بسم الله الرحمن الرحیم

محاکمه پیش نویس لایحه قانونی مسئولیت پدرو مادر در تربیت فرزند-1

چند روز پس از اعلان عمومی پیش نویس لایحه قانونی مسئولیت پدرو مادر در تربیت فرزند در تاجیکستان و دادن فرصت دونیم ماه از سوی امام علی رحمان رئیس جمهور برای مشارکت همه در زمینه بررسی و محاکمه این قانون ، در تاریخ 17/12/2010  جلسه ای با حضوردکتر تراشیون از علما و کارشناسان برجسته تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، پرفسورعبدالواحد شمال­او رئیس  پژوهشگاه فلسفه آکادمی علوم جمهوری و تنی چند از دانشجویان درپژوهشگاه فلسفه آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان برگزار و دکتر تراشیون دیدگاههای خود را درخصوص این لایحه قانونی  بیان داشتند . با تشکر از جناب آقای محمد رضا جلالی نسب که زحمت پیاده سازی نوار و تایپ و تنظیم سخنان ارزشمند جناب آقای تراشیون را برعهده داشته­اند. در ادامه مطلب می توانید از مطالعه دیدگاههای جناب تراشیون بهره مند گردید.


- درجمهوری اسلامی ایران  اولین کاری که در بحث تعلیم و تربیت شد تدوین فلسفه ای برای تعلیم و تربیت بود ومقصود این بود که دانسته شود که مبداء و غایت تعلیم وتربیت در کجاست وبرای اینکار یک سند راهبردی تهیه شد تا به وسیله آن نحوه اجرایی کردن فلسفه تعلیم وتربیت مشخص شود. سند راهبردی بعد ازتهیه به امضای ریاست جمهوری  رسیدو جهت اجرا ابلاغ شد.در فلسفه تعلیم و تربیت ما انسان را کلی دیدیم یعنی نه مثل غرب که در آن انسان برای دنیا زندگی می­کند و نه مثل  افراط گرایانی که فقط برای آخرت زندگی می­کنند . روایتی از پیامبر اعظم (ص) داریم «برای دنیا چنان باش که گویی می خواهی همیشه زندگی کنی و برای آخرت هم چنان باش که امروز روز آخر زندگی تو است » ما در نظام تعلیم و تربیت ایران نگرشی این­گونه داریم  که برای دنیایمان خیلی قرص و محکم ؛ عالی ؛ پیشرفته و بهترین امکانات رامی خواهیم مثلا می بینید در بحث انرژی هسته ای یک قدم هم عقب نشینی نمی کنیم چون ما برای دنیایمان باید آینده نگر باشیم طوری که انگار می خواهیم همیشه زندگی کنیم ولی از طرف دیگر برای آخرتمان هم نباید غافل باشیم یعنی نباید آنقدر درگیر دنیا باشیم که آخرت را فراموش کنیم . امام هشتم ما امام رضا (ع)که در مشهد مدفون است چه زیبا در این زمینه می فرمایید : وقتتان را را به چهار قسمت تقسیم کنید (الیته نه بصورت مساوی بلکه هرقسمت به مقدار نیاز) 1- استراحت 2- کار3- تفریح 4- عبادت . این یعنی همه چیز را دیدن .در فلسفه تعلیم و تربیت، انسان کامل انسانی است که هم دنیای خوبی داشته باشد و هم آخرت خوبی برای خود فراهم کند البته بعضی ها معتقدند که نمی شود آدم هم دنیا را داشته باشد و هم آخرتش را ولی متفکران ما در بحث فلسفه تعلیم و تربیت به این نتیجه رسیده اند که اینکار شدنی است و براساس آن سند راهبردی را نوشته اند ( اگر از این جلسه قبلا مطلع بودم یک نسخه آن را می آوردم ) در ایران همه از رسانه گرفته تا خانواده و مدرسه باید براساس این سند حرکت کنند  .

