباط با پاش خوردن اتحاد جماهیر شوروی زده می شود این است که در واقع این اتحاد از هم نپاشیده بلکه راس این اتحاد از زمان اعلام فروپاشی فقط از هزینه کردن در جمهوریهای استقلال یافته خودداری کرده و همچون گذشته از قابلیت های بالفعل و بالقوه سرزمینی ، اقتصادی، اجتماعی و... این کشورهای به ظاهر استقلال یافته بهره مند است.