2- من در لایحه تربیتی که رئیس جمهورتاجیکستان داده نکاتی را دیدم که در این لایحه توپ به زمین خانواده انداخته شده است (مسئولیت به خانواده داده شده است). ما می­گوییم خانواده مسئول اصلی تربیت کودک است. اتفاقا پیامبر اکرم (ص)  هم مسئول اصلی تربیت فرزند را پدر می­دانند ولی چه پدری ؟ پدر باید تعریف شود ما می گوییم پدری می تواند مسئول تربیت باشد که خود ش بلد باشد چگونه تربیت کند .آن­هم نه تربیتی که به درد الآن(زمان حال) کودک بخورد بلکه تربیتی که بچه ها (فرزندان) را برای آینده آماده کند آینده ای­که اینتر نت (تکنولوژی) به سرعت وارد خانه ها شده است . آیا این پدر اینترنت را می شناسد و می­داند که آن چه کاربری و چه خطراتی دارد؟ اینتر نتی که به کودک یاد می دهد  که چگونه در مقابل پدر و مادر بایستد . اینترنتی که روابط نامشروع (اشکال مختلف آن ) را به کاربرش یاد می­دهد و فرزند در معرض اینها قرار می گیرد خوب آیا پدر بلد است فرزند را با این شرایط برای آینده ای که  این خطرات  است تربیت کند . ما در ایران یکی از کارهایی که می کنیم این است که والدین را آموزش می دهیم  که چگونه فرزندانشان را تربیت کنند . این خیلی مهم است. نمی شود به پدر و مادر بگوییم فرزندت را تربیت کن ولی ابزار تربیت را در اختیار او قرار ندهیم در ایران کاری که شده این است که بخشی از این آموزش­ها را تلویزیون به عهده گرفته است و برنامه های متعددی در این زمینه در شبانه روز پخش می­شود. در ساعات بین 10 تا 12 صبح بسیاری از شبکه های رادیو و تلویزیون برنامه های خانوادگی و تربیتی دارند .البته در ساعات دیگر هم هست ولی در این ساعات بیشتر است من خودم برنامه هایی بصورت پرسش و پاسخ در این زمینه بصورت مستمر  در رادیو معارف دارم .یکی از بزرگان می گویند که : فرزندان شما برای غیر زمان شماهستند پس آنها را برای آن زمان تربیت کنید . الآن روش تربیتی خیلی از پدر و مادر ها  همان روش تربیتی است که در گذشته با آن تربیت یافته اند . با این روش نمی شود فرزند را برای آینده تربیت کرد البته  بچه باید اصولی را دریافت کند که ممکن است همیشه ثابت باشد مانند احترام به پدر و مادر و بزرگتر ولی این فرزند باید یاد بگیرد که فردا که تلفن موبایل به دستش رسید از آن چگونه استفاده صحیح ببرد . آماری داده اند که در کشور عراق دومین عامل طلاق در خانواده ها تلفن موبایل است . حال اگر استفاده صحیح از تکنولوژی را به فرزندان یاد ندهیم نا خود آگاه در برخورد و استفاده از آن به انحراف کشیده می­شود.اینجا را نمی­دانم ولی در ایران تقریبا هر خانه ای یک کامپیوتر وجود دارد یک DVDبه خانه برده می­شود که ساعتها فیلم در آن است پدری که بلد نیست کامپیوتر چگونه کار می­کند چگونه می تواند فرزند خود را کنترل و تربیت کند .لذا شما متفکران تاجیکستان یک بخشی را طراحی کنید که آموزش همه جانبه باشد یک بخشش رسانه باشد یکی رادیو یکی کتاب و.....

3- در ایران در مدارس بخش آموزش خانواده داریم یعنی مادر ها ماهی یک بار یا بیشتر می آیند مدرسه و کارشناس تربیتی می آید  وچگونه رفتار کردن و چگونه تربیت کردن فرزند را به آنها آموزش می­دهد. پس یک بخش آموزش را مدرسه به عهده می­گیرد و این بخش را باید سیستم آموزش و پرورش مدیریت کند چون این فرزندان پدر و مادر های آینده هستند پس در کتابهای درسی باید نحوه تربیت فرزند را یاد بگیرند .

4- ما فقط پدر و مادر را  عامل تربیت فرزند نمی دانیم. ما می گوییم علاوه بر اینکه پدر و مادر مربی تربیتی هستند باید جامعه هم آموزش ببیند.جامعه ای که مشروب فروشی در آن آزاد است و به راحتی در مغازه ها به مشروبات الکلی دسترسی است  چگونه می شود فقط مسئولیت تربیت فرزند را به  پدر و مادر سپرد؟ بچه ها تا 7 سالگی مدت زیادی در خانه هستند طبق محاسبات تا این سن فرزند حدود 20000 ساعت در کنار پدر و مادر داخل خانه است و بیشترین تاثیرات را از آنها دارد و لی بعد از 7 سالگی کودک کم کم مدت زیادی از زندگیش را در مدرسه و در راه ها ، در رفت و آمد است و پدر و مادر نمی تواند کاری بکند پس باید به محیط هم توجه شود و دولت باید  به پدر و مادر ها کمک کند. نمی شود با غیر قانونی کردن مصرف مشروبات الکلی برای زیر 18 سال به این مسئولیت کمکی کرد. چون فرزند دسترسی دارد و مخفیانه این کار را می­کند. پس جامعه هم باید تربیت شود. مشروب برای کودک بد است و برای بزرگتر از آن بدتر.در روایت است که روزی خانمی فرزندش را به محضر پیامبر اکرم(ص) آورد و گفت به این فرزند من نصیحت کن خیلی خرما نخورد که برایش خوب نیست، پیامبر (ص) فرمودند که اورا ببرو فردا بیاور. فردا که مادر فرزند را آورد از پیامبر(ص)علت را سوال کرد که چرا دیروز این نصیحت را نفرمودید ایشان اظهار داشتند که من دیروز خودم خرما خورده بودم و اگر نصیحت می­کردم تاثیری نداشت چرا که کاری را که خودم انجام می دهم نمی توانم بگویم تو انجام نده . حال پدری که مشروب می­خورد  چگونه می تواند مشروب را برای فرزندش منع کند . فرزند می­گوید اگر برای پدرم خوبست چرا برای من خوب نباشد . این فرزند بصورت عقده منتظر می شود تا به سن 18 سالگی برسد تا آزاد شود...

5- دوگونه تربیت داریم: 1 تربیت سنتی : عادت دادن ،رام کردن  یعنی مهار کردن مثلا زورکی (به اجبار)بگوییم این­را نخور اگر بخوری می زنم پشت دستت (تنبیه می شوی) این تربیت نیست این رام کردن است .حکایت است که می گویند فردی آمد به پیش پادشاهی و ادعا کرد که حیوانات را تربیت می کند. وزیر دانای پادشاه به او گفت بگو حیوانات را رام می کنم نه تربیت ولی او قبول نکرد و اصرار کرد که می تواند حیوانات راتربیت کند ، پادشاه گفت ثابت کن . او گربه ای را آورد سر سفره پراز غذا بر روی دو پا ایستاده و شمعی روشن در دست و ناظر بر غذا خوردن دیگران در این حال وزیر دانا موشی را در جلوی گربه رها کرد، گربه بلافاصله شمع را انداخته وبه دنبال موش تمام سفره را به هم ریخت در اینجا وزیر به پادشاه ثابت کرد که این شخص گربه را رام کرده بود نه تربیت که اگر تربیت کرده بود بعد از دیدن موش هم باید کار خود را ادامه می­داد .ما بچه هایمان را اگر رام کنیم شاید تا هنگامی که در منظر ماهستند کار منع کرده را انجام ندهند ولی هنگامی که به محیط آزادتر برسند مثل دانشگاه و ...عادت خود را کنار گذاشته و هرکاری که می خواهند انجام می دهند.2- تربیت مطلوب: تربیتی است که هم آزادی بدهیم و هم آگاهی  و این دو با هم می­شود تربیت خوب و این آگاهی را هم پدر و مادر و هم جامعه باید عملا بدهد.مثلا یکی از عوامل ضد تربیت این است که در مدرسه یک چیز به بچه آموزش بدهند و در خانه خلاف آنرا  یا باالعکس یعنی تربیت دوگانه.

6- چون من در حوزه دینی هم کار می کنم در باره تربیت دینی هم مطالبی دارم که زمان می برد و لی چند نکته ای را اشاره می کنم:روایتی داریم از پیامبر اکرم (ص) که می فرماید :کودک اگر در کودکی پر جنب و جوش باشد در بزرگسالی با هوش می­شود .پیامبر اکرم (ص) در این روایت و دیگر روایات می فرمایند که کودک تا 7 سالگی باید آزاد باشد ورشد کند ولی نه اینکه کارهای بد یاد بگیرد چراکه با جنب و جوش و تحرک، هوش زیاد می شود. چون هوش فقط ذاتی نیست بلکه بخشی از  هوش  از محیط گرفته می شود و رشد عاطفی پیدا می­کند کودکانی که کم تحرکند یا از تحرک آنها جلوگیری می­شود و در خانه نگه داری می شوند پژمرده و افسرده اند و اینها کسانی نیستند که بتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند .کودکان با بازی رشد اجتماعی پیدامی کنند ، با بازی رشد جسمی پیدا می کنند و قوی می شوند یعنی پیامبر اکرم (ص) در یک کلام به خانواده ها توصیه می­کنند بگذارید بچه هافعالیت داشته باشند.امام صادق (ع) امام ششم می فرمایند که بچه های خود را در 7 سال اول زندگی رها کنید تا بازی بکنند.ما بر همین اساس در ایران برخی ازمهد های کودک را (باغچه ها را) بازی محور طراحی کرده ایم  نه آموزش محور . یعنی اصل را در این  مهد کودکها بر بازی گذاشته ایم نه آموزش و نتیجه اش را بعد از هشت سال  دیده ایم که این کودکان در مدرسه کودکانی فعالتر و در برنامه های درسی موفقتر بوده اند . در این مهد کودکها به بچه ها آموزش نقاشی نمی دهند بلکه می­گذارند کودک خودش هرچه می­خواهد بکشد و استعداد خود را بروز دهد و آنچه در ذهن دارد را ترسیم کند یا اجازه داده می شود خاکبازی کنند چون پیامبر اکرم(ص) فرمودند که: خاک مایه شکوفایی استعداد بچه هاست. اتفاقا علم روانشناسی هم ثابت کرده که بچه ها سه چیز را خیلی دوست دارند خاک آب مادر یعنی خاک در کنار مادر برای او اهمیت دارد بلکه بیشتر. چراکه بچه ای که با خاک بازی می­کند اگر مادر بگوید بیا به آغوشم . بچه خاک بازی را ترجیح می­دهد و نمی­رود. برهمین اساس ما در باغچه هایمان قسمتی داریم برای خاک بازی بچه ها مثل محیط های خاک بازی در ساحل دریا .

7- مسیحیان می­گویند که انسانها ذاتا گناه کار هستند ولی اسلام انسان را ذاتا و فطرتا پاک می داند و می گوید اگر در تربیت انسان این پاکی فطری را  زنده کنید و رشد دهید می شود تربیت.  فقط باید محیط خوبی را باید ما (خانواده و دولت وجامعه) فراهم بکنیم. مسئله دیگر شخصیت بچه ها است که 70% شخصیت آنها تا 7 سالگی شکل می­گیرد، تا 14 سالگی می شود 90%و در 21 سالگی 100%  شاکله شخصیت کلی انسان شکل گرفته است در نتیجه در منابع دینی ما برای هر مرحله از سن انسان توصیه هایی شده است. فلذا ما در دانشگاه­ها و محیط­های علمی به منابع دینی نگاه علمی هم داریم و همان­گونه که از فروید  یا پاولف در باب روانشناسی مطلب می گوییم مطالب علمی روانشناسانه ای که از امامانمان رسیده را هم مطرح می کنیم و می گوییم امام صادق (ع) در این زمینه این مطلب رادارد و این یک اصل است چون منابع دینی اصیل، متصل به خداوندی است که خالق ما بوده واشرافیت کامل به نیاز بشری داشته و دارد. البته شاید عده ای هم باشند که بنام دین  از منابع دینی استفاده ابزاری بکند مثلا از بخشی ازآیه قرآن (بدون توجه به بخشهای دیگر) استفاده سوء بکند و کسی را اجیر کند که جمعی را بکشدکه این ربطی به دین ندارد. در هر صورت مادر محیط­های علمی نگاه علمی به دین داریم مثلا برخی علمای ما  به قرآن نگاه فلسفی داشته اند.علامه طباطبایی تفسیرمهم ومعروفش را در باره قرآن با نگاه فلسفی نوشته است یا برخی بزرگان نگاه تربیتی به قرآن دارند مثلا آقای قرائتی که روحانی است (و هر شب جمعه در تلویزیون برنامه تفسیر قرآن دارد) از دیدگاه تربیتی به قرآن نظر دارد وآیات را تربیتی تفسیر می کند پس منابع اصیل دینی یک منبعی است که ما نباید در مباحث تربیتی از آنها غافل باشیم حتی  مستشرقینی در غرب وجود دارند که به قرآن نگاه علمی دارند و پیشنهاد می شود اگر در نظام تعلیم و تربیت تاجیکستان  قرآن را به یکی از برنامه درسی استفاده نمی کنند حد اقل یک نگاه و بهره برداری علمی از قرآن داشته باشندو در نظام فرهنگی جامعه از آن استفاده بشود.